بنام خدا

با سلام

سرمایه داران و کارخانه داران غرب در قرن 18 برای مصرف بیشتر محصولاتشان به فکر ایجاد جامعه ی مصرفی افتادند و این مصرف زدگی فقط بوسیله ی زنان حاصل میشد ، آنها با هدف ایجاد مصرف بیشتر محصولات کارخانه های لباس و پوشاک زنانه و کیف و کفش و لوازم آرایش و عطر و سایر ملزومات زنانه ، اقدام به بی حجاب کردن زنها کردند و بوسیله بدن زنها ، محصولات آن کارخانه ها را تبلیغ میکردند و متعاقب بی حجابی زنها بازار پر سود دیگری ایجاد میشد و آن بازار فروش تن زنهای بی حجاب بود چون زنهای بی حجاب با تن و بدن خود مردها را تحریک میکردند که بالطبع نیاز به مراکزی برای فرونشاندن آن تحریکات بوجود می آمد و به این ترتیب با استفاده ابزاری از زنها ، تجارت پرسودی را به راه انداختند ، تا آن زمان زنهای غربی پوشیده در لباسهای بلند با آستین بلند و یقه بلند که گردن را هم می پوشاند و کلاه هایی که سر را پوشش میداد ، بودند و ابتدا با زنهای بازیگر و مدل شروع کردند تا آنها الگوی زنان جامعه شوند برای تبلیغ بی حجابی و پس از آن که بی حجابی در جامعه فراگیر شد ، مشکل خیانت مردها و بی وفایی زنها و از هم پاشیدن کانون خانواده ها ایجاد شد و پرهیز جوانان از ازدواج به دلیل ترس و نگرانی از خیانت و بی وفایی همسر و رو آوردند به عشق آزاد و استفاده از مراکز فساد و فحشاء و اگر هم ازدواجی صورت میگرفت از فرزند آوری خودداری میکردند و به جای آن ،نگهداری از سگ را جایگزین و تبلیغ میکردند و به این ترتیب تجارتی پر سود از فروش سگ ایجاد میکردند و به مرور با گران کردن مراکز فساد و فحشاء ، جوانان کم بضاعت را سوق دادند به سمت همجنسگرایی و صنعتی دیگر برپا کردند برای فروش آلات و ادوات جنسی جهت کسانی که قادر به ازدواج نیستند و حتی پول استفاده از مراکز فساد را ندارند . بعد از مدتی زنهای بی حجاب بعلت تحریک مردان ،در جامعه مورد اذیت و آزار یا تجاوز قرار گرفتند و از سویی حقوق و دستمزد آنان کمتر از مردان بود از این رو جنبشهایی بوجود آمد برای احقاق حق زنان که از نظر حقوق و دستمزد ، مساوی مردان شوند و نیز قوانینی در حمایت از آنها در برابر آزار و اذیت همسر و یا تعرضات جنسی از سوی مردان دیگر ، وضع و اجرا شود که رفته رفته این مطالبه گری به مسیر افراط افتاد و خواهان آزادی های افسار گسیخته دیگری برای زنان شد طوری که از قدرت مرد خانواده بسیار کاسته شد و موجب شد مردان را به سمتی سوق دهد که ترجیح دهند بدون ازدواج رسمی با زنی ازدواج کنند تا چنانچه به عدم تفاهم رسیدند بتوانند به راحتی و بدون هزینه از هم جدا شوند که در جوامع غربی اروپایی بسیاری از خانواده ها که دارای فرزند هم هستند مشاهده میشود که بدون ازدواج رسمی تشکیل خانواده داده اند و اغلب چون ازدواج قانونی نبوده با کوچکترین ناسازگاری به راحتی خانواده را ترک میکنند . این حاصل آزادی زنان در غرب هست که به جایی میرسد که برای خانواده ، دیگر نه زنی می ماند نه زندگی !!

وقتی کانون خانواده ها سست و متزلزل شود و زنان و مردان و فرزندانشان با از دست دادن خانواده ، دچار بی ثباتی عاطفی و روحی و روانی و فکری شوند به چرخه ی اقتصاد جامعه هم لطمه وارد میشود چون انسانها با وجود مشکلات خانوادگی و روحی روانی قادر نخواهند بود ثروت سازی کنند ، هر قدر هم سیاستگزاران جامعه سعی کنند مردم را با سرگرمی های کاذب و مشروب و مواد مخدر از فشارهای روحی روانی رها کنند . سرگرمی هایی مثل کاباره ها ، دانسینگ ها ،دیسکوها ، نایت کلوبها ، کازینوها ، بار و مشروب فروشی ها و کنسرتها و فستیوالها و امثالهم . اما همین سرگرمی ها خود عامل لطمه به قشر جوان جامعه میشود که آنها را خوشگذران و راحت طلب بار می آورد که حوصله درس و تحصیل تا مدارج بالا را ندارند و همین موجب میشود کشورهای غربی دائما در کمبود نیروی انسانی متفکر و مهندس قرار بگیرند و ناگزیر شوند به وارد کردن مغز و تفکر افراد دانش آموخته از کشورهای دیگر ، بخصوص کشورهای فقیر که جوانان آن حاضرند با اقل دستمزد کار کنند فقط به این امید که از جهنمی که در کشور خودشان توسط همین استکبار جهانی ، برپا شده رهایی پیدا کنند ، کشورهای فقیری که با نام جهان سوم نامگذاری شده اند ، که فقر آنها هم ناشی از دخالت همان کشورهای جهان اول و دوم هست والا خودشان منابع طبیعی دارند نیروی کار دارند مغز و اندیشه دارند اما استقلال ندارند چون کشورهای قلدر و مستکبر اجازه نمیدهند که آنها مستقل شوند و کشورشان را بسازند و آنها را وابسته و ناتوان و ناآگاه میخواهند تا بتوانند توی سر آنها زده و ثروتشان را غارت کنند .

بعد از انقلاب دشمن در خصوص حجاب زنها که بقول خودشان قدرت جمهوری اسلامی در حجاب زنها هست پروژه ای را کلید زد که بوسیله ی ترنس های پسر ، مدل لباسهای نامتعارف را مد و رایج کنند ، چون زنها و دخترها حیاء داشتند یا از مزاحمین جنسی ، می ترسند با آن مدل لباسها وارد جامعه شوند لذا برای بار اول پوشیدن و مد و رایج کردن آن ، از ترنس های پسر استفاده کردند که اگر از سوی مردان به آنها تعرضی شد بتوانند از پس مزاحم برآیند، آنها مانتوهای توری ، کوتاه ، بی دگمه ، بی آستین و نیم آستین ، با پارچه های جلب توجه کننده لَخت و براق یا رنگ بدن و پر از تزئینات یراق و گیپور و شلوارهای استرچ نازک چسبان رنگ بدن می پوشیدند و وارد کوچه و خیابان میشدند ، بعد که ترنسها آن نوع پوشش را در جامعه جا می انداختند و زنان و دختران هم به تبعیت از مد به سراغ آن مدل لباس و مانتو و شلوار میرفتند ، تولیدی های لباس هم متعاقب آن با دوخت انبوه از آن مدل لباس و مانتو به پروژه ی زدودن حجاب از زنان و دختران جامعه وارد میشدند طوری که زن و دختر با حجاب وقتی میخواست مانتو بخرد به سختی مانتویی مناسب شأن خود پیدا میکرد . لذا باید نظارت دائمی بر کار تولیدی های پوشاک زنانه برقرار باشد و به موازات آن تولیدی هایی بوجود آورد یا تولیدی های موجود را تشویق کرد که پوشاک زنانه منطبق بر معیارهای دینی تولید کنند و نمایشگاه های مد و حجاب ایجاد کرد و پارچه های چادری را به قیمت ارزان در اختیار علاقمندان به حجاب قرار داد و برای پیشگیری از رواج بی حجابی ، ابتدا از مراکز درمانی ، نظارتها را اعمال کنند چون اولین گروهی که بی حجابی را آغاز کرد همین مراکز درمانی و پزشکی و مطبها بودند که روسری و شال را تبدیل به کلاه کوچکی کردند با لباس کار کوتاه که حجم باسنشان را نشان میدهد و آستین های کوتاه و آرایش های غلیظ و لب و لوپ ژل زده و ناخنهای بلند لاک زده ، انگاری به مهمانی آمده اند . زنان و دخترانی که به درمانگاه ها و دندانپزشکی ها و مطبها و داروخانه ها میروند از همین زنان پرسنل مراکز درمانی و داروخانه ها الگو میگیرند و در جامعه ظاهر میشوند و چون اغلب بخش خصوصی هستند و اختیار اداره محل کار دست خودشان هست پس هر طور دلشان بخواهد ظاهر میشوند . بعد از مراکز درمانی باید به سراغ فروشگاه های زنجیره ای و مجتمع های تجاری و مال های بزرگ بروند که بعضی زنان و دختران وقتی پا به آن مراکز میگذارند فراموش میکنند در ایران اسلامی زندگی میکنند و جوّ برشان میدارد وارد کشور اروپایی شده اند و چون آن مکانها را خالی از نظارت و شلوغ می بینند خود را مختار و آزاد می بینند که کشف حجاب کنند . باید ضابطه ای برای ورود زنهای بی حجاب به مراکز فروشگاهی و تجاری قرار دهند که بازدارنده باشد نه اینکه طرف از در ورود با روسری وارد شود ولی در داخل مجتمع تجاری کاملا کشف حجاب کند . بالاخره باید بفهمند در کشوری اسلامی زندگی میکنند که حجاب ، جزو قانون آن کشور هست و باید به قانون احترام بگذارند و بدانند جامعه ای که در آن تردد میکنند مال همه هست و تنها مال آنها نیست که بگویند هر طور دلم میخواهد در آن جامعه ظاهر میشوم ، فقط خانه ای که در آن سکونت دارند مال آنها هست و مختارند هر طور که مایلند در آن ظاهر شوند . و افرادی که در جامعه حضور دارند مال آن زنهای بی حجاب نیستند که بگویند هر طور بخواهند با بی بند و باری خود بر روی روح و روان و اعصاب و جسم آنها تاثیر منفی بگذارند . و آن افراد جامعه ، شوهر زن دیگری هستند ، پدر خانواده ای هستند . پسر مادری هستند . و آن دختر و زنی که از دیدن این زنهای بی حجاب الگو گیری میکنند و خود را شبیه آنها میکنند ، زن و همسر مردی هستند که مایل نیست همسرش بی حجاب باشد ، یا در اثر بی حجابی نظر مرد دیگری را جلب کند و آن مرد با زن او ارتباط برقرار کند .

و دختر خانواده ای هستند که برادر و پدر آن خانواده نمیخواهد دیگران با دیدن ولنگاری خواهرش و دخترش او را مورد چشم چرانی و یا مزاحمت قرار دهند و یا موجب فریب خوردن او شوند

پس می بینید که بی حجابی اگر افسار گسیخته باشد چه لطماتی به جامعه می زند و به سلامت روحی و روانی و جسمی و جنسی مردم و نمیتوان آن را امری فردی دانست که صرفا فرد میتواند درباره ی آن تصمیم بگیرد که باشد یا نباشد . بی حجابی کل جامعه را تحت تاثیر منفی خود قرار میدهد و زن بی حجاب در برابر همه ی آحاد جامعه مسئول هست

در جوامع غربی از زن استفاده ابزاری میشود برای فروش کالاها و تبلیغ آن و در زمان شاه هم شاهد بودیم زن و دختری مینی ژوپ پوش کنار یک ماشین لباسشویی میرقصد و آن را تبلیغ میکند یا روی ماشینی دراز کشیده و با خنده ای مکش مرگ ما ژست گرفته و یا برای تبلیغ خوراکی آن را با عشوه و لوندی میخورد ! استفاده ابزاری از زنها برای جلب مشتری و فروش . باید در این زمینه فرهنگ سازی بشود تا دوباره به جاهلیت گذشته برنگردیم که برای زدودن آن انقلاب مردمی اتفاق افتاد .

تولیدی ها و شبکه ی توزیع لباس باید در بازارها و فروشگاه ها البسه حجاب را بهتر و متنوع تر کنند و به البسه ی داخل بوتیکها و پاساژها نظارت کنند که چه البسه ای برای زنان و دختران ارائه میشود ؟ آیا سالنهای مد در هر منطقه از سطح شهر برپا میشود که مثل خارجی ها که صنعت مد و سالنهای مد دارند ، زنها و دختران بتوانند مدلهای متنوع البسه را بر تن یک مدل ببینند و الگوی درستی به آنها ارائه شود بجای اینکه یک تولید کننده بر حسب سلیقه ی شخصی خود و پیروی از مدهای غربی آنها را تولید و عرضه کند . آیا در شبکه های تلویزیونی مثل خارجی ها که شبکه ی مد بنام فشن تی وی دارند ، ما هم یک شبکه تلویزیونی برای ارائه الگوی نوع لباس و پوشش داریم که زنان و دختران ما با دیدن آن علاقمند به مدهای منطبق با فرهنگ ایرانی اسلامی شوند ؟