توبه قبل ازمرگ
اللهم انی اسئلک التوبة قبل الموت و الراحة عند الموت و المغفرة و الرحمة بعد الموت و العفو عند الحساب و الفوز بالجنة و النجاة من النار برحمتک یا عزیز و یا غفار

دعاى امام رضا در قنوت نماز وتر
هفتادمرتبه:(استغفرالله و اساله التوبة).رب اغفر و ارحم و تجاوز عما تعلم انک انت الاعز الاجل الاکرم

دعابراي رفع وسواس
یا رَحْمانَ الدُّنیا وَ الْآخِرةِ وَ رَحیمَهُما صلِّ عَلی مُحَمَّدٍ و آلِ مُحَمَّدٍ اين دعا از حضرت رضا علیه السلام منقول است که خوب است آن را در قنوت ها و سجده ها خواند شخصی می گفت وسواس و خواطر سوء بسیار مرا اذیت می کرد، چند روز این دعای حضرت را در قنوت خواندم، تمام وسواس از بین رفت

دعاي مرحوم بهجت درقنوت
اَللّهُمَّ اغْفِرْلَنا وَ ارْحَمْنا وَ عافِنا وَاعْفُ عَنّا و أغنِنا عَمَّن سِواکَ وَانْصُرنا عَلى مَنْ عادانا، وَ أَصْلِحْ أمر آخِرَتِنا وَ دُنیانا وَ اقْضِ حـوائـجـنـا یا لطیف، يا اَهْلَ التَّقْوى وَ الْمَغْفِرَةِ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ خدایا ما را ببخشای و بامامهربان باش و به ما عافیت بده واز ما بگذر وما راازغیرخودت بی نیاز کن و ما را بر دشمنان پیروز کن و کار دنیا و آخرت ما را اصلاح کن و نیازهای ما رابرطرف کن ای مهربان ای اهل تقوا و بخشایش ای مهربان ترین مهربانان

جامع ترين دعا ازنظر آيت الله فاطمي نيا
اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ مِنْ كُلِّ خَيْرٍ اَحاطَ بِهِ عِلْمُكَ وَ اَعُوذُ بِكَ مِنْ كُلِّ شَرٍّ اَحاطَ بِهِ عِلْمُكَ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ عافِيَتَكَ فى اُمُورى كُلِّها وَ اَعُوذُ بِكَ مِنْ خِزْىِ الدُّنْيا وَعَذابِ الاْخِرَةِ این را با جانتان باید بگویید، خدایا من از تو آن خیرهایی که به آنها احاطه علمی داری، همه را میخواهم.(ما خیلی چیزها را اصلا نمیدانیم)، و پناه میبرم به تو از هر شری که تو به آنها احاطه علمی داری. خدایا در تمام کارهایم از تو عافیت میخواهم و پناه میبرم به تو از خاری در دنیا و از عذاب آخرت این دعادر تعقیبات است اما در قنوت هم میتوانید بخوانید، نه به عنوان تعقیبات در قنوت به عنوان یک ذکر مطلق

دعاي كوتاه جامع
رَبِّ إِنِّی لِمَا أَنزَلْتَ إِلَیَّ مِنْ خَیْرٍ فَقِیرٌ خدایا بی تردید من به خیری که تو بر من فرو می فرستی نیازمند و محتاجم (قصص، آیه 24(

درخواست ترحم از ازخدا
یا مَن لَهُ الدُّنیا و الاخرة اِرحَم لِمَن لَیسَ لَهُ الدنیا و الاخرة )ای آنکه دنیا و آخرت از توست، رحم کن بر حال کسی که نه دنیا دارد و نه آخرت(

بهترين دعادرشب قدر
اللهم عافنا فی جمیع الامور (خدایا در همه کارها به ما عافیت بده) از پیامبر اکرم صل الله علیه و اله پرسیدند در شب قدر چه بخواهیم ؟ ایشان فرمودند: عافیت بخواهید.آیت الله فاطمی نیا در توضیح این حدیث فرمودند: بیماری ضد عافیت است ، داشتن فرزند نا صالح ضد عافیت است، همسایه بد ضد عافیت است، قرض و گرفتاری ضد عافیه است ، بی آبرویی ضد عافیت است، هر چیز بدی ضد عافیت است، پس در عافیت خواستن همه چیز هست

بهترین دعا قبل از افطار
اللَّهمَّ ربَّ النُّورِ العَظيم، ورَبَّ الکُرسيِّ الرَّفيع، ورَبَّ البَحرِ المَسجور، ورَبَّ الشَّفعِ الکَبير، والنُّور العَزيز، ورَبَّ التَّوراهِ والإنجيلِ والزَّبورِ، والفُرقانِ العَظيمِ. أنت إلهٌ مَن في السَّمواتِ وإلهُ مَن في الأرضِ لا إلهَ فِيهِما غَيرُکَ، وأنتَ جَبّارُ مِن في السِّموات وجَبّار مَن في الإرضِ لا جَبّار فيهِما غَيرُکَ، أنت مَلِکُ مَن في السَّموات، ومَلِکُ مَن في الأرضِ، لا مَلِکَ فيهما غَيرُکَ، أسألُکَ بِاسمِکَ الکَبيرِ، و نُور وَجهِکَ المُنيرِ، وبمُلکِکَ القَديمِ. يا حَيُّ يا قَيِّومُ، يا حَيُّ يا قَيُّوم يا حَيُّ يا قَيّوم، أسألُکَ بِاسمِکَ الّذي أشرَقَ بِهِ کُلِّ شَيءٍ، وبِاسمِکَ الّذي أشرَقَت بِهِ السّمواتُ والأرضُ، وبِاسمِکَ الّذي صَلُحَ بِهِ الأوَّلونَ، وبِهِ يَصلُحُ الاخِرونَ.يا حَيّاً قَبلَ کُلِّ حَيّ، ويا حَيّاً بَعدَ کُلِّ حَيّ، ويا حَيُّ لا إلهَ إلا أنت صَلِّ علي مُحَمّدٍ وآلِ مُحَمَّد، واغفِر لي ذُنُوبي، واجعَل لي مِن أمرِي يُسراً وفَرَجاً قَريباً، وثَبِّتني علي دينِ مُحَمَّدً وآل محمد و وعلي هُدي مُحَمَّدٍ وآلِ مُحَمَّد، وعلي سُنَّهِ مُحَمَّدٍ وآلِ مُحَمَّد، عليه وعليهِمُ السَّلام واجعَل عَملِي في المَرفوعِ المُتَقَبِّلِ، وهَب لي کما وَهَبتَ لأوليائِکِ وأهلِ طاعَتِکَ، فانّي مُؤمِنٌ بِکَ، ومُتَوَکِّلٌ عَليک، مُنيبٌ اليکَ، مَعَ مَصيري إليکَ، وَتَجمَع لي ولأهلِي وَلوِلَدَي الخَيرَ کُلَّهُ، وتَصرِف عَنّي وَعَن وَلَدي وأهلِي الشَّرَّ کُلَّهُ. أنتَ الحَنّانُ المَنّانُ بَديعُ السّمواتِ والأرضِ، تُعطِي الخَيرَ مَن تَشاءُ، وتَصرِفُهُ عَمَّن تَشاءُ، فَامنُن علي بِرَحمَتِکَ يا أرحَمَ الرّاحِمِينَ. امام صادق فرمودند: رسول خدا به اميرالمؤ منين فرمود: اباالحسن ماه رمضان نزديك شده است ؛ قبل از افطار دعا كن ؛ جبرئيل پيش من آمد و گفت : يا محمد!كسى كه در ماه رمضان ، با اين دعا، قبل از افطار، دعا كند، خداوند دعاى او را مستجاب ، نماز و روزه او را قبول و ده دعاى او را مستجاب مى كند؛ گناه او را بخشيده ، غم و غصه او را از بين برده ، گرفتاريهايش را بر طرف كرده ، حاجات او را برآورده نموده ، او را به مقصودش رسانيده ، عمل او را با عمل پيامبران و صديقين بالا برده و در روز قيامت چهره او درخشانتر از ماه شب چهارده خواهد بود. گفتم : چه دعايى است ؟ جبرئيل دعاي فوق را گفت

تعقيبات نماز
تعقيب مشترك
بعد از هر نماز : سجده شكر تسبيحات حضرت زهرا قرائت سوره حمد قرائت آيت الكرسي قرائت آيات شهد الله و مالك الملك 18-19و26-27 آل عمران،آيه سخره را كه عبارت از سه آيه از سوره اعراف(56-54)است میخوانى،ودعاي سلامتي امام زمان ،دعاي فرج (الهي عظم البلاء) خداوند فرمود: قسم به عزّت و جلالم هر بنده‌ای که درپی نماز آيات شهداللّه ،فاتحه الکتاب،آیة الکرسی وقل اللهم مالک الملک را قرائت کند او را در مرتبه بالای قدس جای دهم و در هر روز هفتاد مرتبه با چشم نهان خود بر او نظر می‌کنم و در هر روز هفتاد حاجت او را برآورده می‌سازم که کمترین آنها مغفرت است و نیز او را از هر شرّی ایمنی می‌دهم و او را یاری می‌کنم و با مردن وارد بهشت می‌گردد. بعد از نماز صبح و مغرب 7 مرتبه قرائت شود: بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحيم لا حَولَ وَ لا قُوَةَ الّا بِاللهِ العَليِّ العَظيمِ * اللّهُمَ صَلِّ علي مُحمّدٍ و آلِ مُحمّدٍ صلوةً تُبَلِّغُنا بِها رِضوانَكَ و الجَنّةَ و تُنجِينا بِها مِن سَخَطِكَ و النّار، اللّهُمَ صَلِّ علي مُحمّدٍ و آلِ مُحمّدٍ و أَرنِي الحَقّ حقّاً حتّي أتَّبِعَهُ و أَرِني الباطِلَ باطِلاً حتّي أجتَنِبَهُ وَلاتَجعَلهُما عَلَيَّ مُتَشابِهَين و أَتَّبِعَ هَوايَ بِغَيرِ هُدَيً مِنكَ واجعَل هَوايَ تَبَعاً لِرِضاكَ و طاعَتِكَ وَخُذ لِنَفسِكَ رِضاها مِن نَفسي وَاهدِني لِما اختُلِفَ فِيه مِن الحَقِّ بِإِذنِكَ، إِنَّكَ لَتَهدِي مَن تَشاءُ اِلي صِراطٍ مُستَقيمٍ

دعادر سجده
حضرت صادق فرمود: هر گاه بنده اى در سجده سه مرتبه بگويد:(يا اَللّهُ يارَباهُ ياسَيِّداهُ) خداوند كريم در جواب او مى فرمايد:لبيك اى بنده من ،حاجتِ خودت را از من بخواه ، تا بتو عنايت كنم . و هر كس در سجده آنقدر بگويد :يارَبّاهُ يا سَيِّداهُ تانفسش قطع شود، حضرت حق تعالى مى فرمايد: حاجت خودت را طلب كن ،اى بنده من

سجده امام كاظم
سجده امام كاظم : اِنْ كُنْتُ بِئْسَ الْعَبْدُ، فَاَنْتَ نِعْمَ الرَّبُّ . عَظُمَ الذَّنْبُ مِنْ عَبْدِكَ،فَلْيَحْسُنِ الْعَفْوُ مِنْ عِنْدِكَ يا كَريمُ

ذكرامام سجاد درسجده آخرنمازها
إلَهِي‌ عُبَيْدُكَ بِفِنَآئِكَ، مِسْكِينُكَ بِفِنَآئِكَ، فَقِيرُكَ بِفِنَآئِكَ، سَآئِلُكَ بِفِنَآئِكَ خدايابنده كوچك تو به در خانه تو آمده بى چاره تو به در خانه تو آمده فقير تو به در خانه تو آمده درخواست كننده ات به درگاه تو آمده است
طاوس يماني گوید، قسم به خداى تعالى این دعا را در وقت مصیبت و كربت نخواندم مگر این كه فورا نجات يافتم

ذكر آخر ركوع
دعاي پس ازذكرركوع خصوصا درركعت آخر: اللهم صل على محمد و آل محمد وترحم على عجزنا و اغثنا بحقهم

بهتر ازكيميا
حاج شيخ حسنعلي نخودكي به امام خميني فرمودند من بهتر از کيميا را به شما ياد مي دهم و آن اينکه:
بعد از نمازهاي واجب، يک بار آيه الکرسي را تا "هوالعلي العظيم"مي خواني
تسبيحات فاطمه زهرا(س) را مي گويي
سپس سه بار سوره توحيد "قل هوالله احد" را مي خواني
بعد سه بار صلوات مي گويي: "اللهم صل علي محمد و آل محمد
سه بار آيه مبارکه: " وَمَن يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَل لَّهُ مَخْرَجًا وَيَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لَا يَحْتَسِبُ وَمَن يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ بَالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِكُلِّ شَيْءٍ قَدْرًا " ميخواني که اين از کيميا برايت بهتر است
دعاپس ازنماز
توصيه آيت الله قاضي به خواندن دعاي ذيل بعد از هر نماز: (اللهم سرحني عن الهموم و الغموم و وحشه الصدر و وسوسه الشيطان برحمتك يا ارحم الراحمين)

استغفار بعدازنماز
امام باقر مى فرمايند:هر كس بعد از نماز واجب و قبل از آن كه از حالت نماز خارج شود و پايش را تكان دهد بگويد:اَسْتَغْفِرُاللهَ الَّذى لا إِلـهَ إِلاّ هُو الْحَىُّ الْقَيُّومُ ذُوالجَلالِ وَ الإِكْرامِ وَ أَتُوبُ إِلَيْهِ (از خداوند، آمرزش مى طلبم ، خدائى كه معبودى جز او نيست ، زنده اى ازلى و ابدى و سرپرستى بى همتا و صاحب جلالت و جوانمردى است به سوى او توبه مى كنم )خداوند همه گناهانش را مى آمرزد ، اگر چه گناهانش به اندازه كف دريا باشد

رفع تنگدستي
مردى خدمت مقدّس حضرت رسول اللّه مشرف شد و از بيمارى و تنگدستى خودش به آن حضرت شكايت كردآن حضرت به او فرمودند:بعد از نمازهاى واجبت بگو:تَوَكَلْتُ عَلَى الْحَىِّ الَّذى لايَمُوتُ وَالحَمْدُ لِلّهِ الذَّى لَم يتخِذْ صاحِبَةً وَ لا وَلَدا وَ لَم يكنْ لَهُ شريكٌ فى الْمُلْكِ وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ وَلِىُّ مِنَ الذُّلِّ وَ كَبِرْهُ تكبيرا

سجده شكر
برخى از ذکرهاى سجده شکر
از امام رضا(علیه السلام) نقل شده است که: مى توانى صد بار در سجده شکر بگویى: شکراً و مى توانى صد بار بگویى عفواً.همچنین از امام صادق (علیه السلام) نقل شده است که کمترین چیزى که در سجده شکر کفایت مى کند آن است که سه بار بگویى: شُکراً للّه
در روایات معتبر بسیارى نقل شده است که امام کاظم(علیه السلام)در سجده شکر بسیار مى گفتند: اَللّهُمَّ اِنّى اَسْأَلُکَ الرّاحَةَ عِنْدَ الْمَوْتِ، وَ الْعَفْوَ عِنْدَ الْحِساب
مرحوم ابن بابویه به سند معتبر، از امام صادق(علیه السلام) روایت کرده است که هرگاه بنده اى درسجده سه بار بگوید: یا اَللّهُ، یا رَبّاهُ، یا سَیِّداهُ خدایا، پروردگارا، سرورا خداوند به وى پاسخ دهد: لبّیک اى بنده ام، حاجت خویش را بخواه.
مرحوم شیخ طوسى فرموده است: مستحب است در سجده براى برادران مؤمن خویش دعا کند و بگوید:اَللّهُمَّ رَبَّ الْفَجْرِ وَاللَّیالِى الْعَشْرِ، وَالشَّفْعِ وَالْوَتْرِ، وَاللَّیْلِ اِذا یَسْرِ، وَرَبَّ کُلِّ شَىْء، وَاِلهَ کُلِّ شَىْء، وَ خالِقَ کُلِّ شَىْء، وَمَلیکَ کُلِّ شَىْء، صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَآلِهِ، وَافْعَلْ بى وَبِفُلان وَفُلان ما اَنْتَ اَهْلُهُ، وَلا تَفْعَلْ بِنا ما نَحْنُ اَهْلُهُ، فَاِنَّکَ اَهْلُ التَّقْوى وَ اَهْلُ الْمَغْفِرَةِ. و چون سر از سجده برداشت دست خود را بر موضع سجود خود بکشد و آنگاه به طرف چپ صورت و سپس به پیشانى خویش بکشد و بعد از آن به جانب راست صورت خود دست بکشد و این کار را سه مرتبه انجام دهد، و در هر مرتبه بگوید: اَللّهُمَّ لَکَ الْحَمْدُ لا اِلهَ اِلاَّ اَنْتَ، عالِمُ الْغَیْبِ وَالشَّهادَةِ، اَلرَّحْمنُ الرَّحیمُ، اَللّهُمَّ اَذْهِبْ عَنِّى الْهَمَّ وَ الْغَمَّ وَالْحَزَنَ وَالْفِتَنَ، ما ظَهَرَ مِنْها وَما بَطَنَ

رفع اضطراب
به جهت رفع اضطراب ، نگرانی ، ترس و وحشت بعد از نمازهای پنجگانه ده بار آیه زیر قرائت شود انشاءالله برطرف می گردد . رَبَّنَا لاَ تُزِغْ قُلُوبَنَا بَعْدَ إِذْ هَدَيْتَنَا وَهَبْ لَنَا مِن لَّدُنكَ رَحْمَةً إِنَّكَ أَنتَ الْوَهَّابُ

تقاضاي عفوپس ازنماز
اَللّهُمَّ اِنَّ مَغْفِرَتَكَ اَرْجى مِنْ عَمَلى وَ اِنَّ رَحْمَتَكَ اَوْسَعُ مِنْ ذَنْبى اَللّهُمَّ اِنْ كانَ ذَنْبى عِنْدَكَ عَظيماً فَعَفْوُكَ اَعْظَمُ مِنْ ذَنْبى اَللّهُمَّ اِنْ لَمْ اَكُنْ اَهْلا اَنْ اَبْلُغَ رَحْمَتَكَ فَرَحْمَتُكَ اَهْلٌ اَنْ تَبْلُغَنى وَ تَسَعَنى لِاَنَّها وَسِعَتْ كُلَّشَىْءٍ بِرَحْمَتِكَ يااَرْحَمَ الرّاحِمينَ بار خداياهمانا آمرزش تو از عمل من اميدواركننده ‏تر و مهربانى تو از گناه من گسترده‏ تر است،بار خدايااگر گناهانم نزد تو بزرگ است،گذشت تو از گناه من بزرگتر است،بار خدايا!اگرچه شايسته دست‏يابى رحمت تو نيستم،امّا رحمت تو سزاوار است به من برسد و مرا فرا گيرد،زيرا رحمتت همه‏ چيز را فرا گرفته است، به حق مهربانيت اى مهربان‏ترين مهربانان

دعاي تقويت حافظه
سُبْحانَ مَنْ لايَعْتَدى عَلى اَهْلِ مَمْلَكَتِهِ سُبْحانَ مَنْ لا يَاْخُذُ اَهْلَ الاْرْضِ بِاَلْوانِ الْعَذابِ سُبْحانَ الرَّؤُفِ الرَّحيمِ اَللّهُمَّ اجْعَلْ لى فى قَلْبى نُوراً وَ بَصَراً وَ فَهْماً وَ عِلْماً اِنَّكَ عَلى كُلِّشَى ءٍ قَديرٌ . منزه است پادشاهى كه بر زيردستانش ستم نمیكند،منزه است خدايى كه اهل زمين را به عذابهاى رنگارنگ گرفتار نمینمايد،منزه است‏ آن خداى بنده ‏نواز مهربان.خدايا قرار ده در دلم نور و بينايى و فهم و دانش،مسلّما تو بر هر چيز توانايى

سلام بر پيامبر و ائمه
از ابن بابويه روايت شده:چون از تسبيح حضرت فاطمه عليها السّلام فارغ شدی بگو: اَللّهُمَّ اَنْتَ السَّلامُ وَ مِنْكَ السَّلامُ وَ لَكَ السَّلامُ وَ اِلَيْكَ يَعُودُ السَّلامُ سُبْحانَ رَبِّكَ رَبِّ الْعِزَّةِ عَمّا يَصِفُونَ وَ سَلامٌ عَلَى الْمُرْسَلينَ وَ الْحَمْدُ لِلّهِ رَبِّ الْعالَمينَ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ اَيُّهَا النَّبِىُّ وَ رَحْمَةُ اللّهِ وَ بَرَكاتُهُ السَّلامُ عَلَى الاْئِمَّةِ الْهادينَ الْمَهْدِيّينَ اَلسَّلامُ عَلى جَميعِ اَنْبِياَّءِ اللّهِ وَ رُسُلِهِ وَ مَلاَّئِكَتِهِ اَلسَّلامُ عَلَيْنا وَ عَلى عِبادِ اللّهِ الصّالِحينَ اَلسَّلامُ عَلى عَلِىٍّ اَميرِ الْمُؤْمِنينَ، اَلسَّلامُ عَلَى الْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ سَيِّدَىْ شَبابِ اَهْلِ الْجَنَّةِ اَجْمَعينَ اَلسَّلامُ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَيْنِ زَيْنِ الْعابِدينَ اَلسَّلامُ عَلى مُحَمَّدِ بْنِ عَلِىٍّ باقِرِ عِلْمِ النَّبِيّينَ اَلسَّلامُ عَلى جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ الصّادِقِ اَلسَّلام عَلى مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ الْكاظِمِ اَلسَّلامُ عَلى عَلِىِّ بْنِ مُوسَى الرِّضا اَلسَّلامُ عَلى مُحَمَّدِ بْنِ عَلِىٍّ الْجَوادِ اَلسَّلامُ عَلى عَلِىٍّ بْنِ مُحَمَّدٍ الْهادى اَلسَّلامُ عَلَى الْحَسَنِ بْنِ عَلِي الزَّكِىِّ الْعَسْكَرِىِّ اَلسَّلامُ عَلَى الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ الْقاَّئِمِ الْمَهْدِىِّ صَلَواتُ اللّهِ عَلَيْهِمْ اَجْمَعينَ. رَضيتُ بِاللّهِ رَبّاً وبِالاِسْلامِ ديناً وَ بِمُحَمَّدٍ صَلَّى اللّهُ عَلَيْهِ وآلِهِ نَبِيّاً وَ بِعَلِىٍّ اِماماً وَ بِالْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ وَ عَلِىٍّ وَ مُحَمَّدٍ وَ جَعْفَرٍ وَ مُوسى وَ عَلِىٍّ وَ مُحَمَّدٍ وَ عَلِىٍّ وَ الْحَسَنِ وَ الْخَلَفِ الصّالِحِ عَلَيْهِمُ السَّلامُ اَئِمَّةً وَ سادَةً وَ قادَةً بِهِمْ اَتَوَلّى وَ مِنْ اَعْداَّئِهِمْ اَتَبَرَّءُ پس سه مرتبه بگو: اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ الْعَفْوَ وَالْعافِيَةَ وَ الْمُعافاةَ فِى الدُّنْيا وَ الاْخِرَةِ

دعا براي گشايش امور
مرحوم شیخ کلینى و شیخ صدوق و دیگران به سندهاى صحیح از امام صادق(علیه السلام) روایت کرده اند که: جبرئیل(علیه السلام) در زندان نزد حضرت یوسف(علیه السلام) آمد و به او گفت بعد از هرنماز 3 مرتبه بگو : سُبْحانَ رَبِّكَ رَبِّ الْعِزَّةِ عَمّا يَصِفُونَ وَ سَلامٌ عَلَى الْمُرْسَلينَ وَ الْحَمْدُ لِلّهِ رَبِّ الْعالَمينَ پس سه مرتبه مى گوئى: اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ وَ اجْعَلْ لى مِنْ اَمْرى فَرَجا وَ مَخْرَجا وَ ارْزُقْنى مِنْ حَيْثُ اَحْتَسِبُ وَ مِنْ حَيْثُ لا اَحْتَسِبُ منزّه است پروردگارت،پرودرگار عزّت،از آنچه مشركان به او نسبت میدهند،و درود بر فرستادگان او و سپاس براى پروردگار جهانيان خدايا!درود فرست بر محمّد و خاندان محمّدخدایا قرار ده برایم گشایش و راه چاره اى و روزى ام ده از آن جا که گمان دارم و از آن جا که گمان ندارم

دعاى بعدازهرنمازجهت خیردنیاوآخرت
اگر ميخواهید خیر دنیا و آخرت را جمع كنید بعد از هر نماز بخوان : أَعُوذُ بِوَجْهِكَ الْكَرِیمِ وَ عِزَّتِكَ الَّتِى لَا تُرَامُ وَ قُدْرَتِكَ الَّتِى لَا يَمْتَنِعُ مِنْهَا شى ء مِنْ شَرِّ الدُّنْیَا وَ الاخره وَ مِنْ شَرِّ الاوجاع كُلِّهَا . پناه مى برم به ذات بزرگوارت و به عزتت كه فوق آن متصور نيست و به قدرتت كه چيزى از آن سرپيچى نتواند از شر دنيا و آخرت و از شر تمامى دردها

دعاى بعداز هرنمازكه انسان راوارد بهشت ميكند
شیبه هذیل خدمت رسول اكرم صلى اللّه علیه و آله آمد و گفت : مرا كلامى تعلیم فرمایید كه خدا مرا به آن سود دهد و آسان باشدفرمود: در پس هر نماز بگو:اللَّهُمَّ اهدنى مِنْ عِنْدِكَ وَ أَفِضْ عَلَى مِنْ فَضْلِكَ وَ انْشُرْ عَلَى مِنْ رَحْمَتِكَ وَ انْزِلْ عَلَى مِنْ بَرَكَاتِكَ بعد رسول خدا صلى اللّه علیه و آله فرمودند: آگاه باش اگر با آن روز قیامت آید و آن را عمدا ترك نكرده باشد خدا برایش هشت در بهشت را باز نماید از هر یك كه خواهد داخل شود.

دعايي براي آمرزش گناهان
حضرت على علیه السلام مى فرماید: هر كس این دعا را بعد از نمازها بخواند خداوند گناهان او را مى آمرزد اگر چه قدر شماره ستارگان آسمانها باشد و به قدر قطرات باران یَا مَنْ لَا یَشْغَلُهُ سَمْعُ عَنْ سَمْعٍ یَا مَنْ لَا یُغَلِّطُهُ السَّائِلُونَ یَا مَنْ لَا یُبْرِمُهُ الحاح الْمُلِحِّینَ اذقنى بَرْدَ عَفْوِكَ وَ مَغْفِرَتَكَ وَ حَلَاوَةَ رَحْمَتِكَ
دعاي پس ازنماز
هر كس سه نوبت بعد از نماز واجب بگويد: يا من يفعل ما يشاء و لا يفعل مايشاء احد غيره سپس از خدا درخواست كند خواسته اش به او داده مى شود

دعاجهت ثابت ماندن دردین درزمان غیبت
یَا اللَّهُ یَا رحمن یَا رَحِیمُ یَا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِى عَلَى دِینِكَ

براي ايمان ثابت داشتن
بعد از هر نماز واجب این طور بگو: رَضيتُ بِاللّهِ رَبّاً و بِالاِْسْلامِ ديناً وَ بِمُحَمَّدٍصَلَّى اللّهُ عَلَيْهِ وآلِهِ نَبِيّاً وَ بِعَلِي اِماماً وَ بِالْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ وَ عَلِىٍّ وَ مُحَمَّدٍ وَ جَعْفَرٍ وَ مُوسى وَ عَلِي وَ مُحَمَّدٍ وَ عَلِىٍّ وَ الْحَسَنِ وَالْخَلَفِ الصّالِحِ عَلَيْهِمُ السَّلامُ اَئِمَّةً وَ سادَةً وَ قادَةً بِهِمْ اَتَوَلّى وَ مِنْ اَعْداَّئِهِمْ اَتَبَرَّءُ پس بگو سه مرتبه: اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ الْعَفْوَ وَالْعافِيَةَ وَ الْمُعافاةَ فِى الدُّنْيا وَ الاْخِرَةِ خوشنودم كه پروردگارم خدا است و دينم دين اسلام است و پيمبرم محمدصلى اللّه عليه و آله و سلم است و امامانم على و حسن و حسين و علي و محمد و جعفر و موسى و على و محمد و على و حسن وفرزند شايسته اويند درود بر ايشان كه پيشوايان و آقايان و رهبرانند به ايشان دوستى دارم و ازدشمنانشان بيزارى جويم

دعای امام حسین براي گشایش کارها
بعد از نمازهای یومیه بخواند: اللّهُمَ اِنّی اَسئَلُکَ بِکَلِماتِکَ وَمَعاقِدِ عَرشِکَ و سُکّانِ سَماواتِکَ وَاَرضِکَ وَاَنبیآئِکَ وَرُسُلِکَ اَن تَستَجیبَ لی فَقَد رَهَقَنی مِن اَمری فَاَسئَلُکَ اَن تُصَلِیَ عَلی مُحَمَّدٍ وآل مُحَمَّد وَاَن تَجعَل لی مِن اَمریُسراً وَالحَمدُ لِلهِ اَوَّلاً وَاخِرًا خداوندا از تو درخواست میکنم به کلمات خودت و عرش خودت وسکونت گزیدگان در آسمانها و زمینت وپیامبران و رسولانت که دعایم را مستجاب کنی چه آنکه سختی مرا در فشار قرار داده پس از تو میخواهم که درود بفرستی برمحمد وآل محمد درکارم آسایش قرار دهی وستایش برخدائیکه اول و آخر است.


دعاي عالي توصيه آيت الله فاطمي نيادرتعقيب نماز
اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ مِنْ كُلِّ خَيْرٍ اَحاطَ بِهِ عِلْمُكَ وَ اَعُوذُ بِكَ مِنْ كُلِّ شَرٍّ اَحاطَ بِهِ عِلْمُكَ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ عافِيَتَكَ فى اُمُورى كُلِّها وَ اَعُوذُ بِكَ مِنْ خِزْىِ الدُّنْيا وَعَذابِ الاْخِرَةِ وَاَعُوذُ بِوَجْهِكَ الْكَريمِ وَ عِزَّتِكَ الَّتى لا تُرامُ وَ قُدْرَتِكَ الَّتى لا يَمْتَنِعُ مِنْها شَىْءٌ مِنْ شَرِّ الدُّنْيا وَ الاْخِرَةِ وَ مِنْ شَرِّ الاَْوْجاعِ كُلِّها وَمِنْ شَرِّ كُلِّ دابَّةٍ اَنْتَ اخِذٌ بِناصِيَتِها اِنَّ رَبّى عَلى صِراطٍ مُسْتَقيمٍ وَ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللّهِ الْعَلِىِّ الْعَظيمِ تَوَّكَلْتُ عَلَى الْحَىِّ الَّذى لا يَمُوتُ وَ الْحَمْدُ لِلّهِ الَّذى لَمْ يَتَّخِذْ وَلَداً وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ شَريكٌ فِى الْمُلْكِ وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ وَلِىُّ مِنَ الذُّلِّ وَ كَبِّرْهُ تَكْبيرا بار خدايا من از تو درخواست مى كنم هر چيزى را كه علمت بدان احاطه نمود و پناه مى برم به تو از هر شرى كه علمت بدان احاطه نمود بار خدايا من از تودر تمام كارهايم عافيت مى خواهم و به تو پناه مى برم از رسوائى و خوارى دنيا و عذاب آخرت و پناه مى برم به ذات بزرگوارت و به عزتت كه فوق آن متصور نيست و به قدرتت كه چيزى از آن سرپيچى نتواند از شر دنيا و آخرت و از شر تمامى دردهاو از گزند هر جنبنده اى كه تو فرمانرواى او هستى همانا پروردگار من بر روش حقى است و هيچ جنبش و نيرويى نيست جز به دست خداى والاى بزرگ توكل كنم بر خداى زنده اى كه هرگز نميرد و ستايش مخصوص خدايى است كه فرزندى نگرفته و كسى در سلطنت شريك او

دعاي مستجاب پس ازنماز
اميرالمومنين از رسول خدا نقل كرد كه آن حضرت فرمود: هر كس نماز واجبى را ادا كند بعد از آن دعايى مستجاب نزد خدا دارد. ابن فحام مى گويد: حضرت اميرالمومنين را در خواب ديدم و از صحت خبر سوال حضرت فرمود: روايت درست است وقتى نماز واجبت تمام شد در حال سجده بگو: اللهم انى اسئلك بحق من رواه و بحق من روى عنه صل على جماعتهم وافعل بى كذا و كذا خدايا از تو مى خواهم بحق كسى كه روايت كرد و به حق كسى كه از او روايت شده بر جماعت ايشان درود فرست و فلان حاجت مرا برآور

دعا براي دوام ايمان بعد از هر نماز
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ اَشْهَدُ اَنْ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ وَحْدَهُ لاشَريكَ لَهُ وَ اَشْهَدُ اَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ آمَنْتُ بِاللَّهِ وَ بِجَميعِ رُسُلِهِ وَ بِجَميعِ ما اُنْزِلَ بِهِ عَلى جَميعِ الرُّسُلِ وَ اَنَّ وَعْدَاللَّهِ حَقُّ وَ لِقآئَهُ حَقُّ وَ صَدَقَ اللَّهُ وَ بَلَّغَ الْمُرْسَلُونَ وَالْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمينَ وَ سُبْحانَ الِلَّهِ كُلَّما سَبَّحَ اللَّهَ شَيْئٌ وَ كَما يُحِبُّ اللَّهُ اَنْ يُسَبَّحَ وَالْحَمْدُ لِلَّهِ كُلَّما حَمِدَ اللَّهَ شَيْئٌ وَ كَما يُحِبُّ اللَّهُ اَنْ يُحْمَدَ وَ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ كُلَّما هَلَّلَ اللَّهَ شَيْى ءٌ وَ كَما يُحِبُّ اللَّهُ اَنْ يُهَلَّلَ وَاللَّهُ اَكْبَرُ كُلَّما كَبَّرَاللَّهَ شَيْى ءٌ وَ كَما يُحِبُّ اللَّهُ اَنْ يُكَبَّرَ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ مَفاتيحَ الْخَيْرِ وَ خَواتيمَهُ وَ سَوابِغَهُ وَ فَوائِدَهُ وَ بَرَكاتِهِ وَ ما بَلَغَ عِلْمَهُ عِلْمى وَ ما قَصَرَ عَنْ اِحْصائِهِ حِفْظى )به نام خدا كه رحمتش بسيار و مهرباني اش هميشگى است،گواهى ميدهم كه معبودى جز خدا نيست، يگانه و بي شريكت است،و گواهى ميدهم كه محمّد بنده و فرستاده اوست،به خدا،و همه فرستادگانش،و همه آنچه كه‏ بر تمام فرستادگان نازل شد ايمان آوردم،و اينكه وعده خدا،و لقايش حق است،و خدا راست گفت و فرستادگان رساندند،و سپاس خداى را پروردگار جهانيان.و تنزيه خداى را هر زمان كه چيزى خدا را تنزيه كند،و آنچنان‏كه خدا دوست دارد تنزيه شود،و ستايش خداى را،هر زمان كه موجودى او را ستايش كند،و آنچنان‏كه خدا دوست دارد ستايش شود،و معبودى‏ جز خدا نيست هر زمان كه چيزى خدا را تهليل گويد،و آنچنان‏كه خدا دوست دارد تهليل شود،و خدا بزرگ‏تر است،هر زمان كه چيزى خدا را بزرگ‏ شمارد،و آنچنان‏كه خدا دوست دارد بزرگ شمرده شود.خدايا از تو ميخواهم،كليدهاى خير و انجامهايش را،و فراوانى و فايده‏ها و بركاتش را،و انچه به دانستنش دانشم رسيد،و آنچه قدرت حافظه‏ ام از شماره‏ اش كوتاه آمد(

تعقيب نماز صبح
اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ عَلَيْكَ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اجْعَلِ النُّورَ فى بَصَرى وَ الْبَصيرَةَ فى دينى وَ الْيَقينَ فى قَلْبى وَ الاِْخْلاصَ فى عَمَلى وَ السَّلامَةَ فى نَفْسى وَ السَّعَةَ فى رِزْقى وَ الشُّكْرَ لَكَ اَبَداً ما اَبْقَيْتَنى شيخ ابن فهد در عُدَّة الدّاعى از حضرت امام رضا عليه السلام نقل كرده كه هر كه بگويد در عقب نماز صبح اين كلام را حاجتى طلب نكند مگر آنكه آسان شود براى او و كفايت كند حقّ تعالى آنچه را كه مهمّ او است : بِسْمِ اللّهِ وَ صَلَّى اللّهُ عَلى مُحَمَّدٍ وآلِهِ وَ اُفَوِّضُ اَمْرى اِلَى اللّهِ اِنَّ اللّهَ بَصيرٌ بِالْعِبادِ فَوَقاهُ اللّهُ سَيِّئاتِ ما مَكَرُوا لا اِلهَ إلاّ اَنْتَ سُبْحانَكَ اِنّى كُنْتُ مِنَ الظّالِمينَ فَاسْتَجَبْنا لَهُ وَ نَجَّيْناهُ مِنَ الْغَمِّ وَ كَذلِكَ نُنْجِى الْمُؤْمِنينَ حَسْبُنَا اللّهُ وَ نِعْمَ الْوَكيلُ فَاْنَقَلَبُوا بِنِعْمَةٍ مِنَ اللّهِ وَ فَضْلٍ لَمْ يَمْسَسْهُمْ سُوءٌ ما شاَّءَ اللّهُ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِالله ما شاَّءَ اللّهُ لا ما شاَّءَ النّاسُ ما شاَّءَ اللّهُ وَ اِنْ كَرِهَ النّاسُ حَسْبِىَ الرَّبُّ مِنَ الْمَرْبُوبينَ حَسْبِىَ الْخالِقُ مِنَ الْمَخْلُوقينَ حَسْبِىَ الرّازِقُ مِنَ الْمَرْزُوقينَ حَسْبِىَ اللّهُ رَبُّ الْعالَمينَ حَسْبى مَنْ هُوَ حَسْبى حَسْبى مَنْ لَمْ يَزَلْ حَسْبى حَسْبى مَنْ كانَ مُذْ كُنْتُ لَمْ يَزَلْ حَسْبى حَسْبِىَ اللّهُ لا اِلهَ اِلاّ هُوَ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَ هُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظيمِ ابن بابويه به سند معتبر از امام محمّد باقر عليه السلام روايت كرده است كه هر كه بعد از نماز صبح هفتاد مرتبه اَسْتَغْفِرُاللّهَ رَبّى وَ اَتُوبُ اِلَيْهِ بگويد خدا او را بيامرزد هر چند در آن روز هفتاد هزار گناه بكند و به روايت ديگر هفتصد گناه .دويّم ايضاً ابن بابويه به سند صحيح و سندهاى معتبر از حضرت اميرالمؤ منين عليه السلام روايت كرده است كه هر كه بعد از نماز صبح يازده مرتبه سوره قُلْ هُوَاللّهُ اَحَدٌ بخواند در آن روز گناهى بر او نوشته نشود برَغْم اَنْف شيطان و در بلد الامين از حضرت رسول صلى الله عليه و آله روايت كرده كه هر كه سوره قُلْ هُوَاللّهُ اَحَدٌ را هر روز ده مرتبه بخواند در آن روز هر چند شيطان سعى كند گناهى بر او نوشته شود نشود . كلينى به سند صحيح روايت كرده است از حضرت صادق عليه السلام كه هر كه بعد از نماز صبح صد مرتبه بگويد ماشآءاللّهُ كانَ وَلاحَوْلَ وَلا قُوَّةَ اِلاّ بِاللّهِ الْعَلِىِّ الْعَظيمِ در آن روز هيچ مكروهى نبيند لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللّهِ تَوَكَّلْتُ عَلَى الْحَىِّ الَّذى لا يَمُوتُ وَ الْحَمْدُ للّهِ الَّذى لَمْ يَتَّخِذْ وَلَداً وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ شَريكٌ فِى الْمُلْكِ وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ وَلِىُّ مِنَ الذُّلِّ وَ كَبِّرْهُ تَكْبيراً از حضرت صادق عليه السلام روايت كرده اند كه فريضه و واجبست بر هر مسلمان كه ده مرتبه پيش از طلوع آفتاب و ده مرتبه پيش از غروب اين دعا را بخواند : لا اِلهَ اِلا اللّهُ وَحْدَهُ لا شَريكَ لَهُ لَهُ الْمُلْكُ وَ لَهُ الْحَمْدُ يُحيى وَ يُميتُ وَ يُميتُ وَ يُحْيى وَ هُوَ حَىُّ لا يَمُوتُ بِيَدِهِ الْخَيْرُ وَ هُوَ عَلى كُلِّ شَى ءٍ قَديرٌ و در بعضى از رواياتست كه اگر ترك شود قضا كنيد كه لازمست. دوّم: و نيز از آن حضرت در روايات معتبره وارد شده كه پيش از طلوع و غروب آفتاب ده مرتبه بگو : اَعُوذُ بِاللّهِ السَّميعِ الْعَليمِ مِنْ هَمَزاتِ الشَّياطينِ وَ اَعُوذُ باللّهِ اَنْ يَحْضُرُونِ اِنَّ اللّهَ هُوَ السَّميعُ الْعَليمُ

برآورده شدن حاجت
مردى به خدمت امام موسى کاظم عليه السلام شکايت کرد که کار من بسته شده است و به هر کارى که متوجه مى شوم ، سود نمى يابم و به هر حاجت که روى نهم برآورده نمى شود. حضرت فرمودند: بعد از نماز صبح 10 مرتبه بگو:
سُبْحانَ اللّهِ الْعَظيمِ وَ بِحَمْدِهِ اَسْتَغْفِرُاللّهَ وَ اَسْئَلُهُ مِنْ فَضْلِهِ

دعاى امام رضادر تعقیب نماز صبح و اسم اعظم الهى
از حضرت امام رضا علیه السلام روایت شده که فرمود: هر که بعد از صبح صد بار بگوید:بسم الله الرحمن الرحیم ، لا حول و لا قوة الا بالله العلى العظیم . این سخن از سیاهى چشم به سپیدى آن نزدیکتر به اسم الهى است

سوره توحيد بعدازنماز صبح
امام علي فرمودند:کسی که سوره توحيدرا بعدازنمازصبح 11 مرتبه بخوانددر ان روز به گناهی دچار یا آلوده نشود هرچند این برخلاف میل شیطان است

اسغفاربعد نمازصبح
هرکس بعد از نماز صبح 70 مرتبه استغفار نماید خدا اورا بیامرزرد هرچند در آن روز هفتاد هزار گناه بکند

تسبيح بعدازنمازصبح
هركس بعد از نماز صبح 70مرتبه بگويد:(سبحان الله والحمد لله ولا اله الاالله والله اكبر يا غياث المستغيثين اغثني)خداوند تعالي ميان او وشر شيطان و شر همه خلق پرده اي را قرار مي دهد ودر بهشت براي او هفتاد شهر را بنا مي كند

درمان آلزايمر وفراموشي
استاد فاطمی نیافرمودند در تعقیبات نماز صبح از از تهذیب شیخ طوسی آورده که بعد از نماز صبح 10 مرتبه بگویید:(سُبْحَانَ اللَّهِ الْعَظِيمِ وَ بِحَمْدِهِ وَ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ إِلا بِاللَّهِ الْعَلِيِّ الْعَظِيمِ)این ذکر واکسن آلزایمر است. در حدیث داریم که هر کس این دعا را ده مرتبه بعد از نماز صبح بگوید،از کوری و جنون پیری محفوظ می ماند

ذكربعدازنمازصبح
علامه مجلسى رحمة الله عليه در بحار از رسول خدا صلى الله عليه و آله روايت كرده فرمود: چون مرا به آسمان دنيا بردند، قصرى از يك پارچه گوهر سرخ ديدم و آن قصر چهل درب داشت بالاى هر درى جاى بلندى بود كه چهل فرش سندش و استبرق آنجا افكنده بودند و بالاى هر فرشى حورالعينى نشسته بود. از جبرئيل پرسيدم اين قصر از كيست ؟ گفت : از كسى كه بعد از نماز صبح 40 بار بگويد: يا باسط اليدين بالرحمه

تعقيب نماز ظهر
لا اِلهَ اِلاَّ اللهُ الْعَظیمُ الْحَلیمُ، لا اِلهَ اِلاَّ اللهُ رَبُّ الْعَرْشِ الْکَریمُ، اَلْحَمْدُ للهِِ رَبِّ الْعالَمینَ، اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ مُوجِباتِ رَحْمَتِکَ، وَ عَزآئِمَ مَغْفِرَتِکَ، وَالْغَنیمَةَ مِنْ کُلِّ بِرٍّ،وَالسَّلامَةَ مِنْ کُلِّ اِثْم،اَللّهُمَّ لاتَدَعْ لى ذَنْباً اِلاَّغَفَرْتَهُ، وَلا هَمّاً اِلاَّ فَرَّجْتَهُ، وَ لا سُقْماً اِلاَّ شَفَیْتَهُ، وَ لا عَیْباً اِلاَّ سَتَرْتَهُ، وَ لا رِزْقاً اِلاَّ بَسَطْتَهُ، وَ لا خَوْفاً اِلاَّ امَنْتَهُ، وَ لا سُوءً اِلاَّ صَرَفْتَهُ، وَ لا حاجَةً هِىَ لَکَ رِضاً وَلِىَ فیها صَلاحٌ اِلاَّقَضَیْتَها،یااَرْحَمَ الرّاحِمینَ،امینَ رَبَّ الْعالَمینَ

صلوات بعدنماز ظهر
هركس بعد از نماز ظهر 70 مرتبه بگويد: اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم خداوند تعالي براي او هفتاد هزار حسنه مي نويسد و هفتاد هزار درجه اورا در بهشت بالا مي برد

ذكربعدازنمازظهر
علامه مجلسى رحمة الله عليه در بحار از رسول خدا صلى الله عليه و آله روايت كرده فرمود: چون مرا به آسمان دنيا بردند و به آسمان دوم رسيديم بر قصرى گذشتم كه هفتاد درب داشت . نزد هر درى هفتاد درخت اززيتون و از انجير، در زير هر درختى سريرى نهاده و بالاى هر سريرى فرشى افتاده و بر هر فرشى حوريه اى نشسته . به جبرئيل گفتم : اين قصر از كيست ؟ گفت : از كسى كه بعد از نماز ظهر70 بار بگويد: يا واسع المغفره اغفرلى

تعقيب نماز عصر
اَسْتَغْفِرُ اللهَ الَّذى لا اِلهَ اِلاَّ هُوَ الْحَىُّ الْقَیُّومُ الرَّحْمنُ الرَّحیمُ، ذُوالْجَلالِ وَالاِْکْرامِ، وَاَسْئَلُهُ اَنْ یَتُوبَ عَلَىَّ تَوْبَةَ عَبْد ذَلیل خاضِع، فَقیربآئِس، مِسْکین مُسْتَکین مُسْتَجیر، لا یَمْلِکُ لِنَفْسِهِ نَفْعاً وَ لا ضَرّاً، وَ لامَوْتاً وَ لا حَیاةً وَ لا نُشُوراً .َللّهُمَّ اِنّى اَعُوذُ بِکَ مِنْ نَفْس لا تَشْبَعُ، وَ مِنْ قَلْب لا یَخْشَعُ، وَمِنْ عِلْم لا یَنْفَعُ، وَمِنْ صَلاة لا تُرْفَعُ، وَ مِنْ دُعآء لا یُسْمَعُ، اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ الْیُسْرَ بَعْدَ الْعُسْرِ، وَالْفَرَجَ بَعْدَ الْکَرْبِ، وَ الرَّخآءَ بَعْدَ الشِّدَّةِ، اَللّهُمَّ ما بِنا مِنْ نِعْمَة فَمِنْکَ، لا اِلهَ اِلاَّ اَنْتَ، اَسْتَغْفِرُکَ وَ اَتُوبُ اَلِیْکَ از امام صادق(علیه السلام) نقل شده است که هر کس بعد از نماز عصر هفتاد مرتبه استغفار کند، خداوند هفتصد گناه وى را بیامرزد

سوره قدربعدازنمازعصر
امام جواد فرمود: هرکس بعد از نماز عصر10 مرتبه سوره قدررا بخواند به مقداراعمال خوب همه انسان ها برای او نوشته می شود

اسغفاربعد نمازعصر1
هركس بعد از نماز عصر 70مرتبه بگويد:(استغفرالله ربي و اتوب اليه) مانند اين است كه 70 حج و 70 عمره بجا آورده باشد. و به همراه 70 پيغمبر با كفار جنگيده باشد كه در هرجنگي 70 كافر به هلاكت رسانده باشد امام صادق فرمود: هركس در تعقیب نماز عصر 70بار از خداوند طلب آمرزش نماید، خداوند گناهان پنجاه [یا: پنج] سال او را مى آمرزد، و اگر این اندازه گناه نداشت پدر و مادرش را مى آمرزد، و اگر آنها نداشتند بستگان او را مى آمرزد، و اگر نداشتند همسایگانش را مى آمرزد. و در روایت دیگر آمده است كه امام صادق فرمود: هركس بعد از نماز عصر 70 بار از خداوند متعال طلب آمرزش نماید، خداوند700گناه او را مى آمرزد. سپس فرمود: و كدامیك از شما در شبانه روز 700گناه مرتكب مى شوید؟

اسغفاربعد نمازعصر2
هر كس بعد از نماز عصر هر روز ، روزى يك بار بگويد: أَسْتَغْفِرُاللهَ الَّذى لا إِلـهَ إِلاّ هُو الْحَىُّ الْقَيُّومُ ، الرَّحْمنُ الرَّحيمُ ، ذُوالجَلالِ وَ الإِكْرامِ ، وَ أَسْأَلُهُ اَنْ يَتُوبَ عَلَىَّ تَوْبَةَ عَبد ذَليل خاضِع فَقير بائِس مِسْكين (مُسْتَكين) مُسْتَجير لايَمْلِكُ لِنَفْسِهِ نَفْعاً وَ لاضَرّاً وَ لا مَوْتاً وَ لا حَياةً وَ لانُشُوراً (از خداوندطلب آمرزش مى كنم خدائى كه معبودى جز او نيست ، زنده اى ازلى و ابدى ، بخشنده و مهربان ، صاحب جلالت و جوانمردى است . و از او مى خواهم كه توبه مرا بپذيرد ، بسان (پذيرش) توبه بنده خوارى كه فروتن و تهيدست ، نيازمند و درمانده ، و حقير و پناهنده گشته ، و مالك هيچ سود و زيان ، مرگ و حيات و دوباره زنده شدنى نيست)خداوند به دو ملك مأمور او دستور مى دهد كه نامه كردار زشت او را ، هر چه هست ، پاره كنند

ذكربعدازنمازعصر
علامه مجلسى در بحار از رسول خدا صلى الله عليه و آله روايت كرده فرمود: چون مرا به آسمان دنيا بردند و به آسمان سوم رسيديم قصرى از ياقوت ديدم كه هفتصد در داشت و بر هر درى حورى مثل آفتاب درخشان نشسته .از جبرئيل پرسيدم اين قصر از كيست ؟ گفت از كسى كه بعد ازنماز عصر 17 بار بگويد: لا اله الا الله قبل كل احد لا اله الا الله بعد كل احد لا اله الا الله يبقى ربنا و يفنى كل احد.

تعقيب نماز مغرب
) اِنَّ اللهَ وَ مَلائِکَتَهُ یُصَلُّونَ عَلَى النَّبِىِّ، یا اَیُّهَا الَّذینَ امَنُوا صَلُّوا عَلَیْهِ وَ سَلِّمُوا تَسْلیماً، اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّد النَّبِىِّ، وَ عَلى ذُرِّیَّتِهِ وَ صَلِّ عَلى اَهلِ بَیْتِه
2)سپس هفت مرتبه مى گویى:بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ، وَ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاَّ بِاللهِ الْعَلِىِّ الْعَظیم
3)سه مرتبه مى گویى:اَلْحَمْدُلِلّهِ الَّذى یَفْعَلُ مایَشآءُ،وَلا یَفْعَلُ مایَشآءُ غَیْرُهُ
4)بعد از آن مى گویى:سُبْحانَکَ لا اِلهَ اِلاَّ اَنْتَ، اِغْفِرْ لى ذُنُوبى کُلَّها جَمیعاً، فَاِنَّهُ لا یَغْفِرُ الذُّنُوبَ کُلَّها اِلاَّ اَنْتَ
5) آنگاه نافله مغرب را مى خوانى که چهار رکعت است (هر دو رکعت به یک سلام) و میان نماز مغرب و نافله آن، سخن نمى گویى.مرحوم شیخ طوسى فرموده، روایت شده است: در رکعت اوّل بعد از حمد سوره قل یا ایّها الکافرون را بخواند و در رکعت دوم، سوره قل هو اللّه احد و در دو رکعت بعدى، هر سوره اى را خواست بخواند و در روایتى آمده است که امام حسن عسکرى(علیه السلام) در رکعت سوم پس از حمد، آیات نخستین سوره حدید تا آیه ششم (و هو علیم بذات الصّدور) را مى خواند و در رکعت چهارم پس از حمد، آخر سوره حشر از لو أنزلنا هذا القرآن على جبل را تا آخر سوره تلاوت مى کرد
6) پس از انجام نافله، این تعقیبات نیز وارد شده است:
الف)ما شآءَ اللهُ لا قُوَّةَ اِلاَّ بِاللهِ، اَسْتَغْفِرُ اللهَ (ده مرتبه)
ب) اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ مُوجِباتِ رَحْمَتِکَ، وَ عَزآئِمَ مَغْفِرَتِکَ، وَ النَّجاةَ مِنَ النّارِ وَ مِنْ کُلِّ بِلِیَّة، وَالْفَوْزَ بِالْجَنَّةِ وَالرِّضْوانِ فى دارِ السَّلامِ، وَجِوارِ نَبِیِّکَ مُحَمَّد عَلَیْهِ وَآلِهِ السَّلامُ، اَللّهُمَّ ما بِنا مِنْ نِعْمَة فَمِنْکَ، لا اِلهَ اِلاَّ اَنْتَ، اَسْتَغْفِرُکَ وَ اَتُوبُ اِلَیْکَ
7) پس از انجام نوافل و تعقیبات، سجده شکر به جاى مى آورى و کمترین سجده شکر آن است که سه بار بگویى: شُکْراً شُکْراً شُکْراً
) از امام صادق علیه السلام روایت شده است که وقتى نماز مغرب به پایان رسید بر پیشانى خود دست بکش و سه بار بگو بِسْمِ اللّهِ الَّذى لا اِلهَ اِلاَّ هُوَ، عالِمُ الْغَیْبِ وَ الشَّهادَةِ، اَلرَّحْمنُ الرَّحیمُ، اَللّهُمَّ اَذْهِبْ عَنِّى الْهَمَّ وَ الْغَمَّ وَ الْحَزَنَ ديلمى در اعلام الدّين از ابن عبّاس روايت كرده كه حضرت رسول صلى الله عليه و آله فرمود كه هر كه سه مرتبه اين آيات را بعد از نماز مغرب بخواند آنچه از ثواب در روز گذشته از او فوت شده باشد دريابد و نمازش مقبول گردد و اگر بعد از هر نماز فريضه و سنّت بخواند نوشته شود براى او حسنات به عدد ستارگان آسمان و قطرات باران و برگ درختان و ذرّات خاك زمين و چون بميرد به هر حسنه ده حسنه در قبر به او داده شود واين است آيات فَسُبْحانَ اللَّهِ حينَ تُمْسُونَ وَحينَ تُصْبِحُونَ وَلَهُ الْحَمْدُ فِى السَّمواتِ وَالاَْرْضِ وَعَشِيّا وَحينَ تُظْهِرُونَ يُخْرِجُ الْحَىَّ مِنَ الْمَيِّتِ وَيُخْرِجُ الْمَيِّتَ مِنَ الْحَىِّ وَيُحْيِى الاَْرْضَ بَعْدَ مَوْتِها وَكَذلِكَ تُخْرَجُونَ سُبْحانَ رَبِّكَ رَبِّ الْعِزَّةِ عَمّا يَصِفُونَ وَسَلامٌ عَلَى الْمُرْسَلينَ وَالْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمينَ

تهليل بعدازنماز مغرب
هركس بعداز نماز مغرب 70مرتبه بگويد:(لا اله الا الله ، محمد رسول الله ، علي ولي الله) مانند اين است كه هفتاد ركعت نماز خوانده باشد و در هرركعتي تورات و انجيل و زبور و فرقان ( قرآن ) را قرائت كرده باشد و مرگ ناگهاني و عذاب قبر از او منع مي شود

حمد بعدازنماز مغرب
امام صادق (ع) فرمود: هر کس پس از نماز مغرب سه بار بگوید:(الحمد لله الذى یفعل ما یشاء و لا یفعل ما یشاء غیره) خیر بسیارى به او عطا شود

ذكر بعدازنماز مغرب
امام صادق (ع ) فرمود: هر گاه که نماز مغرب را خواندى ، دست بر پیشانى خود بکش و سه مرتبه بگو:بسم الله الذى لا اله الا هو عالم الغیب و الشهادة الرحمن الرحیم ، اللهم اذهب عنى الهمّ (والغمّ) والحزن

ذكر بعدازنماز مغرب
علامه مجلسى در بحار از رسول خدا صلى الله عليه و آله روايت كرده فرمود: چون مرا به آسمان دنيا بردند و به آسمان چهارم رسيديم به قصرى كه ديوارهاى آن از زمرد و زبرجد بود و هزار و چهارصد درب داشت . برهر درى هزار علم نصب بود و در زير هر علمى هزار حوريه مثل ماه تابان نشسته بود. از جبرئيل پرسيدم اين قصر از كيست ؟ گفت از كسى كه بعد از نماز مغرب 40 بار بگويد: يا كريم العفو انشر على رحمتك يا ارحم الرحمين .

دعا بعدازنماز مغرب
حاج اسماعیل دولابی فرموده اند : بعد از نماز مغرب دستها را بلند کن و 7 بار «یا قاضی الحاجات» بگو وبعد حاجتت را طلب کن که براورده می شود .





تعقيب نماز عشا
اللَّهُمَّ إِنَّهُ لَيْسَ لِي عِلْمٌ بِمَوْضِعِ رِزْقِي وَ إِنَّمَا أَطْلُبُهُ بِخَطَرَاتٍ تَخْطُرُ عَلَى قَلْبِي فَأَجُولُ فِي طَلَبِهِ الْبُلْدَانَ فَأَنَا فِيمَا أَنَا طَالِبٌ كَالْحَيْرَانِ لا أَدْرِي أَ فِي سَهْلٍ هُوَ أَمْ فِي جَبَلٍ أَمْ فِي أَرْضٍ أَمْ فِي سَمَاءٍ أَمْ فِي بَرٍّ أَمْ فِي بَحْرٍ وَ عَلَى يَدَيْ مَنْ وَ مِنْ قِبَلِ مَنْ وَ قَدْ عَلِمْتُ أَنَّ عِلْمَهُ عِنْدَكَ وَ أَسْبَابَهُ بِيَدِكَ وَ أَنْتَ الَّذِي تَقْسِمُهُ بِلُطْفِكَ وَ تُسَبِّبُهُ بِرَحْمَتِكَ اللَّهُمَّ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ اجْعَلْ يَا رَبِّ رِزْقَكَ لِي وَاسِعا وَ مَطْلَبَهُ سَهْلا وَ مَأْخَذَهُ قَرِيباً وَ لا تُعَنِّنِي بِطَلَبِ مَا لَمْ تُقَدِّرْ لِي فِيهِ رِزْقا فَإِنَّكَ غَنِيٌّ عَنْ عَذَابِي وَ أَنَا فَقِيرٌ إِلَى رَحْمَتِكَ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ جُدْ عَلَى عَبْدِكَ بِفَضْلِكَ إِنَّكَ ذُو فَضْلٍ عَظِيمٍ.
هفت مرتبه سوره قدر
آنگاه مى خوانى: اَللّهُمَّ رَبَّ السَّمواتِ السَّبْعِ وَ ما اَظَلَّتْ، وَ رَبَّ الاَْرَضینَ السَّبْعِ وَ ما اَقَلَّتْ، وَرَبَّ الشَّیاطینِ وَ ما اَضَلَّتْ، وَ رَبَّ الرِّیاحِ وَ ما ذَرَتْ، اَللّهُمَّ رَبَّ کُلِّ شَىْء، وَ اِلهَ کُلِّ شَىْء، وَ مَلیکَ کُلِّ شَىْء، اَنْتَ اللّهُ الْمُقْتَدِرُ عَلى کُلِّ شَىْء، اَنْتَ اللهُ الاَْوَّلُ فَلا شَىْءَ قَبْلَکَ، وَاَنْتَ الاْخِرُ فَلا شَىْءَ بَعْدَکَ، وَاَنْتَ الظّاهِرُ فَلا شَىْءَ فَوْقَکَ، وَ اَنْتَ الْباطِنُ فَلا شَىْءَ دُونَکَ، رَبَّ جَبْرَئیلَ وَ میکائیلَ وَ اِسْرافیلَ، وَ الِهَ اِبْراهیمَ وَاِسْمعیلَ، وَ اِسْحقَ وَیَعْقُوبَ وَالأَسْباطِ ، اَسْئَلُکَ اَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّد وَ آلِهِ، وَ اَنْ تَوَلاّنى بِرَحْمَتِکَ، وَلا تُسَلِّطَ عَلَىَّ اَحَداً مِنْ خَلْقِکَ مِمِّنْ لا طاقَةَ لى بِهِ، اَللّهُمَّ اِلَیْکَ فَحَبِّبْنى، وَ فِى النّاسِ فَعَزِّزْنى، وَ مِنْ شَرِّ الشَّیاطینِ الْجِنِّ وَالاِْنْسِ فَسَلِّمْنى، یا رَبَّ الْعالَمینَ، وَ صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَآلِهِ. سپس آنچه دوست دارى از خدا طلب کند
آنگاه سجده شکر به جا مى آورى
در پایان، نماز وتیره (نافله عشا) را مى خوانى

سوره قدربعدازنمازعشاء
امام جوادفرمود: هرکس7 مرتبه بعد ازنماز عشاء سوره قدر بخواند تا صبح درامان خداست

حوقله بعد نمازعشا
هركس بعد از نماز عشاء 70 مرتبه بگويد (لاحول ولا قوه الا بالله العلي العظيم) اگر همه اهل اسمانها و زمين جمع شوند و بخواهند ثواب آنرا وصف كنند توانايي آنرا ندارند و خداوند به او با نظر رحمت نگاه مي كند و خداوند گناهان صغيره و كبيره اش را مي آمرزد و قبرش را از نورو رحمت وكراهت پرخواهد كرد

ذكر بعدازنماز عشا
علامه مجلسى در بحار از رسول خدا صلى الله عليه و آله روايت كرده فرمود: چون مرا به آسمان دنيا بردند و به آسمان پنجم رسيدم به قصرى رسيدم كه در آن از نعمتها و ولدان ناشمار بود گفتم اين قصر از كيست ؟ گفت : از كسى كه بعد از نماز عشا 70 بار بگويد: يا عالم خفيتى اغفرلى خطيئتى .







حضور قلب

توصيه آيت الله بهجت
توصيه هاي حضرت آيت الله العظمي بهجت پيرامون نماز و عبادت :
مگر معراج نمي خواهيد؟ مگر نمي خواهيد بالا برويد پس نماز کامل بخوانيد. محک، نماز است. نماز به منزله کعبه و تکبيره الاحرام يعني پشت سرانداختن همه چيز غير از خدا و داخل شدن در حرم الهي است. و قيام به منزله صحبت دو دوست و رکوع، خم شدن در مقابل مولاي خويش، سجده نهايت خضوع و خاک شدن در مقابل اوست. وقتي بنده در آخر نماز از پيشگاه خدا باز مي گردد سوغات، سلامي از ناحيه او مي آورد.
ايشان از قول مرحوم آيت اله سيد علي قاضي مي فرمايد: اگر کسي نماز واجبش را اول وقت بخواند و به مقامات عاليه نرسد مرا لعن کند.
اگر انسان دريابد که خداوند متعال هميشه و در همه حال از هر زيبايي زيباتر است از انس او هرگز جدا نمي شود.
اگر پادشاهان جهان مي دانستند که انسان ممکن است در حال عبادت به چه لذتهاي برسد هيچ گاه دنبال مسائل مادي و دنيوي نمي رفتند.
اگر کسي مقيد به نماز باشد نماز اول وقت بخواند به جايي که بايد برسد خواهد رسيد.
کسي که بداند هر که خدا را ياد کند خدا همنشين اوست احتياج به هيچ وعظي ندارد.
اول وقت با توجه به نماز وارد شويد و هنگام خواندن حمد و سوره به معناي آن توجه داشته باشيد تا اين ارتباط حفظ شود.
براي حال پيداکردن در نماز: الف) در خارج از نماز گناه نکنيم. ب) در هنگام نماز حصاري دور خود بکشيم تا غير خدا داخل نشود. ج) بايد علم و عملتان از هم جلو نرود.
براي داشتن خشوع در نماز در اول نماز بايد توسلي حقيقي به امام زمان (عج) بکنيم و عمل را تمام و کمال انجام دهيم.
براي حضور قلب در نماز به محض اينکه متوجه شديم حضور داريم از آن حال خارج نشويم.

توصيه آيت الله وحيدخراساني براي حضور قلب در نماز
اول؛ وضو را باتوجه و حضور قلب انجام دهد، از امام رضا (ع) روایت شده که وضو موجب طهارت و تزکیه‌ دل است.
دوم؛ در عظمت نماز و در روایاتی که درباره‌ی نماز وارد شده تأمّل نماید
سوم؛ مانند کسی نماز بخواند که گویا با نماز وداع می‌کند و دیگر فرصت نماز خواندن را نخواهد یافت
چهارم؛ وقتی روبه قبله می‌نماید؛ سعی کند که دنیا و مافیها و خلق و آنچه به آن مشغولند را فراموش نماید و قلب خود را از آنها تهی نماید. پنجم؛ به معانی نماز توجه نموده و نماز را با تأنّی و آرامش بخواند
ششم؛ اینکه بداند از آن هنگام که وارد نماز می‌شود، تا آن لحظه‌ای که از نماز خارج می‌شود، خدای تعالی به او رو کرده و نظر می‌نماید، و ملکی بالای سر او ایستاده و می‌گوید: ای نمازگزار! اگر می‌دانستی چه کسی به تو نظر می‌نماید و با چه کسی مناجات می‌کنی، هرگز از او رو بر نمی‌گرداندی و ابداً از جای خود بر نمی‌خواستی »
هفتم؛ اینکه بداند که در حال نماز از بالای سرش تا کرانه‌ آسمان، رحمت خدا براو سایه انداخته و ملائکه الهی از اطراف او تا افق سماء او را در بر گرفته‌اند
هشتم؛ آنچه در نماز مکروه است؛ به جا نیاورید و به آنچه فضیلت نماز را می‌افزاید اهتمام نمائید، مثل انگشتر عقیق به دست نمودن و لباس پاکیزه پوشیدن و خود را خوشبو نمودن و شانه و مسواک‌زدن. نتیجه:نماز اظهار بندگی و تسلیم در برابر خدا و فرمان اوست نماز تن دادن به خواست خدا و گذشتن از خواست خود است.

شش روش براي حضورقلب
بر نمازگزار واجب است که در نمازش از هنگام تکبیر الاحرام تا سلام نماز در مورد یکی از این مسائل فکر کند تا به چیزهای دیگر مشغول نشود.
نمازگزار در ذهن اش و قلب اش یکی از این مسائل ایمانی متصور شود تا از این عدم حضور قلب خلاصی یابد.
۱- اولین و مهمترین چیز اینکه نمازگزار خود را در مقابل خداوند متصور نماید و در عظمت ، اسماء و صفات خداوند تفکر نماید.
۲- نمازگزار در مورد نمازش تفکر نماید اینکه در نماز به قرآن ، معانی و مقاصد قرآن و حرکات و سکنات خود توجه نماید.
۳- نمازگزار در ملکوت آسمان و زمین تفکر نماید و این احساس را در خود بوجود بیاورد که جایگاه ای که رکوع و سجو می کند تکه کوچکی از ملکوت خداوند است.
۴- نمازگزار در مورد جهنم و بهشت تفکر نماید و روز محشر و حوادث سخت آن روز را بیاد آورد.
۵- نمازگزار در غیب هایی که منتظر او است از قبیل زمان مرگ ، سوال و پرسش درون قبر و عالم برزخ تفکر نماید.
۶- وششمین و آخرین راه حل اینکه راه موفقیت در زندگی و نجات از پریشانی و اضطراب های درونی فقط نماز و حضور حقیقی در مقابل درگاه احدیت است.
اینها راه حلی های بود که در اینجا بیان شد و هر کدام از آنها به ترتیب از اولویت های برخوردار هستند . پس براساس اولویت به آن عمل نمایم تا از این درد و ذهن مشغولی که نمازهایمان که اساس تمام عبادات است را ضایع کرده ، نجات پیدا کنیم.


چند روش براي حضور قلب
راه های حضور قلب در نماز کدام است؟ مقصود از حضور قلب، آن است که دل، از غیر یاد خدا خالی باشد و توجه قلبی انسان به اذکار و کارهایی باشد که در نماز انجام می دهد نه این که عملی یا ذکری را انجام دهد و فکرش به جای دیگری مشغول باشد. شکی نیست که این حضور موجب کمال و قبولی نماز در پیشگاه خداوند می شود. از این رو، کسی که عظمت پروردگار و آفرینندة هستی را باور دارد و به رحمت گسترده او امیدوار است، باید حریم دستورهای الهی را بزرگ بشمارد و از کوتاهی خود در برابر عظمت پروردگار، شرمسار باشد؛ اگر چه همة اعمالش را در حدّ‌ کمال انجام داده باشد. کسی که در تمام لحظات عمر خود از این ویژگی برخوردار است، هرگز نباید هنگام اشتغال به نماز، خاطرش آشفته باشد و به جای راز و نیاز، به افکار پراکنده، خود رامشغول سازد. از این رو، بهترین راه ایجاد حضور قلب و توجه خاطر، مبارزه جدی با هجوم افکار پراکنده و آشفته است. برای دفع هجوم این افکار و اوهام، راهی جز برطرف ساختن انگیزه های آنها نیست. بهرحال برای حصول حضور قلب، بایستی علل و اسباب آن را یافت و موانع آن را از بین برد. علل و انگیزه های هجوم افکار دو نوع است:
خارجی
عوامل خارجی پراکندگی افکار : امور خارجی مانند شنیدنی هایی که به گوش می رسد و یا دیدنی هایی که در برابر دیده ظاهر می شود و افکار انسان را به سوی خود جذب می کنند و او را از چیزی به چیزی و از شاخه ای به شاخه ای دیگر سوق می دهند. از این رو، کسانی که ارادة قوی و همّت عالی داشته باشند، در برابر هجوم این افکار چون کوه می ایستند و دستخوش اوهام نمی شوند، ولی از آنجا که بیشتر مردم، از داشتن چنین اراده و همّتی محروم هستند، با اوهام و افکاری روبرو می شوند و نمی توانند نیروی خیال خود را در یک جا متمرکز کنند. برای مبارزه با هجوم این افکار، باید اسباب و انگیزه های آن را از بین برد. راه های مبارزه با آن عبارت است از:
دور کردن آنچه فکر انسان را مشغول می کند، از جلو چشم و مکان نماز؛
پرهیز از نماز خواندن در خیابان ها و معابر عمومی و جاهایی که در معرض دید قرار دارد؛
پرهیز از نگاه کردن به اطراف؛
نگریستن در حال قیام، به محل سجده؛
از همه مهمتر توجه به کسی که در مقابل او قرار گرفته و تجسم عظمت معبود و کوچکی او.
داخلی
عوامل داخلی پراکندگی افکار علل داخلی پراکندگی افکار، از علل خارجی آن خطرناک تر است، از این رو مبارزه با آن نیز سخت تر است زیرا کسی که افکارش، دستخوش امواج شده و مرغ افکارش هر لحظه از شاخه ای به شاخة دیگر می پرد و پیوسته در حال اضطراب به سر می برد، افکارش در یک نقطه تمرکز پیدا نمی کند. برای مبارزه با پراکندگی افکار، راه های مناسب عبارت است از:
نمازگزار خود را به فهم معنای اذکار نماز وادار کند، تا معنای دقیق هر مطلبی که به زبان می راند، بفهمد و اندیشه خود را به آن مشغول سازد، تا افکار پراکنده، در دلش جای نگیرد؛
پیش از تکبیر، آخرت را یاد کند و ایستادن در عرصه های محشر و موقف حساب و کتاب را به یاد آورد آنگاه وارد نماز شود و اجازه ندهد که چیز دیگری وارد قلب او شود؛
دربارة مسایلی که قلب او را مشغول می کند، نیک بیندیشد، تا بتواند بفهمد همة آنها مانع کمال اوست؛
اگر راه های یاد شده برای پاره ای از افراد که خواسته های نفسانی بسیار نیرومندی دارند، موثر واقع نشود، راه اساسی، آن است که ریشه شهوات از دل کنده شود؛ زیرا سبب اصلی همة این پراکندگی افکار و تهاجم اوهام، یک چیز بیشتر نیست و آن حب دنیاست. محبت دنیا، سرسلسله همه گناهان است و کسی که دلش را به محبت دنیا مشغول ساخته و تمام توجهش به مال و منال است دنیا را برای دنیا می خواهد و هرگز نمی تواند لذات مناجات را درک کند.
درک عظمت و هیبت خدا، سبب حضور قلب می شود، در این خصوص امام صادق ( می فرماید:"وقتی که حضرت علی (برای اقامة نماز می ایستاد و می فرمود:وجهت وجهی للذی فطرالسموات و الأرض... رنگ چهره مبارکش دگرگون می شد، به گونه ای که این حالت از چهره او نمایان بود." مقصود از آیه مذکور، آن است که باید صورت، دل و عقل خویش را با تمام وجود، به سوی خداوند نمود. بنابراین، نباید احترام مالک دنیا و آخرت، در نزد انسان از حرمت پادشاهانی که در این دنیا از بندگان او هستند، کمتر باشد لذا در برابر عظمت خداوند، باید مؤدب ایستاد و سپس اذکار نماز را که سخن مقدس خداوند است، به نیابت از او تلاوت نمود، و نیز در نماز، سالک باید توجه داشته باشد که خداوند بزرگ به او روی آورده و سخن پاکش را از زبان او می شنود.
حضور قلب در عبادت حضور قلب در عبادت نیز دارای مراتبی است.
الف) حضور قلب در عبادت، به طور اجمال یعنی این که هر عبادتی که انجام می شود؛ خواه طهارت مثل وضو و غسل، و خواه نماز و روزه و حج و ...، در همه این امور انسان به طور اجمال متوجه باشد که معبود خود را ثنا می گوید، گرچه خود نمی داند که چه ثنا و چه اسمی از اسامی خدا را می خواند. مرحوم شاه آبادی استاد عرفان حضرت امام خمینی ( درباره این گونه عبادت نمودن چنین مثال می زند:فردی قصیده ای در مدح کسی می سراید و به طفلی که معنای آن را نمی فهمد می‌دهد، تا در محضر او بخواند؛ البته به طفل می فهماند که این قصیده در مدح فلان شخص است، در این صورت آن طفل به طور اجمال می داند که با این اشعار، ثنای آن شخص را می گوید، گرچه کیفیت آن را نمی داند. ما نیز که طفل ثنا خوان حق هستیم، و نمی دانیم که این عبادات را چه اسراری است، و هر یک از اوضاع الهیه با چه نامی از اسامی او ارتباط دارد و به چه کیفیت ثنای حق است، دست کم این اندازه باید ملتفت باشیم که هر یک از آنها، ثنای کامل مطلق است، که خود ذات مقدس، در این اوضاع خود را بدان ثنا فرموده و ما را نیز امر فرموده که در پیشگاه مقدسش این گونه ثنا گوییم.
ب) از دیگر مراتب حضور قلب در عبادت، آن است که همان مرتبه قبلی به طور کامل و به تفصیل انجام شود؛ البته این مرتبه کامله، جز برای اولیای الهی امکان پذیر نیست، گرچه برخی از مراتب پایین آن، برای دیگران حاصل می شود، مثل این که معنای الفاظ را به خوبی درک نمایند و در نماز متوجه آن باشند
ج) مرتبه دیگر، آن است که اسرار عبادات به قدر امکان فهمیده شود. اهل معرفت، تا اندازه ای اسرار نماز و سایر عبادات را بیان کرده اند.
حضور قلب با شناخت و توجه به معبود بدین معنا که در تجلیات افعالی حضور قلب پیدا کند یعنی این که شخص عابد و نمازگزار، از نظر علمی و برهانی بداند که تمام مراتب هستی، پرتو فیض تجلی ذات اقدس الهی می باشد و از عالم طبیعت گرفته تا سرچشمه ملکوت، به یک نحو در پیشگاه مقدسش حاضرند. آنگاه شخص عابد، می فهمد که خود و عبادت، علم، اراده، قلب و حرکاتش و ظاهر و باطن همه چیز، در پیش مقدس او حاضرند.

تفکر درباره فایده های حضور قلب در نماز
يکی از راه هایی که برای درمان این مشکل وجود دارد، تفکر و تأمل دربارۀ فایده های توجه و حضور قلب در نماز، و ضررهای ناشی از غفلت و بی توجهی در نماز است؛ چرا که اگر انسان باور کند انجام کاری برایش مفید است و ترک آن موجب ضررهای بزرگ و فراوانی برای وی خواهد شد، آنگاه به طور جدی در صدد انجام آن بر می آید و به آن اهتمام می ورزد. واقعیت این است که ما به فایده های اهتمام به نماز و ضررهای ناشی از عدم توجه به آن «باور» و «ایمان» نداریم. با توجه به محدودیت ذهن، با تشبیه به معامله های دنیایی، این مطلب تا حدّی برای ما روشن می شود. فرض کنید شخص تاجری با سرمایه معیّنی می تواند یکی از دو معامله را انجام دهد. برای مثال سود یک معامله، یک میلیون تومان خواهد بود و در معامله دیگر یک میلیارد تومان سود خواهد برد. اگر او معاملۀ با یک میلیون تومان سود را انتخاب کند، چه ضرر بزرگی به خود زده و بعدها چقدر حسرت خواهد خورد؟ البته تفاوت نمازِ با توجه با نمازِ بی توجه، از عدد و رقم و محاسبه بیرون است؛ اما اگر به فرض بخواهیم با عدد و رقم بیان کنیم، مثل این است که ما می توانیم در مقابل پنج دقیقه نماز، صد میلیارد تومان به دست آوریم، ولی به صد تومان قانع می شویم! آیا خسارتی بالاتر از این می شود؟ یا مثل این است که می توانیم در مقابل یک نماز پنج دقیقه ای، مرواریدی با صدها میلیون تومان قیمت را به کف آوریم، اما دلمان را به یک تکه شیشۀ کاملاً بی ارزش خوش می کنیم! اکنون که می خواهیم «الله اکبر» بگوییم، هر دو راه برایمان باز است و ما هر روز و روزی چند بار با اختیار خود، نمازمان را با شیشه و پول سیاهِ بی ارزشی عوض می کنیم! اگر قبل از نماز به این بیاندیشیم که عوضِ نماز ما می تواند برلیانی باشد که تمام جواهر فروش های دنیا از تعیین قیمت آن عاجزند، شاید کمی به خود آییم و نمازمان را ارزان نفروشیم! اگر به ارزش واقعی نماز خود آگاه شویم، آنگاه در هنگام نماز اختیار دل خود را به دست می گیریم و اجازه نخواهیم داد به هر سمت و سویی پرواز کند. اگر فعلاً نمی توانیم در همه اجزای نماز این کار را بکنیم – که قطعاً چنین چیزی در ابتدای کار برایمان میسّر نخواهد بود – دست کم تصمیم بگیریم در نماز امروزمان فقط یک ذکر را با حضور قلب و توجه کامل بگوییم! ما اکنون متوجه نیستیم که هر روز چه ضرر هنگفتی از ناحیه نمازهای بی توجه خود متحمل می شویم، اما روزی قطعاً به این مساله پی خواهیم برد. آن روز انگشت تأسف به دندان خواهیم گزید و آه حسرت سر خواهیم داد. روزی که قرآن آن را «یوم الحسرت» نامیده است: وَ أَنذِرهُم یَومَ الحَسرَۀِ ؛ و آنان را از روز حسرت بیم ده. آری، عذاب حسرت از عذاب جهنم کشنده تر است! در هر حال، یکی از راههایی که می تواند به ما کمک کند تا حضور قلب بیشتری در نماز داشته باشیم، این است که پیش از نماز دقایقی را درباره فایده های نمازِ باحال و باتوجه و پی آمدها و ضررهای نمازِ بی توجه بیندیشیم.

عوامل حضور قلب در نماز
عوامل حضورقلب در نماز تغییر بینش : یکی از عوامل روانی موثر بر حضور قلب ، نوع بینش و نگرش نمازگزار نسبت به نماز است . هر فردی تعریف خاصی از نماز دارد و یا دید ویژه ای به عبادت می نگرد . این نوع دیدگاهها در حضور قلب تاثیر زیادی دارد که نمونه هایی از آن بیان شده است:
الف ) هدیه انسان به خدا : هدیه کلمه ای است که بار عاطفی ویژه ای دارد و انسان ها برای نشان دادن محبتشان به یکدیگر هدیه می دهند به همین دلیل همه می کوشند هدیه شان ماندگار و خاطره آفرین باشد . اگر انسان با این دید به نماز بایستد که در حال هدیه دادن به خداوند است ، به یقین چگونگی نمازگزاران برای او اهمیت می یابد و می کوشد تا هدیه در خوری را به محضر حضرت حق تقدیم کند .
ب ) هدیه خدا به انسان : برخی با این دید به نماز می نگرند که نماز تکلیفی از ناحیه خداوند است و رابطه بین انسان و خداوند را چون رابطه عبد و مولی بسیار خشک و رسمی تلقی می کنند ، در حالیکه می توان با محبت و انبساط روحی بیشتری به این رابطه نگاه کرد و نماز را هدیه خداوند و ره آورد معراج حضرت محمد (ص) دانست. در این فضا ، نمازگزاردن سلوک در وادی عشق است که هر قدم هدیه ای از سوی خداوند شمرده میشود. اگر تنها با دید انجام تکلیف به نماز بنگریم ، جان خود را در حصاری از محدودیت خواهیم دید و از لطافت و زیبایی چنین رابطه ای بی بهره خواهیم ماند .
‍ ج ) روح و کلید نماز : نماز به وجود انسان می ماند که حقیقتی مرکب از جسم و روح است . هر یک از اعضای بدن انسان که برخی در ظاهر و برخی در درون هستند نقش خاصی در حیات او دارند . برخی مانند قلب نقش کلیدی در حیات انسان داشته و با نبود آن نقصان جدی در تمامیت وجود انسان ایجاد می شود و برخی دیگر مانند رنگ چشم ، مو و ... به کالبد انسان جلوه می دهند . به نماز نیز چون با همین دید بنگریم ، حضور قلب را روح نماز خواهیم دید و ارکان نماز را اعضای حیاتی نماز ، دیگر واجبات مثل قرائت و تشهد و سلام را به منزله دست و پا و مستحباتی همچون قنوت را زینت و جلوه نماز خواهیم دید
د ) نماز در فضای بندگی: بندگی رکن اصلی و گوهر تمامی عبادت است و هدف از خلقت انسان چنین تعیین می شود . بندگی رنگ دیگری به عبادت می بخشد و بینش انسان را نسبت به عبادت تغییر می دهد . بندگی یعنی احساس و اظهار بندگی ، خدا را مالک همه چیز دانستن ، راضی به رضای خدا بودن ، خدا محوری ، خود فراموشی و پسندیدن آنچه خدا می پسندد . قرار گرفتن در فضای بندگی موجب می شود عبادت انسان از سنخ عبادت آزادگان باشد ، نه عبادت بازرگانان و بردگان . به همین دلیل این عبادت بدون هیچ سختی واکراهی و با میل و اشتیاق انجام می شود . نمازازاین منظر علاوه بر بار عاطفی ویژه خود که به ایجاد ارتباطی عمیق بین انسان و خدا می انجامد ، از دیدگاه عرفانی نیز تفسیر زیبا و متفاوتی از رابطه خداوند و انسان به دست می دهد .
شرایط لازم در تمام مراحل برپایی نماز : برای ایجاد حضور قلب شرایطی لازم است که می بایست در تمام مراحل نماز به آن توجه شود . از جمله تصمیم و عزم ، که از لوازم ضروری انجام یا ترک هر عملی است . میرزا جواد آقا ملکی تبریزی می گوید : « سبب پیدایش حضور قلب ، همت آدمی است : زیرا قلب تابع همت و اراده (است) ... » البته صرف تصمیم گرفتن کافی نیست، بلکه می بایست بر این خواسته مداومت کرد تا جنبه موقت پیدا نکند . توجه به مقدمات و احکام قبل از نماز ، همچنین رعایت مستحبات در طول نماز نیز از شرایط تحصیل حضور قلب است . رعایت آداب نماز : برای رسیدن به معنای حقیقی نماز رعایت آداب نماز لازم است . آداب نماز برخی ظاهری و برخی باطنی است . آداب ظاهری که شکل اعمال نماز را مشخص می کند و موجب زینت نماز می شود عبارتند از : «طمائینه ، صوت و لحن،مسواک زدن،استعمال عطر،پوشیدن لباس سفید و پاکیزه و. .» آداب باطنی ، مربوط به معانی و مفاهیم و اسرار نماز است . نمازگزار باید علاوه بر رعایت آداب ظاهری به آداب باطنی نیز توجه کند که حضور قلب واقعی در اثر توجه به این آداب است . رعایت آداب ظاهری نیز مقدمه ای برای رسیدن به این مرحله است . آداب باطنی نماز عبارتند از : نشاط ، اخلاص ، گریه از خوف خدا و خشوع.
فراغت وقت نماز : یکی از عوامل حضور قلب در نماز « فراغت وقت » است . امام خمینی (ره) فراغت وقت را چنین معنا میکند : « فراغت آن است که انسان در شبانه روز برای عبادت خود وقتی را معین کند تا در آن زمان ، اشتغال دیگری به غیر از عبادت نداشته باشد » انسان باید برای عبادت زمانی را اختصاص دهد تا نمازگزاری شتاب زده و اضطراری صورت نپذیرد . البته همان گونه که توصیه شده ، نماز را باید در وقت فضیلت ، یعنی همان اول وقت برپا کرد . این که برخی برای نماز وقت معینی ندارند و فرصت نماز را می سوزانند ، دلیل آشکاری بر بی توجهی آنها نسبت به نماز است ،گویا نماز عاملی است که خارج از برنامه زندگی قرار دارد و چون از کارهای دیگر فارغ می شوند ، ابتدا با کراهت به سوی آن می روند و سپس شتاب زده آن را ادا می کنند . روشن است که چنین نمازی با افکار پریشان ، خاطری آشفته و بدون حضور قلب تنها در خم و راست شدن خلاصه می شود. این تجربه ها به خوبی می دهد که چرا وقت نماز در روایات بسیار مهم تلقی شده
فراغت قلب : فراغت قلب مهمتر از فراغت وقت است . فراغت قلب یعنی نماز گزار در حین عبادت ، ذهن و قلب خود را از مشغله ها و همّ و غم دنیایی فارغ کند و توجه قلب را از امور پراکنده و پریشانی خاطر منصرف نماید و تمامیت دل را معطوف به عبادت حق تعالی و مناجات با او کند .
ذکر دائم خدا : یکی از راههای حضور قلب ذکر همیشگی خداوند است ، یعنی نمازگزار در طول روز در خارج از نماز نیز به یاد خدا باشد و این ممکن نخواهد بود مگر آنکه نمازگزار با یاد خدا، اعمال صالح را فراروی خود قرار دهد. چطور ممکن است قلبی که در طول شبانه روز از یاد خدا غافل بوده به یکباره در هنگام نماز تغییر جهت داده و از گرایش های دنیوی خارج شود . چنین قلبی هرگز به مرحله حضور نخواهد رسید و مصداق نمازگزاری می شود که با غفلت از روح نماز ، « صلوه ساهون » را بجا می آورد و از ستم ابایی نخواهد داشت . ولی قلبی که همواره به یاد خداست ، با تمام وجود در هنگام نماز محضر خداوند را درک می کند
یاد مرگ : از اموری که حضور قلب ایجاد می کند ، یاد مرگ است . اگر انسان به یاد مردن باشد و باور کند که هر لحظه امکان وقوع مرگ او هست و شاید « این نماز » نماز وداع باشد ، نماز را به بهترین وجه به جا می آورد ، زیرا زمانی برای جبران نمی بیند و خود را عازم جهانی می بیند که نه تنها فرصتی برای عمل کرد به او نمی دهد ، بلکه از او حساب پس می کشد
دعا و توسل : یکی از راههای ایجاد حضور قلب، دعا و درخواست حضور قلب از حق تعالی است . نمازگزار پیش از نماز می بایست از خداوند بخواهد که به او توفیق حضور قلب در عبادت بدهد . این دعا علاوه بر آماده کردن روح نمازگزار برای حضور قلب سبب جبران کاستی هایی می شود که در طول شبانه روز از او سرزده است
توجه در مفهوم اعمال نماز : هر یک از اعمال نماز مفهوم و معنای خاصی دارد و تنها یک رشته آداب ظاهری نیست و توجه به این معانی پنهان که از آن به عنوان اسرار عبادت یاد می شود ، در حضور قلب نمازگزار نقش خاصی ایفا میکند. حضرت علی (ع) می فرماید : هنگامی که رکوع می کنی با خویشتن بگو به تو ایمان دارم ، هر چند گردنم زده شود و هنگامی که سر را از رکوع بلند می کنی با خودت بگو تو مرا از عدم به وجود آوردی . در سجده اول در دل ، این معنا را به یاد آور که تو از خاک مرا بیرون آوردی و هنگامی که برای سجده دوم می روی ، بگو دوباره به خاک باز می گردم و وقتی سر از سجده دوم بر می داری ، در دلت بگو خداوندا دوباره مرا از خاک زنده می کنی تا نتیجه کارهایم را ببینم
توجه و تفکر در وضو و دعاهای آن : وضو گرفتن علاوه بر بعد ظاهری آن که نظافت جسم است ، از نظر باطنی و معنوی نیز موثر است و روح را تقویت می کند . دعاهایی که در حال وضو خوانده می شود . مقدمه مناسبی برای قراردادن انسان در فضای بندگی است و به خوبی نظام معرفتی انسان را برای دیدار حضرت حق و صحبت باو آماده می کند . خواندن این دعاها در صورت توجه به مفهوم آن شناخت های لازم جهت توجه به نماز و احساس نیاز به نماز را در نمازگزار ایجاد می کند و با ایجاد حال و هوایی معنوی در انسان ، او را در درک عظمت حضرت حق یاری می کند . به این ترتیب وضو مقدمه ای در ایجاد فراغت قلب است و زمینه را برای ورود از بعد ظاهری به بعد باطنی نماز مهیا می کند
نوافل : همراه هر یک از نمازهای واجب پنج گانه برخی نمازهای مستحبی تعیین شده که پیش یا پس از آن به عنوان نوافل خوانده می شود . اقامه نوافل از اموری است که سبب حضورقلب در نمازهای واجب می شود و نمازگزار براثر این اعمال مستحبی ، روح خود را برای عبادت ورزیده می کند . امام صادق (ع) به نقل از رسول گرامی اسلام (ع) می گوید خداوند فرمود : « ... و انه لیتقرّب الیّ بالنّافله حتی احبّه » بنده به واسطه نوافل آنقدر به خدا نزدیک می شود که خدا او را دوست می دارد . » شایدعلت نزدیکی انسان به خدا بر اثرخواندن نافله این باشد که خداوند از ورای این عمل اختیاری و مازاد بر تکلیف،شوق و شور بنده خود را مشاهده می کند و بدین جهت او را دوست می دارد و سزاوار مقام قرب می بیند . حاصل این نزدیکی و دوستی رابطه ای از روی معرفت و پایدار است .