تکبر و خود بزرگ بینی از عوامل بی حجابی و ابزار سازمانهای تروریستی
بنام خدا
با سلام
آدمها دو گروهند ، متکبران و فروتنان . گروه متکبرین به نحوی با خدا و مردم در جنگ و ستیز هستند و گروه فروتنان هم با خودشان در صلح اند و هم با مردم و هم با خدا .
گروه قدرت طلب و انحصار طلب که در سطح وسیع که به آنها مستکبر گفته میشود مستکبران همان صاحبان زر و زور و تزویر هستند در ابعاد بزرگ مثل کشورهای امپریالیستی امریکا و انگلیس و فرانسه و آلمان و امثالهم تا در بُعد کوچکتر که آدمهایی با قدرت و موقعیت و ثروت محدود هستند ، هر آدم متکبر خود را تافته ی جدا بافته از دیگران میداند از نظر پول و مقام و موقعیت یا قیافه و هیکل و سایر توانایی هایی که در خود احساس میکند .
مستکبران یا در عرصه ی سیاست صاحب قدرت هستند یا نبض اقتصاد کشورها را در دست دارند یا در هنر و علم و فرهنگ کشورها صاحب نفوذ هستند
و دنیا به دست این دو قطبی اداره میشود ، طبقه ی دارا و ندار .یک درصد در برابر 99 درصد . مستکبرین و مستضعفین . که هر گاه قدرت به دست متواضعین بیفتد میتوان امید خیری از آن حاکمیت داشت اما اگر در دست متکبرین باشد همه ی اقشار به رنج میفتند نه تنها مستضعفین بلکه خود متکبرین هم درگیر میشوند چون جنگ قدرت بین دو یا چند متکبر اتفاق میفتد .
مستکبرین که هیچگاه اجازه نمیدادند قشر فقیر به آنها نزدیک شود و همیشه موازنه های اقتصادی و اجتماعی را طوری مدیریت میکردند که طبقه فقیر نتواند به آنها برسد یا نزدیکشان شود ، وقتی دیدند که همیشه مورد دستبرد افراد فقیر هستند ، مصلحت خود دیدند که اجازه دهند یک طبقه ی بینابینی بنام طبقه ی متوسط بوجود آید که سپر بلا و ضربه گیر آنها در برابر حملات قشر پایین باشد و قشر فقیر برای دزدی به سراغ طبقه ی متوسط برود که هم چیزی برای دزدیدن دارند و هم دسترسی به آنها آسان تر از طبقات مرفه هست که با گذاشتن نگهبان و بادیگارد و زدن حصار در اطراف محل سکونت و استفاده از دوربین و دزدگیرهای پیشرفته با تکنولوژی بالا جهت تامین امنیت خود ، امنیت بالایی برای خود تدارک دیده اند.
دو گروه متکبران و فروتنان ، بر حسب مقدار اعتقاد و ایمانی که به دین و مذهب و خداوند دارند میتوانند تغییر جایگاه دهند اگر اعتقادات و ایمان سست شد از گروه فروتنان به گروه متکبران تغییر مکان میدهند و بالعکس
و خدا نماز را مقرر کرد برای رفع غرور و تکبر در انسانها که وقتی در برابر خالق خود تعظیم و سجده میکنند میتوانند با همنوعان خود نیز متواضع باشند بشرطی که ایمان و اعتقاد در آنها راسخ شده باشد و سطحی و سست نباشد
در هر اغتشاش و آشوبی که صدمات زیادی به مردم و جامعه وارد میکند قطعا جای پای متکبران دیده میشود چه دارای قدرتهای بالا باشند چه از اقشار متوسط و پایین باشند که در حد و اندازه های خودشان ، دچار غرور و تکبر هستند . که حتی اگر حرف حق بر آنها مُسَجَّل شود باز هم از آن سرباز زده و با لجبازی و عناد با آن برخورد میکنند
این غرور و تکبر حتی در بعضی از قشر مذهبیون هم مشکلاتی را بوجود می اورد که همانا ، بدبین شدن مردم نسبت به آنها هست ، گویا به مردم افتخار دادند که مذهبی هستند ، تکبر افراد مذهبی و بعضی زنان با حجاب که خود را بنده ی خوب خدا میدانند موجب میشود بعضی زنان بی حجاب برای دهن کجی به آنها و با نمایش زیبایی های جسم خود ، برتری خود را به زنان با حجاب نشان دهند .
مستکبرین برای حفظ و بقای خود و از بین بردن رقبای خود از روشهای مختلفی بهره می برند یا با جنگ قدرت ، رقیب را بی آبرو و حقیر میکنند و او را نالایق و ناکارآمد جلوه میدهند و از صحنه کنار میزنند و در این مسیر از هر نوع دروغ و تهمت و شایعه و داستان سازی و وارونه کردن حقیقت استفاده میکنند که بوسیله ی رسانه هایی که در اختیار دارند آن جنگ ادراکی را به راه می اندازند تا ادراک مردم را نسبت به چیزی یا کسی ، به نفع خود تغییر دهند ، چنانچه نتوانند از طریق جنگ ادراکی و جنگ رسانه ای به نتیجه برسند اقدام به ترور و کشتن رقیب میکنند تا او و کلیه ی کسانی که به نحوی به او خدمت میکند ، را از صحنه خارج کنند که برای اینکار ، از سازمانهای تروریستی استفاده میکنند ، روش کار سازمانهای تروریستی از نوع ایرانی به این ترتیب هست که برای تربیت و پرورش تروریست به این صورت هست که ابتداء میگردد از میان آدمهای فقیر یا مشکل دار عضو گیری میکند مثلا جوانی در سودای زندگی بهتر میخواهد از ایران خارج شود یا که به آنور آب رفته اما نمیداند چه کند و چگونه در کشور غریب گلیم خود را از آب بیرون بکشد ، این افراد گرفتار را پیدا میکنند که در ایران مشکلی پیدا کرده یا بدهی بالا آورده یا قتل و سرقتی کرده یا آبرویی از او رفته و دیگر نمیتواند در ایران به کار ادامه دهد یا از همسرش طلاق گرفته و با مشکلاتی مواجه است و میخواهد با خارج رفتن ، خود را نجات دهد ، سازمان به سمت چنین افراد مشکل داری،برای عضو گیری میرود و به او وعده ی جا و مکان و اقامت و پیدا کردن شغل و موقعیت و غیره میدهند و جذب سازمان خود میکنند.
این سازمان کمتر به سراغ طبقات ثروتمند و مرفه برای عضوگیری میرود ، چون میداند افراد ثروتمند حاضر نیستند خود و ثروتشان را به مخاطره بیندازند و اما آن افراد فقیر و مشکل دار که جذب سازمان میشوند ممکن است بعدا برای آنان ایجاد مشکل کنند لذا از همان ابتدای ورود از سوی سازمان شستشوی مغزی میشوند و طی کلاسها و جلسات روتین هر روزه ، اول شخصیت او را ازش میگیرند بعد خودشان هویت مورد نظرشان را به او میدهند . سازمان از روشهای روانشناسی برای ساختن رُباتهای انسانی جهت عملیات تخریب و ترور خود استفاده میکند ، آنان اعضا را مجبور میکنند هر روز در کلاسهای شستشوی مغزی شرکت کنند تا تفکر آنها را در راستای اهداف خود شکل دهند ، در جلساتی که میگذارند اعضاء را مجبور میکنند از خود انتقاد کنند حتی از کوچکترین و پیش پا افتاده ترین رفتار و عملکرد خود تا به مرور این باور را پیدا کنند که فردی حقیر و پر از عیب هستند تا هر ایرادی در اطراف خود در سازمان و از طرف رهبران خود دیدند ، فکر کنند ایراد از خودشان است که آن مافوق با آنها چنان رفتار میکند و از اطاعت رُبات وار از فرمانده مافوق خود سر باز نزنند و از سویی دیگر با برشمردن ایرادهای خود ، نزد دیگر اعضای سازمان خرد و تحقیر شوند تا پس فردا نتوانند اعضای دیگر را بخود جذب کنند تا علیه سازمان تمرد و نافرمانی کنند و اعضا او را فردی نالایق ببینند چون اگر او را شخص لایق و بزرگی ببینند ممکن هست در فرمان دادن به او به عنوان زیر دست دچار تردید شوند و آن زیر دست هم در فرمانبری از فرمانهای مافوق خود سرباز زند چون شأن خود را بالاتر از آن بداند که مثل رُبات و عروسک کوکی هر چه مافوق گفت انجام دهد و دست به اعمال غیر انسانی و نفرت انگیز بزند . بعد از طرف دیگر با دادن هویت کاذب به همان شخصیتی که قبلا له کرده بودند ، او را آماده میکنند تا هر عملیات غیر انسانی را انجام دهد مثلا به طرف عنوان فرمانده میدهند در حالیکه فقط دو نفرند و فرمانده ی کذایی صرفا به یک نفر فرمان میدهد ! یا عنوان مسئول عملیات مهندسی ، که همان تخریب و آتش زدن و منفجر کردن هست ! که فرد تحقیر شده بابت عنوان فرمانده و لقب مسئول عملیات مهندسی، احساس میکند واسه خودش کسی شده پس برای از دست ندادن آن مقام و احساس ارزشی که نداشته ، دست به هر کاری میزند .
بنام خدا