FARIBA9999
˙·٠•●معجزه قرآن و ادعیه ●•٠·˙ | شهریور ۱۳۹۶

خواص الحروف از حضرت رضا

روايت شده از حضرت رضا (ع)

"اعلم ان الابداع و المشيًّة و الارادة معناها واحد و اسمائها ثلاثة، و كان اول ابداعه و ارادته و مشيته الحروف التي جعلها اصلاً لكل شيء و دليلاً علي كل مدرك و فاصلاً لكل مشكل."

و ايضاً روايت شده كه فرمودند:

"فالخلق الاول: من الله عّزوجلّ الابداع، لا وزن له و لا حركة و لا سمع و لالون و لا حسّ، و الخلق الثاني: الحروف، لا وزن لها و لا لون و هي مسموعة و موصوفة".

پس مناسب اين است كه بيان حروف را هر يك آنچه متعلق به او است مذكور نماييم :

اول: در بيان الف است

رُوِيَ عن الرضا (ع): " الألف آلاء الله".

و عن الصادق (ع): "الالف آلاء الله علي خلقهن النعيم بولايتنا"

و عن امير المؤمنين (ع):

"الالف اسم الله الذي لا اله الا هو (*13) الحّي القيوم".

و بعضي از اهل معرفت فرموده اند: "اگر كسي تكلم نماید به الف در وقت صبح، پيش از آن كه تكلم نمايد به هزار دفعه، نعمت‌ها لا يحصي جمع مي‌شود براي او از جانب خدا."

عزيمت الف اين است:

" عزّمت عليكم و اقسمت عليكم ايّتها الارواح الموكلّون بالالف المكتوبة في اللوح المحفوظ و أنتم مطلعون بسّر‌ها المودّع فيها، اسمعوا قولي و اجيبوا دعوتي و اطيعوا امري بحق جميع الالف المسطور في التورية و الانجيل و الزّبور و الفرقان و جميع الكتب و الاسفار المنزلة علي جميع انبياء الله صلوات الله و سلامه عليهم اجمعين".

و از امير المؤمنين (ع) مرويست كه :"اگر كسي بنويسد ا ا تا صد و يازده الف شود شب جمعه و با خود نگاه دارد و در حين نوشتن بگويد: "يا سبحان و يا اله" فقر او زايل مي‌شود و عزيز مي‌شود در نزد خلق و پادشاه، و قضا مي‌شود حاجات او، و صفا به هم مي‌رسد در قلب او، و بيرون مي‌رود شرك از دل او."

و بعضي از اهل معرفت چنين يافته‌اند كه به سبب شرافت ذاتيه الف واقع شده است در اول اسم ذات اقدس كه مقدم است بر ساير اسماء حسني، و الف را خداوند عالم در كتاب عزيز خود بيشتر از ساير حروف گنجانيده، حتّي آن كه بعضي نوشته‌اند كه عدد الف (*14) در كلام عزيز هشتصد و چهل هزار و هشصد و هفتاد و دو است، و ساير حروف تهجي بسيار كمتر است از اين عدد. و گفته‌اند كه هر اسمي از اسماء‌الله که در آن الف باشد مثل "الله و الواسع" و صد و يازده دفعه ذكر آن را نمايد حشمت و هيبت او زياد مي‌شود در نزد خلق.

دويم: باء است

" عزّمت عليكم و اقسمت عليكم ايّتها الارواح الموكلّون بالالف المكتوبة في اللوح المحفوظ و أنتم مطلعون بسّر‌ها المودّع فيها، اسمعوا قولي و اجيبوا دعوتي و اطيعوا امري بحق جميع الالف المسطور في التورية و الانجيل و الزّبور و الفرقان و جميع الكتب و الاسفار المنزلة علي جميع انبياء الله صلوات الله و سلامه عليهم اجمعين

و مروي از امير المؤمنين (ع) است كه: "بهجة‌الله" است.

و مروي است از صادق (ع): "بهاءالله" است.

و عن اميرالمؤمنين (ع): "ما من حرف الّا و هو اسم من اسماء الله عزّوجلّ، اما الالف فالله الذي لا اله الا هو الحيّ القيّوم، و اما الباء فباق بعد فناء خلقه".

و وارد شده است از آن جناب كه كسي كه بنويسد دوازده دفعه در روز يكشنبه در حالتي كه قمر زائد النور باشد، و دفن شود (نمايد) در بلد ظالم قاهر، ظفر در ظلم خود نخواهد يافت. و كسي كه دوست دارد، احدي را و بخواهد كه آن هم محب اين باشد، بنويسد و بفرستد نزد او، حادث خواهد شد در قلب آن محبّت شديده، و اگر در ظرف چيني بنويسد و به آب حل نمايد و مريض آن آب را بخورد صحت مي‌يابد، و بايد ذكر نمايد در حين كتابت: "يا الله يا رحمن يا رحيم".

و ازبعضي از اهل تجربه محكي است كه هر اسمي در آن با بوده باشد مثل: "بارّ و باقي" هر‌گاه نوشته شود و مريض آب آن را بخورد اگر مرض او از خشكي بوده باشد صحيح خواهد شد.

و از براي این حرف دعوتي است كه مستجاب مي شود، و آن اين است:

"بسم الله الرحمن الرحيم اللّهم اني اسئلك بحق الباء عليك يا بديع السموات و الارض و لا منتهي لنوره يا بديع".(*15)

و كسي كه متحيّر باشد در امري و نداند كه چه كند در خلاص شدن خود، اين دعا را بيست و پنج دفعه بخواند خلاص خواهد شد. و اگر مرض كسي طول بكشد، پنجاه و هفت دفعه بنويسد «باء» را بر سنگريزه سياهي كه از نهر برداشته شده باشد و بگذارند زير سر آن مريض، اگر عمر آن باقي است زود صحت به هم مي‌رساند و الّا زود روح آن بيرون مي‌رود. و اگر كسي خوف دارد از كثرت اعداء و غلبه آنها، بنويسد «باء» را هزار و يك دفعه به اسم دشمن خود بر پوست شغال و باخود نگاه دارد، دشمنان او مقهور خواهند شد، و خود او عزيز و محترم بين الناس خواهد شد.

سيوم: تاء است

و علامت "توّاب" است و كسی که بنويسد آن را در روز چهارشنبه چهارصد و ده دفعه در وقت غروب و بياشامد، زياد مي‌شود حفظ علوم او، و سريع الفهم مي‌شود، و بسا هست درك مغيبات نمايد، و به حدي برسد كه چيزي از ياد او نرود. و اگر قوُت گم كرده داشته باشد بنويسد به همين نيت و بگذارد در قرآن، مي‌يابد آن چيز را. و كسي كه با خود داشته باشد ايمن شود از شر دشمنان، لكن بايد در وقت نوشتن بگويد:

" يا قيوّم يا واحد".

و از بعض كتب نقل شده است كه اگر كسي چهارصد دفعه اسمي را كه «تا» در آن است بگويد مثل"توّاب (*16) و منتقم" و "ممیت" تب او بيرون مي‌رود.

و اگر نوشته شود وزن مقربة با خود دارد، زود مطلقه مي‌شود.

و همچنين گفته‌اند: كسي كه بخواهد بَدَل نمايد عداوت دشمنان را به محبت، بنويسد بر سنگ قبر دو هزار، «ت». و در هر مرتبه بگويد به اسم فلان و دفن نمايد آن را در قبر مادر او يا پدر او، عدوات آن مبدل می‌شود به محبت.

و اگر كسي محبوس باشد، بنويسد بر مثلث در پوست شير بر هر ضلعي پنجاه و نه «ت» در روز سه شنبه در حالتي كه مريخ در طالع وقت باشد؛ با خود دارد آن را، محبوس به زودي بيرون خواهد آمد.

چهارم: ثاء است

كه علامت است براي"ثواب المؤمنين علي اعمالهم الصالحة الجنة"

و به روايت ديگر: "الثابت الكاين".

«يثبت الله الذين آمنوا بالقول الثابت في الحياة الدنيا"» (الآية)

و وارد شده است كه اگر بنويسد پنجاه و يك «ث» در روز شنبه در وقت زوال و بياويزد آن را بر ديوار خانه‌ای كه مقابل قبله است در خانه او، متزلزل در امور نخواهد شد و روزي حرام براي او به هم نخواهد رسيد، و معصيت از او سر نخواهد زد. و اگر به موم گرفته شود و انداخته شود در كوزه آب و از آن آب، زن و مرد متباغضين بياشامند، (*17) الفت ميان آنها حاصل خواهد شد، لكن در وقت كتابت بايد بگويد:"يا دائم و يا صمد".

و گفته‌اند هر اسمي كه در آن ثاء بوده باشد اگر پنجاه و يك دفعه بگويد نافع است براي مرض قولنج و مرض معده و براي اين اسم دعايی است:

"اللّهم اني اسئلك بحق الثّاء عليك يا ثابت القوي المنذر فلا يقدر شيءأن يقاومه يا ثابت." بيست و هفت دفعه اين دعا را بخواند و بدمد بر خود، از شرّ اعداء محفوظ ماند.

پنجم: جيم است

كه علامت "جنة‌الله جلال‌الله و جمال‌الله" است و به روايت ديگر:

"جلّ ثناؤه و تقدّسّت اسماؤه".

و مروي است كه كسي بنويسد پنجاه و سه جيم روز سه‌شنبه در وقت طلوع آفتاب و با خود نگاه دارد، زبان مردم از آن بسته مي‌شود، و دشمنان او دوست مي‌شوند، و مشاهده ارواح مي‌نمايد، و حوايج او در نزد مردم بر‌آورده مي‌شود، و دراز مي شود عمر او؛ و بايد در وقت كتابت بگويد: "{یا باریء} يا كبير".

و بعضی گفته‌اند هر اسمی که در آن جیم بوده باشد مثل: "جلیل و جمیل و مجید و جامع" اگر پنجاه و سه دفعه بگوید ایمن می‌شود از شرّ جنّ و شیاطین، و اگر کسی بخواند تا بیهوش شود، بهره وافری برای اوست (*18) از علوم دينيه. و اگر بنويسد جيم را در كاغذي پنجاه و سه عدد، و بخواند بر هر يك از آن يك دفعه از اين اسم، بعد از آن با خود نگاه دارد، ميل مي‌نمايند خلايق صحبت او را، و مريد او مي‌شوند. و كسي كه قولنج داشته باشد، بنويسد بر نبات مصري بر اين صورت «جْ » بيست و چهار دفعه و بخورد، او را بریء مي‌شود.

ششم: حاء است

كه علامت "حلم‌الله" است بر گناه کاران.

و به روايت ديگر: "حُطُوطُ الخطايا عن المستغفرين في ليلة القدر و ما نزل به جبرئيل مع ملئکة (الملائكة) الي مطلع الفجر".

و به روايت ديگر: "حيّ حق حليم" و مروي است كه اگر بنويسد صد و هشتاد و يك دفعه حاء را در شب پنج شنبه درحالتي كه قمر زايد النور باشد و با خود نگاه دارد، سِحْر در او تأثير نمي‌نمايد، و از چشم زخم محفوظ مي‌ماند، و از درد و مرض بري مي‌شود، و روزي حلال براي او ميسر مي‌شود و بايد در حالت نوشتن ذكر نمايد: "يا باري يا زاكي".

و ذكر كرده‌اند كه: هر گاه كسي ذكر نمايد هر اسمي كه در آن حاء بوده باشد مثل:

"رحمن و حنان و حميد" هشتاد و يك دفعه، مار آن را نخواهد گزيد.

و همچنين گفته‌اند اگر بخواند اين دعا را:

"اللّهم اني اسئلك بحق الحاء عليك يا حفيظ و الامان من جميع الشّدائد (*19) فی سرادقات حفظه يا حفيظ".

چهل و يك دفعه، و بدمد بر خود، ايمن مي‌شود از خوف سلطان. و كسي كه بخواند تا غالب شود بر او خواب، حفظ مي‌نمايد او را و اولاد او و متاع او را خداوند عالم، و درب حكمت باز مي‌شود در قلب او.

و اگر كسي بنويسد حرف حاء را سيصد و سي دفعه و بخواند بر هر يك، يك دفعه از اين اسم و نگاه دارد آن را با خود، سالم مي‌ماند از جميع آفات، و اگر انداخته شود در آب و بياشامد آن رامريض، بري مي‌شود از مرض.

و بعضي گفته‌اند اگر بخواند حاء را هزار دفعه، مي‌بيند در خواب هر چه را اراده نمايد. و اگر نوشته شود بر قدحي و محو نمايند و بياشامد آن را مريض، بري مي‌شود. و كسي كه اراده داشته باشد (نمايد) هلاك دشمن خود را يا دفع آن (را) باید دويست مرتبه بگويد و بدمد بر كفي از خاك و بپاشد بر روي دشمن خود، آن دشمن دوست خواهد شد. و كسي كه مرضي در عضو آن باشد، بخواند آن را هفتاد دفعه و مسح نمايد دست خود را بر آن موضع.

هفتم: خاء است

كه علامت "خمول اهل معاصي" است در نزد خداي عزوجلّ .

و به روايت ديگر "خبير بما يعمل العباد" و مروي است كه اگر بنويسد ششصد و ده خاء را در موضع پاک‌، پي چيز ديگر در روز يكشنبه آخر ماه، و بگذارد آن را در خانه، حوایج او در نزد مردم برآورده می‌شود. و اگر نزد ظالمی درگیر باشد بياويزد (*20) از يك موضع بلندي، دفع آن ظالم خواهد شد، لكن در وقت كتابت بايد بگويد: "يا كافي و يا نقی."

و بعضي گفته‌اند: هر اسمي كه در آن خاء بوده باشد مثل "خبير" هشتصد و دوازده دفعه بخواند بر خاكي و بپاشد بر روي دشمنان، كور خواهند شد .

و هم چنين گفته‌اند: كسي كه بخواند سيصد و بيست دفعه هر روز:

"اللّهم اني اسئلك بحق الخاءعليك يا خبير و من لا يفوت مثقال ذرّة عن علمه يا خبير."

زايل مي‌شود از او فراموشي. و كسي كه بخواند تا حال او منقلب شود، بعد از آن، آن چه جاري مي‌شود بر زبان او، صواب و صدق خواهد بود.

و گفته‌اند: كسي كه اراده نمايد كه مطلع شود بر احوال شخص غايبي، برود بر بام خانه و هفتاد دفعه بخواند و بدمد به سمتي كه در آن غايب بوده است، خبر آن به او مي‌رسد.

هشتم: دال است

كه دليل است بر دوام ملك خداي تعالي و به روايت ديگر: "دين الله" آن چناني كه از براي عباد خود قرار داده. و به روايت ديگر: "ديّان يوم الدين".

و مروي است كه اگر بنويسد سي و پنج دال را (*21) در شب چهار شنبه در نصف شب در حالتي كه مردم خوابیده باشند، در موضع پاك و پاكيزه، به مشك و زعفران، و با خود نگاه دارد، سينه او مشروح مي‌شود، و ضيق قلب از او زايل مي‌شود (و در نزد مردم معتمد و مكرّم مي‌شود و قروض او ادا مي‌شود) و بايد در حين كتابت بگويد: "يا حنّان و يا منّان".

و بعضي گفته‌اند: هر اسمي كه در او دال بوده باشد مثل: "دائم و هادي" هرگاه كسي ذكر نمايد آن را و بدمد بر چيز شيريني و تناول نمايد آن را، محبوب آن، مقصود آن حاصل مي‌شود. و گفته‌اند كه اگر كسي بخواند: "اللّهم اني اسئلك بحق الدّال عليك يا دليل المتحيرين في كل حال ارفق بعبادك (یا دلیل) من ضلّ الطّريق." و دو ركعت نماز بگذارد و بعد از نماز سي و شش مرتبه آن اسم را بخواند، هدايت به هم مي‌رساند در راه.

و گفته‌اند: كسي كه بخواهد دشمن خود را از وطن خود بيرون نمايد، برود، بر بام بلندي، و به سبّابه خود اشاره نمايد به خانه او، و هفتاد مرتبه بخواند، هر آينه هنوز ده روز نگذشته باشد كه آن شخص از آن مكان بيرون مي‌رود.

نهــم: ذال است

كه علامت "ذي الجلال و الاكرام" است و مروي است كه اگر كسي بنويسد هفتصد و سي و يك ذال در روز شنبه در وقت طلوع آفتاب، (*22)و دفن نمايد در مسجد به قصد حفظ، محفوظ خواهد ماند مال او و اگر چه در میان راه بوده باشد. و بايد در وقت نوشتن بگويد: "يا ديّان و يا خالق" و گفته‌اند: هر اسمي كه در آن ذال بوده باشد مثل: "يا مذّل" اگر هفتصد و سي و يك مرتبه بخواند و بدمد بر آب و بياشامد به كسي، آن كس محبّ او خواهد شد.

و گفته‌اند: اگر كسي بخواند: "اللّهم اني اسئلك بحق الذّال عليك يا ذاری ذو الرحمة الكبيرة فلا يعرف الخلايق قدره يا ذاري." هر روزي يازده مرتبه، بر مي‌گردد به او مالي كه از او برده شده است از روي ظلم.

و گفته‌اند اگر كسي ذال را ورد خود قرار دهد، دولت و اقبال در خانه او و اهل بيت او باقي مي‌ماند. و اگر هفت هزار و هفتصد مرتبه بخواند بر چيز شيريني و بفرستد براي كسي كه محبت او را بخواهد، تا بخورد، آن کس محبّ اين شخص خواهد شد.

دهـــم: راء است

كه علامت"رؤف و رحيم"است ومروي است كه كسي كه بنويسد دويست و يك مرتبه «راء» را شب دوشنبه از ليالي بيض، وقت غروب آفتاب، و بگذارد در پوست بلغاري و نگاه دارد با خود، اگر عشق شرعي با كسي داشته باشد به معشوق خود مي رسد، وحاجات او بر‌آورده مي شود و امور عجيبه مشاهده خواهد نمود و صاحب عزت و وقار مي‌شود (*23) نزد سلاطين، و محفوظ مي‌شود از جميع آفات و بلياّت. و بايد ذكر نمايد در وقت كتابت :"يا رحيم و يا تامّ".

و بعضي گفته‌اند که اگر كسي بخواند:" اللّهم اني اسئلك بحق الرّاء عليك يا رفيع الدّرجات يا ذاالعرش يلقي الروح من امره يا رفيع." هر روزي سي و نه مرتبه، جلالت و هيبت به هم مي‌رساند در نظر خلق، و مداومت آن موجب مشاهده امور عجيبه است، و اگر نوشته شود بر شقيقه بيمار پنج « رْ» در يوم چهار شنبه آخر ماه، بري مي‌شود، و كسي كه درد شكم داشته باشد بنويسد دور ناف خود دويست و بيست «ر» به نيل خام، همان ساعت درد شكم او بيرون مي‌رود.

يازدهم: زا است

كه علامت زلازل روز قيامت است ، و به روایت ديگر" زفير جهنم"، و به روايت ديگر "زاويه في النار"، و به روايت ديگر "زين المعبود".

و مروي است كسي كه بنويسد يازده «زْ» شب شنبه وقت غروب آفتاب، و دفن نمايد در مقبره كهنه شده، منكشف مي‌شود بر او علوم، آنچه را که منكشف نمي‌شود بر احدي از خلايق، و مي‌رسد به دولت عظيمه شريفه. و بايد در حين كتابت ذكر نمايد: "يا مبدع يا علّام".

و بعضي گفته‌اند اگر كسي بخواند: "اللْهم اني اسئلك بحق الزاي عليك يا زارع كل شئ و مُنبِتَه يا زارع."

هر روزي دوازده (*24) مرتبه و بدمد بر زرع خود به جهت سلامتي، سالم خواهد ماند از آفاتي كه براي زُروع به هم مي‌رسد.

و گفته‌اند: اگر بنويسد حرف زاي را كسي كه اذيت جن به او مي‌رسد هفتاد و پنج دفعه بر پوست آهو، در حالتي كه قمر در جُدَي باشد و مريخ تحت الارض باشد، و با خود نگاه دارد، سالم مي‌ماند از اذيت آنها.

دوازدهم: سين است

كه علامت "سناء الله" است و به روايت ديگر "سميع و بصير" و مروي است كه اگر بنويسد صد و بيست سين در روز جمعه و نگاه دارد با خود، احدي را قدرت نيست بر مقاومت او، و همه افعال او نيكو مي‌شود نزد خلايق، و اگر دور از وطن باشد سالم بر مي‌گردد، و هيبت در نزد مردم به هم مي‌رساند، و زبان خلق درباره او بسته مي‌شود، لكن بايد در حين كتابت ذكر نمايد: "يا عليم و يا معيد" را.

و در بعض كتب ذكر شده است از مشايخ كه هر اسمي كه در آن سين باشد مثل:

"يا سلام يا حسيب" بنويسد و بگذارد در زير بالش خود، خواهد ديد، آنچه اراده دارد.

سيزدهم: شين است

كه علامت "شاء‌الله ما شاء، و أراد ما أراد، و ما يشاؤون الا أن يشاء‌الله" است."(*25)

و به روايت ديگر "الشاكر لعبادة المؤمنين" و مروي است كه بنويسد سيصد و نود شين روز چهار شنبه و محو نمايد به آب، و بريزد آن را بر سر خود در حمام، و در حالت كتابت بگويد: "يا حميد و يا عزيز".

و از بعض كتب نقل شده است كه هر اسمي كه در آن شين باشد مثل "يا شهيد" سيصد و شصت مرتبه خوانده شود به جهت رد ضالّه و يا حتي (فتن) گم شده.

و همچنين گفته‌اند اگر بخواند:

"اللْهم اني اسئلك بحق الشين عليك يا شكور، أنت الذي أنعمت علي العباد نعمة ظاهرة و باطنة" هر روزي چهل و شش مرتبه بر آب و بشويد به آن روي خود را به جهت وسعت روزي، خلاص مي‌شود از تنگی معيشت، و اگر در تنگي و شدّت، باشد و اين دعا را ورد خود قرار دهد، زايل مي‌شود از آن ضيق و شدّت و كسي كه بخواند آن را تا غلبه نمايد بر آن خواب، پس بخوابد، مي‌رسد به رتبه اوليا.

چهاردهم: صاد است

كه علامت صادق بودن خداي عزّوجلّ است در قول و كلام و به روايت ديگر "صاع به صاع" كه آنچه مي‌كند به او مي‌دهند"كما تدين تدان" و مروي است كه هر كه بنويسد نود و پنج صاد، در كاسه چيني در شب جمعه به (*26) مشك و زعفران، و بياشامد آن را معقود (بر نساء) و بريزد آن را بر سر خود در حمام، زايل مي‌شود عقد آن، و هرگاه بيرون رود به سوي دو لشكر متخاصمين، صلح خواهند نمود، و اگر براي او دشمني باشد بنويسد به قصد آن و بگذارد در قرآن، آن دشمن هلاك خواهد شد و بايد درحين كتابت ذكر نمايد: "يا قاهرو يا غريب".

و از بعضي ارباب معرفت ذكر شده كه هر اسمي كه در آن صاد باشد مثل "صبور و صمد" نود و پنج دفعه بخواند، براي خلاصي از بليّات و جوع و عطش. و اگر بخواند هر صباح بعد از نماز:

"اللّهم اني اسئلك بحق الصّاد عليك يا صانع العجائب من لم يبلغ اوهام العارفين بحكمة يا صانع" چهل و دو دفعه، آسان مي‌شود بر او هر دشواري، و هرگاه بخواند تا بيهوش شود در شب جمعه هفت شب، منكشف مي‌شود بر او علوم حكميه وليميا و سيميا.

و اگر بنويسد به عدد حروف آن و بخواند به عدد هر صاد يك مرتبه، بسته مي‌شود بر آن لسان خلق، و اگر بخواند نود دفعه و بدمد بر مجنون، افاقه خواهد شد و اگر براي آن ضعف قلبي باشد بنويسد بر مأكولي و بخورد، بري خواهد شد.

پانزدهم: ضـــاد است

براي "ضَّلَ مَنْ خالَفَ محمداً و آل محمد" و به روايتی "الضارّ النّافع" و مروي است كه (*27) اگر بنويسد هشتصد و پنج ضاد را در شب شنبه و ببندد به چوب انار مستقيم بر زمين در ديوار قبله، داده مي‌شود به او آنچه براي اوست در نزد مردم، و اگر بگذارد آن را در كتاب عزيز مجيد، محترم مي‌شود در نزد مردم. و در حين كتابت ذکر نماید: "يا مذلّ يا نور".

و از بعض مشايخ مروي است كه هر اسمي در آن ضاد بوده باشد مثل "يا خافض" بخواند به عدد هشتصد و پنج، بر آب و آشاميده شود به جهت صداع و درد پشت و شكم. و گفته‌اند: بخواند در سه صباح، هر صبحي سي و دو مرتبه: "اللّهم اني اسئلك بحق الضّاد عليك يا كاشف ظلمة الحجاب بنورقد سه."

و دميده شود بر رمد چشم، بري مي‌شود البته.

شانزدهم: طاء است

كه علامت "طوبي للمؤمنين و حسن مآب" است، و به روايت ديگر "الطاهر المطّهر".

و مروي است كه اگر بنويسد نوزده طاء را در شب جمعه به مشك و زعفران و بگذارد در زير بالش خود، خواهد ديد پيغمبر را در خواب، و اگر بياشامد، قلب آن نوراني مي‌شود، و اگر معقود باشد بر نساء منحل مي‌شود، و اگر نقش نمايد بر شمشير، دم آن بر نمي‌گردد و قاطع مي‌شود، و اگر دشمني داشته باشد (*28) بگذارد آن را در قرآن، هلاك خواهد شد، و اگر با خود نگاه دارد عزيز مي‌شود در نزد سلاطين و خلايق، و بسيار مي‌شود مال او، و براي هر حاجتي بنويسد به جا آورده خواهد شد. و بايد در وقت كتابت ذكر نمايد: "يا عليّ يا قدوس".

و ذكر كرده‌اند: هر اسمي كه در آن طاء بوده باشد مثل: "لطيف و طاهر" مداومت نمودن بر آن ثابت مي‌دارد قلب را بر طاعت، و رزق آن وسيع مي‌شود. و گفته‌اند: اگر بخواند دويست مرتبه، اطاعت مي‌نمايد او را هر كه او را ببيند. و اگر هر روزي بخواند بيست و نه دفعه:

"اللّهم اني اسئلك بحق الطّاء عليك يا طاهر المتفّرد من كل شئ بكمال كبرياء عظمته يا طاهر."

خلاص مي‌شود از دست دشمن به هلاك شدن او، ورفع مي‌شود از او تكاسل در نماز. و كسي كه صد مرتبه بگويد، اطاعت مي‌نمايد او را هر كس ببيند آن را.

هفــدهم: ظــاء است

كه علامت است براي "ظنّ المؤمنون بالله خيراً و ظنّ الكافرون به شرّاً".

و به روايت ديگر: "الظاهر المظهر لآياته".

و مروي است كه هر كه بنويسد نهصد و ده ظاء را در شب پنج شنبه، و محو نمايد آن را، و بياشامد آن را مريض، صحت به هم مي‌رساند و حمل آن باعث عدم عجز در امور است و بايد در وقت كتابت ذكر نمايد: "يا مبدیء يا جليل" و بعضي فرموده‌اند: هر اسمي كه در آن ظا بوده باشد مثل: "ظاهر" بنويسد (*29) نهصد و ده ظاء و بگذارد در قرآن، به جهت ردّ آن مال مسروق و يافتن ضالّه.

و گفته‌اند اگر كسي بخواند: "اللّهم اني اسئلك بحق الظاء عليك يا ظاهر المعروف الد يوانف الذي لا ينقطع ابداً و لا يحصيه غيره يا ظاهر".

در وقت طلوع آفتاب، مشهور بين الناس مي‌شود، و محمود در زبان‌ها و محتاجٌ اليه خواهند شد، و اگر بخواهد بفهمد حقيقت احوال كسي را، بخواند بعد از نماز عشاء تا غالب شود بر آن خواب، مي‌بيند در خواب آنچه اراده داشت از احوال آن كس، و اگر بنويسد به عدد حروف اسم و بخواند بر هر يك، يك دفعه و با خود نگاه دارد منكشف مي‌شود بر او مخفيات و محبوب الخلايق مي‌شود، و كسي كه خوف از دشمني داشته باشد، بگويد هر صبح و ظُهري، هزار مرتبه به اين قصد، ايمن خواهد شد.

هجدهم: عين است

كه علامت "عالم" است يا "عالم بعباده" و مروي است كه اگر كسي بنويسد صد و سي عين روز دوشنبه و با خود نگاه دارد، مي‌گردد مشهور نزد خلق مثل آفتاب، و كامل مي‌شود ايمان او، و ساكن مي شود غضب او، و قادر نمي‌شود احدي بر قهر او، و بايد در حال كتابت ذكر نمايد: "يا محمود و يا كريم".

و بعضي فرموده‌اند: هر کس بخواند: "اللّهم اني اسئلك بحق العين عليك يا عليم القادر علي ما كان موقوفاً في مشيته و ما يعطي الريبة يا عليم."

تا بيهوش شود ظاهر مي‌شود براي او از عالم غيب اثر قوي، و آنچه مي‌گويد (*30) حق و راست است .

و هم چنین فرموده‌اند: هر اسمی که در آن عین باشد مثل: "یا علییا عظیم یا متعالي یا سمیع" کسی بخواند سیزده مرتبه در حین شداید، فرج حاصل شود.

نوزدهم: غین است

که علامت است برای "الغنیّ الّذی لایجوز علیه الحاجة علی الإطلاق".

و به روایت دیگر: "غیاث المستغیثین من جمیع خلقه".

و مروی است که کسی بنویسد هزار و شصت عین در روز جمعه و با خود نگاه دارد، هرگز محتاج نمی‌شود، و حاصل مي‌شود مرادهاي او، و بسته می‌شود لسان خلق و لسان اعادی بر آن، و مشاهده امور عجیبه خواهد نمود. و باید در حال کتابت ذکر نماید: "یا عظیم یا عجیب".

و بعضی فرموده‌اند: هر اسمی که در آن غین بوده باشد مثل: "غفور و غنی و غافر" کسی که مداومت نماید بر آنها، روزی او وسیع می‌شود، و اگر با خود نگاه دارد در سفرها، ربح بسیاری در تجارت برای او به هم می‌رسد و غنی می‌گردد.

و گفته‌اند: کسی (که) بخواند: "اللهم انيّ اسئلک بحق الغین علیک یا غنی الکریم الوهّاب ذاالطّول فلاینقص شیء من خزائنه یا غنّی."

تا خواب رود، می‌آمرزد خداوند گناهان او را، اگرچه مثل کوه‌ها باشد، و اطاعت می‌نمایند او را مردم در اقوال او، و تاثیر نمی‌کند در بدن او سلاح، و انداخته می‌شود در قلب دشمن او رعب.

بیستم: فاء است

که علامت است برای "فوج من افواج النّار" و مروی است که کسی {که} بنویسد نود فاء را روز چهارشنبه و با خود نگاه دارد، حاجات او برآورده می‌شود، چه دنیویه و چه دینیه. و باید در وقت کتابت ذکر نماید: "يا غياثي". (*31)

و ذکر كرده‌اند که هر اسمی که در آن فاء بوده باشد مثل: "یا فتّاح یا حفیظ" نهصد و نود و هشت دفعه بخواند و بنویسد برای امن از بلیات. و اگر بخواند هر روزی بیست و هشت دفعه:

"اللهم انی اسئلک بحق الفاء علیک یا فتاح کل مقالید الامور بیده".

قلب و لسان او قم می‌شود، و اگر بخواند تا خواب برود گشوده می‌شود به دست خود چیز بسته شده. (+ اگر كسي در روز چهار شنبه نود «ف» بنويسد و در هنگام نوشتن مكرر بگويد «يا غياث يا مغيث» و با خود دارد هر حاجت كه بخواهد روا شود.)

بیست و یکم: قاف است

که علامت است برای قرآن "من الله و جمعه و قرآئته"، و به روایت دیگر "قادر علی جمیع خلقه".

و مروی است که کسی بنویسد صد و هشتاد و یک قاف را در روز یکشنبه و با خود نگاه دارد، خلاص می‌شود از قید و زندان، و فراخ می‌شود روزی او، و باید در حین کتابت بگوید: "یا ملک یا مهیمن".

و ذکر کرده‌اند که هر اسمی در آن قاف بوده باشد مثل: "یا قیّوم یا قادر یا مقتدر" بخواند در وقت غروب آفتاب صد و هشتاد و یک دفعه، به جهت حصول عزّت و اقبال و جاه و دولت.

و گفته‌اند: کسی که بخواند هر روزی سی و شش مرتبه:

"اللهم انی اسئلک بحق القاف علیک یا قدیم الاحسان فلا یحیط احد یعدّ نعمائه یا قدیم".

مکرّم می‌شود در نزد مردم، و اگر بنویسد به عدد اسم و بخواند به عدد (*32) (هر) یک، یک دفعه و نگاه دارد با خود، عزّت به هم می‌رساند در نزد ملوک، و مقهور می‌شود دشمن او، و اگر ببندد بر تبدار، تب او زایل می‌شود .

بیست و دویم: کاف است

که علامت "کافی" است و به روایت دیگر: "کلام الله لا تبدیل لکلمات الله و لن تجد من دونه ملتحدا" و به روایت دیگر: "اماالکاف الذی لم یکن له کفوا احد و لم یلد و لم یولد".

و مروی است که کسی، بنویسد هزار و یک دفعه کاف را و با خود نگاه دارد، ایمن می‌شود از جمیع امراض و اسقام، و گشوده می‌شود بر او دولت و یاری، و به هر مطلوب که دارد می‌رسد. و جایز است نوشتن این حروف در هر وقتی، و باید ذکر نماید در حال کتابت: "یا کلیم یا کریم".

و گفته‌اند بعض معتبرین که هر اسمی {که} در آن کاف بوده باشد مثل: "یا کافییا کبیر یا کریم" هزار و پانصد مرتبه، اگر بخواند کشف ارواح برای او می‌شود. و گفته‌اند: اگر کسی بخواند هر روزی سی و سه دفعه؛

"اللهم انی اسئلک بحق الکاف علیک یا کفیل الکافی الوکیل بکل حین من فضله و کرمه یا کفیل".

نخواهد مخاصمه نمود با او احدی مگر آن که شرّ او به خود او رجوع می‌نماید. و اگر بنویسد به عدد اسم و بخواند بر هر یک، یکدفعه و بگذارد در خانه دشمن، از مکان خود بیرون خواهد رفت و شاید هلاک شود.

بیست و سیوم: لام است

که علامت است (*33) برای "لغو الکافرین فی افترائهم علی الله الکذب".

و به روایت دیگر "إ لمام اهل الجنة بینهم فی الزیادة و التحّیة و السّلام و تلادم اهل النار فیما بینهم" ، به روایت دیگر "و اما اللّام لطیف بعباده".

و مروی است که هر که بنویسد هفتاد و یک لام را در شب چهارشنبه در نصف شب، و نگاه دارد با خود، ایمن می‌شود از مکر مردم و خدعه‌های (خدع‌های) آنها، و هیچ کس ذکر او را به بدی یاد نخواهد نمود. و باید در حین کتابت ذکر نماید: "یا شکور".

و از بعضی مشایخ ذکر شده که هر اسمی {که} در آن لام باشد مثل: "والی" بنویسد هفتاد و یک دفعه و بیاویزد بر دیوار خانه، در جایی که محاذی قبله باشد، برای امن بودن خانه از آفات و بلیات، و برآورده می‌شود حاجات او.

و گفته‌اند: اگر کسی بخواند هر روزی چهل و یک دفعه:

"اللهم انی اسئلک بحق اللام علیک یا لطیف المحیط بکل شیء و لایدرک الابصارکمالة یا لطیف" می‌رسد به هر چیز، و اگر بخواند تا غلبه نماید بر آن خواب، می‌بیند اشیا را کما هی.

و اگر به این عدد بنویسد و در انبار غله گذارد، سالم می‌ماند از آفات، و (اگر) کسی که در تنگی و حیرت بوده باشد، بگیرد از مویز هزار و یک دانه را، و بر هر دانه، یک دفعه بخواند و بدمد، بر آن و در این اثنا با کسی سخن نگوید، بعد از آن بیندازد نزد اطفال تا بخورند، گشاده می‌شود بر آن ابواب سعادت. (*34)

بیست و چهارم: میم است

که علامت ملک است: "و انه الملک الحق لم یزل و لایزال و لایزول ملکه".

و به روایت دیگر: "ملک الله یوم الدین یوم لامالک غیره و یقول الله تعالی:

"لمن الملک الیوم" ثم ینطق ارواح انبیائه ورسله وحججه فیقولون":

"لله الواحد القهار"فیقول جل جلاله الله":

"له الیوم تجزی لکل نفس بما کسبت لاظلم الیوم ان الله سریع الحساب".

و به روایت دیگر: "(و اما المیم) مالک الملک".

و به روایت دیگر: "فملک الله الذی لایزول دوامه الذی لایفنی".

و مروی است که، کسی بنویسد نود میم روز جمعه در وقت طلوع آفتاب، و با خود نگه دارد، برآورده می‌شود حاجات او در نزد مردم، و هرگاه آویخته شود بر زرعی یا باغی، محفوظ می‌شود از جمیع آفات، و ظاهر می‌شود برکت، و حامل او ایمن می‌شود از جمیع بلیّات، و معزّز می‌شود در نزد مردم.

و باید ذکر نماید در حال کتابت: "یا خالق یا محیط".

و منقول است از بعض مشایخ که هر اسمی (که) در آن میم باشد مثل: "یا رحمن یا رحیم" کسی بخواند آن را نود دفعه، و به قول دیگر صد و چهل و شش دفعه، زایل می‌شود از او نسیان، و زیاد می‌گردد فهم او و عقل او.

و گفته‌اند: هر که بخواند هر روزی چهل و دو دفعه:

"اللهم انی اسئلک بحق المیم علیک یا مالک الملک الذی لایعتدی علی اهل مملکته یا ملک" می‌گردد رئیس طایفه. و اگر از کسی بترسد، بخواند (*35) آن اسم را در شب شنبه تا گریه او را فرو گیرد، و بعد از آن بطلبد حاجت خود را، زایل می‌شود از او موجب خوف، و اگر بنویسد آن را به همان عدد و با خود نگاه دارد برای هر حاجتی، برآورده می‌شود و در نزد ملوک و اعداء و احبّاء عزیز می‌شود.

بیست و پنجم: نون است

که علامت است برای "نورالله للمومنین و نکاله لکافرین".

و به روایت دیگر: "فنور السموات من نور عرشه" .

و به روایت دیگر: "ن والقلم و ما یسطرون"،

فالقلم قلم من نور و کتاب من نور فی لوح محفوظ یشهده المقرّبون و کفی بالله شهیدا".

و مروی است که کسی بنویسد شانزده نون را در شب سه شنبه و با خود نگاه دارد؛ سالم می‌شود از جمیع امراض، و آسان می‌شود بر او تعلّم علوم، و در نزد اکابر، صاحب وقار و هیبت می‌شود، و دست او وسیع می‌شود، و مشروح می‌شود سینه او و گشاده می‌شود نعمت‌ها، و مخفی نمی‌ماند بر او چیزی.

و باید ذکر نماید در حال کتابت: "یا ِاحیا یا اِملا".

و بعضی فرموده‌اند :که اگر کسی هر اسمی که در او نون باشد مثل "یا نور یا نافع" صد و شش دفعه، و به قول دیگر صد و چهل و شش دفعه بخواند، رجوع می‌نماید غایب، به زودی و سلامت، و اگر به عدد اول بنویسد و با خود نگاه دارد، ساکن می‌شود درد او. (*36) و گفته‌اند کسی (كه) بخواند در سر بالین مریض سه روز، هر روزی چهل و چهار دفعه: "اللّهم انّی اسئلک بحق النّون علیک یا نافذ الحکم الشّافی من طاب قلوب المحسنین بذکره یا نافع".

آن مریض صحیح خواهد شد، و اگر طبیب آن را ورد خود قرار دهد، در قدوم او شفا خواهد بود برای مریض. و اگر بنویسد به اسم کسی که دوست دارد او را، در میان آنها حبّ شدید و الفت عظیمه به هم می‌رسد.

بیست و ششم: واو است

که علامت است برای "ویلٌ لمن عصی الله من عذاب یوم عظیم".

و به روایت دیگر: اما الواو "واحد احد صمد لم یلد و لم یولد"، و به روایت دیگر:

"ویل لأهل النّار".

و مروی است: هر کس بنویسد بیست « واو» را روز شنبه و بگذارد در قرآن، حاجات او برآورده می‌شود.

و باید در حین نوشتن ذکر نماید: "یا حلیم یا شکور"

و از بعض مشایخ مروی است که هر اسمی که در آن واو بوده باشد مثل "واحد" بنویسد یازده مرتبه و بیاویزد در سمت بلندی از جانب قبله از خانه، پیش از طلوع آفتاب، از میخ آهنی، به جهت حصول حاجات. و هم چنین فرموده‌اند: کسی که بنویسد حرف واو را بر کاغذی به اسم کسی (که) خواسته باشد، به عدد اسم که گذشت + (دراین نسخه اشاره نشده)، و بیاویزد او را در ممّر بادی، حاصل می‌شود میان آنها مودّتی که وصف نمی‌توان (*37) نمود. هیچ یک از آنها طاقت نمی‌آورد بدون حضور دیگری.

و هم چنین گفته‌اند: دعوت مستجابه برای این اسم {چنین است}:

"اللهم انی اسئلک بحق الواو علیک یا ودود انت الذی جعلت المودة بین المرء و زوجه یا ودود."

بیست و هفتم: هاء است

که علامت است برای "هان علی الله من عصاه".

و اما الهاء "فهاد لخلقه" به روایت دیگر: "هول جهنّم".

و مروی است که، کسی بنویسد یازده «هاء» و با خود نگاه دارد، مطّلع می‌شود بر اسرار غیب، و منکشف می‌شود بر او علوم خفیّه، و می‌رسد به هر مطلوبی.

و هم چنین گفته‌اند: آن چه در خواص حروف است از آن چه مذکور شد، در این(حرف) به تنهایی است.

و باید ذکر نماید در حین کتابت: "یا دیّان یا علّام".

و حکایت کرده‌اند از بعض عارفین که هر اسمی {که} در آن (اسم)‌هاء بوده باشد مثل: "یا وهّاب یا من هو" بخواند به جهت حصول مقاصد دینیه و دنیویه و (و الاشعار و الاعمال) امراض، پنج هزار مرتبه، بعد از آن بنویسد یازده دفعه و بیندازد در آب جاری به سوی قبله، بعد از آن دو رکعت نماز بگذارد، حاصل می‌شود مراد او. و گفته‌اند اگر بخواند: "اللهم انی اسئلک بحق الهاء علیک یا هادی کل شیء و الیه مرجعه یا هادی" تا بیهوش شود به قصد (*38) صلح، حاصل خواهد شد، و اگر بنویسد و بگذارد در متاع خود در سفر، محفوظ می‌شود از سارق.

بیست و هشتم: لام الف است

که علامت است برای "(لام الف) لا اله الا الله."

و به روایت دیگر به اضافه: "وحده لاشریک له".

و گفته‌اند دعوت مستجابه این دعا {چنین است}: "اللهم انی اسئلک بحق اللّام الف علیک یا لا اله الا انت سبحانک ما اعظم شأنه هذا اسم اعظم الاسماء لایقدر کل احد علی دعوته".

بیست و نهم: یا است

که علامت است برای "ید الله فوق خلقه باسطه بالرّزق سبحانه و تعالی عما یشرکون".

( و اما الیاء فید الله باسطه علی خلقه) و ذکر کرده اند: که هر اسمی{که} در آن "یا" بوده باشد مثل "یا حکیم یا علیم یا کبیر" بنویسد بیست دفعه، و بشوید به آب، و افطار به او نماید منکشف می‌شود به او اسرار غریبه، و مشاهده می‌نماید عجایب بسیار.

و از بعضی مروی است که دعوت مستجابه دارد، اين است:

"اللهم انی اسئلک بحق الیاء علیک یا یقظان الحیّ الکائن لم یزل و لایزال کینونة یا یقظان. اللهم یا میّسر كل عسير، یسّر لی اموری کلها فی الدنیا (و الآخرة) و سخّر لی روحانیات الحروف برحمتک یا ارحم الراحمین".

و منقول است از بعض حکماء که (*39) اگر نوشته شود بر پوست مار، هفده "یاء"، به این صورت «ی» به خون کبوتر سفید و بسوزاند، آن پوست را در زمانی که قمر در سرطان باشد و میان او و مشتری تسدیس باشد، هر کس از آن سرمه کشد به چشم خود، سفیدی از آن چشم بیرون می‌رود.

دعاى آموخته رسول الله به اميرالمؤمنين


 

دعاى آموخته رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم به اميرالمؤمنين عليه السلام هنگام فرستادن آن حضرت به يمن


اَللّهُمَّ اِنَّى اَتَّوَجَهُ اِلَيْكَ بَلاثِقُهُ مِنّى بِغَيْرِكَ وَ لاَ رَجاءٍ ياوَى بِى اِلاّ اِلَيْكَ وَ لاَ قُوَّهِ اِتَّكَلَ عَلَيْهَا وَ لاَ حِيلُهُ الْجا اِلَيْها اِلاّ طَلَبَ فَضْلِكَ وَ التَّعَرُّضِ لِرَحْمَتِكَ وَ السُّكُونِ اِلى اَحْسَنَ عادَتِكَ وَ اَنْتَ اعْلَمُ بِما سَبَقَ لِى فى وَ جَهى هَذا مِمَّا اُحِبُّ وَ اَكْرَهُ فَاِنِما اَوْقَعْتَ عَلى فيهِ قُدْرَتُكَ فَمَحْمُودٌ فِيهِ بِلاوُكَ مُتَّضِحٌ فِيهِ قَضاوِكَ وَ اَنْتَ تَمْحُو ما تَشاءُ وَ تُثْبِتُ وَ عِنْدَكَ اَمُّ الْكِتابِاَللّهُمَّ فَاصْرِفْ عَنّى مَقادِيرَ كُلِّ بَلاءٍ وَ مَقاصِرُ كُلِّ لاواءٍ وابْسُطْ عَلَى كَنَفاً مِنْ رَحْمَتِكَ وَ سَعْهُ مِنْ فَضْلِكَ وَ لُطْفاً مِنْ عَفْوِكَ حَتَّى لاَ احب تَعْجِيلَ مَا اَخَّرْتَ وَ لاَ تَاخِيرَ ما عَجَّلْتَ وَ ذَلِكَ مَعَ مَا اَسْاَلُكَ اَنْ تَخْلُفَنِى فِى اهلَى وَ وَلْدَى وَ صُرُوفِ حُزَانَتِى بِاحْسَنِ مَا خَلَفْتَ بِهِ غَائِباً مِنَ المُومِنِينَ فى تَحْصِينِ كُلِّ عَوْرِهِ وَ سَترِ كُلِّ سَيِّئِهِ وَ حَطِّ كُلِّ مَعصِيهِ وَ كَفايه كل مَكْرُوهٍ وَ ارزُقنى عَلَى ذَلِكَ شُكْرَكَ وَ ذِكْرَكَ وَ حُسْنَ عِبَادَتِكَ وَ اَلرِّضَا بِقَاضَاءِكَ يَا وَلَّى اَلْمُومِنِينَ وَ اِجْعَلْنِى وَ وُلْدَى وَ مَا خَوْلَتَيْنِى وَ رَزَقَنِى مِنَ الْمُومِنِينَ وَ الْمُومِنَاتِ فِى حِمَاكَ الَّذِى لاَيُسْتَبَاحُ وَ ذِمَّتِكَ الَّتِى لاَتُخْفَرُ وَ جِوارُكَ الَّذِى لايُرَامُ وَ امَانُكَ الَّذِى لاَيُنْقَضُ وَ سِتْرُكَ الَّذِى لاَيَهْتَكُ فَاِنَّهُ مَنْ كانَ فِى حِماكَ وَ ذِمَّتِكَ وَ جِوَارِكَ وَ اَمَانِكَ وَ سِتْرِكَ كَانَ آمِناً مَحْفُوظاً وَ لا حَوْلَ وَلا قُوَّه الاّ بِاللَّهِ الْعُلَى الْعَظِيمِ

 

شخصيت بزرگ و دانشمند، مويدالدين شرف القضاه عبدالملك - كه خداوند برترى اش را ادامه دهاد گفت :
بيمار شده بودم . (در خواب ديدم كه ) امير المؤ منين عليه السلام گويد از آسمان نزد من فرود آمد. خواستم براى بيمارى ام از آن حضرت دعا بخواهم ؛ اما چيزى نگفتم : آن حضرت خود فرمود: بهبود است و بر بازوى راستم دست كشيد.
سپس فرمود: اين را سه بار بخوان ؛ خدا بدان ، تو را حفظ مى كند:

 

اعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ اَلشَّيْطَانِ اَلرَّجِيمِ الَّذِى قَالَ لَهُمُ اَلنَّاسُ انَّ اَلنَّاسَ قَدْ جَمَعُوا لَكُمْ فَاحْشُوهُمْ فَزَادَهُمْ اِيمَانَاً وَ قَالُوا حَسْبُنَا اَللَّهُ وَ نِعْمَ اَلْوَكِيلُ اَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ اَلشَّيْطانِ اَلرَّجِيمِ وَ اَفْوَضِ امْرِىً اِلى اللَّهِ اِنَّ اللّهِ بَصِيرٌ بِالْعِبادِ اَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ اَلرَّجِيمِ مَا يَفْتَحُ اَللَّهُ لِلنَّاسِ مَنْ رَحِمَهُ فَلاَ مُمْسِكَ لَهَا وَ مَا يُمْسِكُ فَلاَ مُرْسِلَ لَهُ مِنْ بَعْدِهِ وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ


آن گاه كه بگويى : الذين ... تا آخر آيه ، خداوند متعال مى فرمايد: فاتقلبوا بنعمه من الله و فضل لم يمسهم سوء ، و هنگامى كه بخوانى : افوض امرى الى الله ، خداى - تعالى - مى فرمايد: فوقاه الله سيئات ما مكروا و حاق بال فرعون سوء العذاب و گاهى كه مى گويد: ما يفتح الله ... تا آخر آيه .

 

دعاى حضرت على عليه السلام در آغاز جنگ صفين

 


 دعاى سرور مومنان حضرت على بن ابى طالب عليه السلام در آغاز جنگ صفين


از كتاب صفين عبدالعزيز جلودى (ابو احمد بن يحيى بن احمد بن عيسى (332) از علماى شيعه (اين دعا را مى آوريم ). او گويد: آن گاه كه پرچم را پيش راندند، آن حضرت چنين خواندند:

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحمانِ الرَّحيمِ لاحَولَ ولا قُوَّه اِلاّ بِاللَّهِ الْعُلَى الْعَظِيمِ اَللّهُمَّ اِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ اِيَّاكَ نَسْتَعِينُ يَا اَللَّهُ يَا رَحْمَانُ يا رَحِيمُ يا اَحَدُ يا صَمَدُ يا اَلْهَ مُحَمَّدُ اِلَيْكَ نَقَلْتَ الاِقْدامَ وَ اَفْضَلَتِ الْقُلُوبُ وَ شَخَصَتِ الاِبْصارُ وَ مُدَّتِ الاِعْناقُ وَ طُلِبَتِ الْحَوائِجُ وَ رُفِعَتِ الايدى اَللّهُمَّ افْتَحْ بَيْنَنا وَ بَيْنَ قَوْمِنَا بِالْحَقِّ وَ اِنْتَ خَيْرُ اَلْفَاتِحِينَ سپس سه بار خواندند لاَ اِله اِلاّ اَللَّهُ وَ اَللَّهُ اَكْبَرُ


او گويد: آنگاه كه مولا عليه السلام به جنگ مى رفت ، تا هنگام سوار شدن ، نام خدا را بر زبان داشت . آن گاه مى خواند:

سُبْحانَ الَّذِى سَخَّرَ لَنا هَذا وَ ماكِنانِ لَهُ مُقْرِنِينَ وَ اَنَا اِلى رَبِّنا لَمُنْقَلِبُونَ الْحَمْدَلَلُهُ اعلى نعمه عَلَيْنا وَ فَضْلُهُ الْعَظِيمُ عِنْدَنا


دعاى مولا اميرالمؤمنين عليه السلام در روز هرير در صفين


امام صادق عليه السلام فرمود: اميرالمؤمنين عليه السلام در روز هرير - آن گاه كه بر دوستان حضرتش كار سخت شد - دعاى كرب را برخواند و هر كه در اندوه غم آن را بخواند، خداوند از آن رهايى اش ‍ مى دهد. دعاى كرب اين است :


اَللَّهُمَّ لاَ تُحَبِّبْ الى ما اَبْغَضْتَ وَ لاَ تُبْغِضْ اِلى ما اَحْبَبْتَ وَ اَللّهُمَّ اِنّى اَعُوذُ بِكَ اَنْ اَرْضى سَخَطَكَ اَوْ اَسْخَطَ رِضاكَ اَوْ اَرَدَّ قَضائِكَ اَوْ اَعْدُوَ قَوْلَكَ اَوْ اُناصِحَ اَعْدائِكَ اَوْ اَعْدُو اَمْرَكَ فِيهِمْ اَللَّهُمَّ ما كانَ مِنْ عَمَلٍ اَوْ قَوْلٍ بِقُرْبِنى مِنْ رِضْوانِكَ وَ يُبَاعِدُنِى مِنْ سَخَطِكَ فَصَبِّرْنى لَهُ وَ احْمِلْنى عَلَيْهِ يا اَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ اَللّهُمَّ اِنَّى اَسْاَلُكَ لِسَاناً ذاكِراً وَ قَلْباً شَاكِراً وَ يَقِيناً صَادِقاً وَ اِيمَاناً خَالِصاً وَ جَسَداً مُتَوَاضِعاً وَ اُرْزُقْنَى مِنْكَ حُبّاً وَ اُدْخُلْ قَلْبِى مِنْكَ رُعْباً اللَّهُمَّ فانَّ تَرحَمنى فَقَد حَسُنَ ظُنّى بِكَ وَ اَنْ تُعَذِّبَنِى فَبِظُلْمى وَ جَوْرَى وَ جُرْمَى وَ اِسْرَافِى عَلَى نَفْسَى فَلاَ عُذْرَ لى اَنِ اِعْتَذَرَتْ وَ لاَ مُكَافَاهُ وَ جَرْمَى وَ اِسْرَافَى عَلَى نَفْسِى فَلاَ عُذْرَ لِى اَنْ اعْتَذَرْتْ وَ لاَ مُكافاهُ احْتَسَبَ بِها اَللّهُمَّ اِذا حَضَرْتَ اِلاّ جَالَ وَ نَفِدَتِ الاِيامُ وَ كانَ لابُدَّ مِن لِقائِكَ فاوجِبْ لِى مِنَ اَلْجَنَّهِ مَنْزِلاً يَغْبِطُنِى بِهِ الاَولُونَ وَ اَلاَخْرُونَ لاَ حَسرهُ بَعْدَهَا وَ لاَ رَفِيقَ بَعْدَ رَفِيقِهَا فِى اكْرَمِهَا مَنْزِلاَ

اللَّهُمَّ البُسْنى خُشُوعَ الايمانِ بِالعِزِّ قَبْلَ خُشُوعِ الذُّلِّ فِى النَّارِ اثْنى عَلَيْكَ رَبِّ اَحْسِنِ الثَّناءَ لاَنَ بَلاءُكَ عِنْدى اَحْسَنَ اَلْبَلاَءِ اَللَّهُمَّ فَاذْقْنى مِنْ عَوْنِكَ وَ تايِيدٍ وَ تَوْفِيقِكَ وَ رِفْدِكَ وَ اُرْزُقْنِى شَوْقاً الى لِقَائِكَ وَ نَصْراً فِى نَصْرِكَ حَتَّى اُجِدْ حَلاَوَهُ ذَلِكَ فى قِلًى تنْ وَ اِعْزِمْ لى عَلَى اِرْشَدْ اُمُورَى فَقَدْتَرَى مَوْقِفِى وَ مَوْقِفُ اِصْحَابَى وَ لاَ يَخْفَى عَلَيْكَ شَى ءٌ مِنِ اِمْرِى اَللّهُمَّ اِنَّى اَسْاَلَكَ النَّصْرَ الَّذِى نَصَرْتَ بِهِ رَسُولَكَ وَ فَرَّقْتَ بِهِ بَيْنَ الْحَقِّ وَ الْباطِلِ حَتَّى اَقَمْتَ بِهِ دِينَكَ وَ اِفْلَجْتَ بِهِ حُجَّتَكَ يَامِنٌ هُوَ لى فِى كُلِّ مَقَامٍ

 


دعاى مولا اميرالمؤمنين عليه السلام در روز صفين

حضرت امام صادق عليه السلام فرمود:

از دعاهاى امير المؤ منين عليه السلام در روز صفين اين بود:

 اَللَّهُمَّ رَبَّ هَذَا اَلسَّقْفِ اَلْمَرْفُوعِ اَلْمَكْفُوفِ اَلْمَحْفُوظِ اَلَّذِي جَعَلْتَهُ مَغِيضَ اَللَّيْلِ وَ اَلنَّهَارِ وَ جَعَلْتَ فِيهَا مَجَارِيَ اَلشَّمْسِ وَ اَلْقَمَرِ وَ مَنَازِلَ اَلْكَوَاكِبِ وَ اَلنُّجُومِ وَ جَعَلْتَ سَاكِنَهُ سِبْطاً مِنَ اَلْمَلاَئِكَةِ لاٰ يَسْأَمُونَ اَلْعِبَادَةَ وَ رَبَّ هَذِهِ اَلْأَرْضِ اَلَّتِي جَعَلْتَهَا قَرَاراً لِلنَّاسِ وَ اَلْأَنْعَامِ وَ اَلْهَوَامِّ وَ مَا نَعْلَمُ وَ مَا لاَ نَعْلَمُ مِمَّا يُرَى وَ مِمَّا لاَ يُرَى مِنْ خَلْقِكَ اَلْعَظِيمِ وَ رَبَّ اَلْجِبَالِ اَلَّتِي جَعَلْتَهَا لِلْأَرْضِ أَوْتَاداً وَ لِلْخَلْقِ مَتَاعاً وَ رَبَّ اَلْبَحْرِ اَلْمَسْجُورِ اَلْمُحِيطِ بِالْعَالَمِ وَ رَبَّ اَلسَّحٰابِ اَلْمُسَخَّرِ بَيْنَ اَلسَّمٰاءِ وَ اَلْأَرْضِ وَ رَبَّ اَلْفُلْكِ اَلَّتِي تَجْرِي فِي اَلْبَحْرِ بِمٰا يَنْفَعُ اَلنّٰاسَ إِنْ أَظْفَرْتَنَا عَلَى عَدُوِّنَا فَجَنِّبْنَا اَلْكِبْرَ وَ سَدِّدْنَا لِلرُّشْدِ وَ إِنْ أَظْفَرْتَهُمْ عَلَيْنَا فَارْزُقْنَا اَلشَّهَادَةَ وَ اِعْصِمْ بَقِيَّةَ أَصْحَابِي مِنَ اَلْفِتْنَةِ .

اَلْحَمْدُ لِلَّهِ اَلَّذِي لَمْ يُصْبِحْ بِي مَيِّتاً وَ لاَ سَقِيماً وَ لاَ مَضْرُوباً عَلَى عُرُوقِي بِسُوءٍ وَ لاَ مَأْخُوذاً بِأَسْوَإِ عَمَلِي وَ لاَ مَقْطُوعاً دَابِرِي وَ لاَ مُرْتَدّاً عَنْ دِينِي وَ لاَ مُنْكِراً لِرَبِّي وَ لاَ مُسْتَوْحِشاً مِنْ إِيمَانِي وَ لاَ مُلْتَبِساً عَقْلِي وَ لاَ مُعَذَّباً بِعَذَابِ اَلْأُمَمِ مِنْ قَبْلِي أَصْبَحْتُ عَبْداً مَمْلُوكاً ظَالِماً لِنَفْسِي لَكَ اَلْحُجَّةُ عَلَيَّ وَ لاَ حُجَّةَ لِي وَ لاَ أَسْتَطِيعُ أَنْ آخُذَ إِلاَّ مَا أَعْطَيْتَنِي وَ لاَ أَتَّقِيَ إِلاَّ مَا وَقَيْتَنِي

اَللَّهُمَّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ أَنْ أَفْتَقِرَ فِي غِنَاكَ أَوْ أَضِلَّ فِي هُدَاكَ أَوْ أُضَامَ فِي سُلْطَانِكَ أَوْ أُضْطَهَدَ وَ اَلْأَمْرُ لَكَ اَللَّهُمَّ اِجْعَلْ نَفْسِي أَوَّلَ كَرِيمَةٍ تَنْتَزِعُهَا مِنْ كَرَائِمِي وَ أَوَّلَ وَدِيعَةٍ تَرْتَجِعُهَا مِنْ وَدَائِعِ نِعَمِكَ عِنْدِي اَللَّهُمَّ إِنَّا نَعُوذُ بِكَ أَنْ نَذْهَبَ عَنْ قَوْلِكَ أَوْ نُفْتَنَ عَنْ دِينِكَ أَوْ تَتَايَعَ بِنَا أَهْوَاؤُنَا دُونَ اَلْهُدَى اَلَّذِي جَاءَ مِنْ عِنْدِكَ


اين دعا را در جزء چهارم كتاب دفع الهموم و الاحزان احمد بن داوود نعمانى ديدم كه ابن عباس گويد: در شب صفين ، به امير مومنان عليه السلام عرض كردم : آيا نمى بينيد كه دشمنان ما را محاصره كرده اند؟ فرمود: مى ترسى گفتم : آرى (آن حضرت ) خواند:

اللّهم انّي أعوذبك أن أضام في سلطانك ( اللّهم انّي أعوذبك أن اضل في هداك ) اللّهمّ إنّي أعوذ بك أن أفتقر في غناك ، اللّهمّ إنّي أعوذبك أن أضيّع في سلامتك ، اللّهم إنّي أعوذبك أن اغلب و الأمر إليك 

 

كان علی عليه السلام يقول إذا لقى العدوّ محارباً:

امام علی علیه السلام وقتی با دشمن برخورد میکرد میفرمود :

اللَّهُمَّ إِلَيْكَ أَفْضَتِ الْقُلُوبُ، وَمُدَّتِ الْأَعْنَاقُ، وَشَخَصَتِ الْأَبْصَارُ، وَنُقِلَتِ الْأَقْدَامُ، وَأُنْضِيَتِ  الْأَبْدَانُ.
اللَّهُمَّ قَدْ صَرَّحَ مَكْنُونُ الشَّنَآنِ ، وَجَاشَتْ  مَرَاجِلُ  الْأَضْغَانِ . اللَّهُمَّ إِنَّا نَشْكُوا إِلَيكَ غَيْبَةَ نَبِيِّنَا، وَكَثْرَةَ عَدُوِّنَا، وَتَشَتُّتَ أَهْوَائِنَا (رَبَّنَا افْتَحْ بَيْنَنَا وَبَيْنَ قَوْمِنَا بِالْحَقِّ وَأَنْتَ خَيْرُ الْفَاتِحِينَ.

دعای امیر المومنین علی که به اویس قرنی آموخت


دعا از مولا امير المؤ منين عليه السلام

اين دعا را آن حضرت به اويس قرنى آموخت و اين غير از دعايى است كه در كتاب السعاده و نه آن كه در اغاثه الداعى است .
موسى بن زيد از اويس قرنى نقل مى كند كه امير مومنان عليه السلام فرمود:


هر كه انى دعا را بخواند، خداوند دعايش را مى پذيرد و همه ى خواسته هايش را بر مى آورد. رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم نيز فرمود:
سوگند به آن كسى كه مرا پيامبرى راستين داد، هر كه سخت تشنه و گرسنه گردد و اين دعا را بخواند، خداوند آب و خوراكش دهد. اگر اين دعا را بر كوهى بخوانند كه مانع رسيدن به هدف است ، گشاده مى شود و راهى به مقصد در آن باز مى شود. اگر آن را بر ديوانه بخوانند، هشيار مى گردد و اگر بر باردار سخت زايى بخوانند، خداوند - عزوجل - زادن را بر او آسان مى سازد.
(پيامبر گرامى صلى الله عليه و آله وسلم در ادامه ) فرمود: به آن كه مرا به حقيقت به پيامبرى برانگيخت سوگند كه هر كس چهل شب جمعه اين دعا را بخواند، هر گناهى كه نسبت به پروردگار داشته است آمرزيده مى شود و اگر نزد شاهى رود، از گزند او ايمن خواهد بود و اگر با خواندن اين دعا به خواب رود، خداوند به شمار هر حرف آن ، هزار فرشته ى روحانى با چهره هايى هفتاد هزار بار نيكوتر از خورشيد مى انگيزد تا براى او آمرزش ‍ بخواهند. اگر خواننده ى اين دعا گناهان كبيره آورده باشد، همه ى گناهانش ‍ آمرزيده مى شود و اگر در شب خواندن دعا بميرد، شهيد به شمار مى رود.
آن گاه (امير المؤ منين عليه السلام ) به من فرمود: اى ابا عبدالله خداوند او (خواننده ى دعا) و خانواده و موذن مسجدش و امام آن را  مى آمرزد!

متن دعا:

يا سلامُ المومِنُ الْمُهَيْمِنُ الْعَزِيزُ الْجَبَّارُ الْمُتَكَبِّرُ الطَّاهِرُ الْمُطَهَّرُ الْقاهِرُ الْقادِرُ الْمُقْتَدِرُ يا مَنْ يُنَادَى مِن كُلِّ فَجٍ عَمِيقٍ بِالسِّنه شَتَّى وَ لُغَاتٍ مُخْتَلَفَهُ وَ حَوَائِجَ اُخْرَى يَا مَنْ لاَ يَشْغَلُهُ شانٌ عَنْ شَانٍ اَنْتَ الَّذِى لَاَتُغَيِّرُكَ الازْمَنُهُ وَ لَا تُحِيطُ بِكَ الامْكُنَهُ وَ لاَتَاخُذُكَ نَوْمٌ وَ لا سِنُّهُ يُسْرَلِى مِنْ امْرِىً ما اَخافُ عُسْرَهُ وَ فَرِّجْ لِى مِن امرِىً ما اخافُ كَربَهُ وَ سَهِّلْ لِى مِن امرِىً ما اخاف حُزنَه سُبْحانَكَ لا اِلَّهُ اِلاّ اَنْتَ انّى كُنتُ مِنَ الظَّالِمِينَ عَمِلْتُ سُوءً وَ ظَلَمْتُ نَفْسى فَاغْفِرْ لى اِنَّهُ لاَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ اِلاّ اَنْتَ وَ اَلْحَمْدُ اَللَّهُ رَبُّ اَلْعَالَمِينَ وَ لا حَوْلَ ولا قَوَّه الاّ بِاللَّهِ العَلِي العَظِيمِ وَ صلَّى اللَّهُ عَلَى نَبِيِّهِ مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ تَسْلِيماً

 

دعا از حضرت امير المؤمنين عليه السلام که به اويس قرنى آموختند


ابو عبدالله (محمد بن وهبان ) دبيلى (يا دبيلى ) در حديث مرفوعى به نقل از اويس قرنى ، از امير المؤ منين عليه السلام روايت مى كند كه فرمود:
رسول گرامى صلى الله عليه و آله و سلم فرمودند: هر بنده اى اين دعا را بخواند، خواسته اش بر آورده مى شود.
پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم بارها سوگند ياد فرمود كه اگر آن را بر آب روان بخوانند، بر جاى مى ايستد و اگر بر مردى كه سخت تشنه و گرسنه است بخوانند، خداوند سير و سيرابش مى سازد و اگر بر كوهى تا از جايش ‍ حركت كند، جابه جا مى شود و اگر بر زنى كه زادن بر او دشوار شده است ، خداوند آن را آسان مى سازد و اگر كسى در خانه اى بخواند - چنان چه سراسر شهر آتش بگيرد - خانه اش نخواهد سوخت و اگر مردى چهل شب جمعه آن را بخواند، خداوند همه ى گناهان او را نسبت به ديگران مى آمرزد. هيچ غم زده و اندوهناكى آن را نمى خواند مگر اين كه اندوهش زدوده شود و بر هيچ غم زده و اندوهناكى آن را نمى خواند مگر اين كه اندوهش زدوده شود و بر هيچ حاكم ستمگرى خوانده نمى شود مگر آن خداوند خواسته ى خواننده را بر آورد. (فضيلت و آثار) اين دعا مفصل است

متن دعا:

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ‏ اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ وَ لَا أَسْأَلُ غَيْرَكَ وَ أَرْغَبُ إِلَيْكَ وَ لَا أَرْغَبُ إِلَى غَيْرِكَ أَسْأَلُكَ يَا أَمَانَ الْخَائِفِينَ وَ جَارَ الْمُسْتَجِيرِينَ أَنْتَ الْفَتَّاحُ ذُو الْخَيْرَاتِ مُقِيلُ الْعَثَرَاتِ مَاحِي السَّيِّئَاتِ وَ كَاتِبُ الْحَسَنَاتِ وَ رَافِعُ الدَّرَجَاتِ أَسْأَلُكَ بِأَفْضَلِ الْمَسَائِلِ كُلِّهَا وَ أَنْجَحِهَا الَّتِي لَا يَنْبَغِي لِلْعِبَادِ أَنْ يَسْأَلُوكَ إِلَّا بِهَا يَا اللَّهُ يَا رَحْمَانُ وَ بِأَسْمَائِكَ الْحُسْنَى وَ أَمْثَالِكَ الْعُلْيَا وَ نِعَمِكَ الَّتِي لَا تُحْصَى وَ بِأَكْرَمِ أَسْمَائِكَ عَلَيْكَ وَ أَحَبِّهَا إِلَيْكَ وَ أَشْرَفِهَا عِنْدَكَ مَنْزِلَةً وَ أَقْرَبِهَا مِنْكَ وَسِيلَةً وَ أَجْزَلِهَا مَبْلَغاً وَ أَسْرَعِهَا مِنْكَ إِجَابَةً وَ بِاسْمِكَ الْمَخْزُونِ الْجَلِيلِ الْأَجَلِّ الْعَظِيمِ الَّذِي تُحِبُّهُ وَ تَرْضَاهُ وَ تَرْضَى عَنْ مَنْ دَعَاكَ بِهِ فَاسْتَجَبْتَ دُعَاءَهُ وَ حَقٌّ عَلَيْكَ أَلَّا تَحْرِمَ سَائِلَكَ وَ بِكُلِّ اسْمٍ هُوَ لَكَ فِي التَّوْرَاةِ وَ الْإِنْجِيلِ وَ الزَّبُورِ وَ الْفُرْقَانِ وَ بِكُلِّ اسْمٍ هُوَ لَكَ عَلَّمْتَهُ أَحَداً مِنْ خَلْقِكَ أَوْ لَمْ تُعْلِمْهُ أَحَداً وَ بِكُلِّ اسْمٍ دَعَاكَ بِهِ حَمَلَةُ عَرْشِكَ وَ مَلَائِكَتُكَ وَ أَصْفِيَاؤُكَ مِنْ خَلْقِكَ وَ بِحَقِّ السَّائِلِينَ لَكَ وَ الرَّاغِبِينَ إِلَيْكَ وَ الْمُتَعَوِّذِينَ بِكَ وَ الْمُتَضَرِّعِينَ لَدَيْكَ وَ بِحَقِّ كُلِّ عَبْدٍ مُتَعَبِّدٍ لَكَ فِي بَرٍّ أَوْ بَحْرٍ أَوْ سَهْلٍ أَوْ جَبَلٍ أَدْعُوكَ دُعَاءَ مَنْ قَدِ اشْتَدَّتْ فَاقَتُهُ وَ عَظُمَ جُرْمُهُ وَ أَشْرَفَ عَلَى الْهَلَكَةِ وَ ضَعُفَتْ قُوَّتُهُ وَ مَنْ لَا يَثِقُ بِشَيْ‏ءٍ مِنْ عَمَلِهِ وَ لَا يَجِدُ لِذَنْبِهِ غَافِراً غَيْرَكَ وَ لَا لِسَعْيِهِ [لِسَغْبِهِ‏] سِوَاكَ هَرَبْتُ مِنْكَ إِلَيْكَ مُعْتَرِفاً غَيْرَ مُسْتَنْكِفٍ وَ لَا مُسْتَكْبِرٍ عَنْ عِبَادَتِكَ يَا أُنْسَ كُلِّ فَقِيرٍ مُسْتَجِيرٍ أَسْأَلُكَ بِأَنَّكَ أَنْتَ اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ الْحَنَّانُ الْمَنَّانُ- بَدِيعُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ‏ ذُو الْجَلالِ وَ الْإِكْرامِ‏- عالِمُ الْغَيْبِ وَ الشَّهادَةِ ... الرَّحْمنُ الرَّحِيمُ‏ أَنْتَ الرَّبُّ وَ أَنَا الْعَبْدُ وَ أَنْتَ الْمَالِكُ وَ أَنَا الْمَمْلُوكُ وَ أَنْتَ الْعَزِيزُ وَ أَنَا الذَّلِيلُ وَ أَنْتَ الْغَنِيُّ وَ أَنَا الْفَقِيرُ وَ أَنْتَ الْحَيُّ وَ أَنَا الْمَيِّتُ وَ أَنْتَ الْبَاقِي وَ أَنَا الْفَانِي وَ أَنْتَ الْمُحْسِنُ وَ أَنَا الْمُسِي‏ءُ وَ أَنْتَ الْغَفُورُ وَ أَنَا الْمُذْنِبُ وَ أَنْتَ الرَّحِيمُ وَ أَنَا الْخَاطِي وَ أَنْتَ الْخَالِقُ وَ أَنَا الْمَخْلُوقُ وَ أَنْتَ الْقَوِيُّ وَ أَنَا الضَّعِيفُ وَ أَنْتَ الْمُعْطِي وَ أَنَا السَّائِلُ وَ أَنْتَ الْأَمِينُ وَ أَنَا الْخَائِفُ وَ أَنْتَ الرَّازِقُ وَ أَنَا الْمَرْزُوقُ وَ أَنْتَ أَحَقُّ مَنْ شَكَوْتُ إِلَيْهِ وَ اسْتَغَثْتُ بِهِ وَ رَجَوْتُهُ لِأَنَّكَ كَمْ مِنْ مُذْنِبٍ قَدْ غَفَرْتَ لَهُ وَ كَمْ مِنْ مُسِي‏ءٍ قَدْ تَجَاوَزْتَ عَنْهُ فَاغْفِرْ لِي وَ تَجَاوَزْ عَنِّي وَ ارْحَمْنِي وَ عَافِنِي مِمَّا نَزَلَ بِي وَ لَا تَفْضَحْنِي بِمَا جَنَيْتُهُ عَلَى نَفْسِي وَ خُذْ بِيَدِي وَ بِيَدِ وَالِدِي وَ وُلْدِي وَ ارْحَمْنَا بِرَحْمَتِكَ يَا ذَا الْجَلَالِ وَ الْإِكْرَامِ‏

 

 

دعای قدح

 

یکی از ادعیه های عظیم الشأن و پرمنزلت که از جمله عظیم ترین دعاها می باشد دعای مجرّب قدح است که خواندن این دعا، به لطف و فضل الهی هر حاجت و احتیاجی را برآورده می کند و هر کسی دعای عظیم الشأن قدح را بر مقبره ای بخواند خداوند مهربان عذاب را تا روز رستاخیز از آن آرامگاه برطرف می کند.

از رسول الله(ص) روایت شده که فرمودند: آن شبی که خداوند مرا عروج داد . ظرفی سبز رنگ دیدم که به قدرت الهی بدون هیچ آویزه و دستگیره ای، معلق باقی مانده و آسمانها از نور آن پر شده بودند پس از دیدن آن نور ظرف به شگفت در آمدم . پس هنگامی که در پیشگاه پروردگارم حاضر شدم به من خطاب فرمود: ای محمد آن ظرف را دیدی ؟ عرض کردم: بلي یا رب . فرمود: ای محمد ! نور این ظرف را از نور تو آفریدم و با قدرت خویش این دعا را بر آن نگاشتم .رسول الله(ص) فرمودند: هنگامی که از نزد پروردگارم، بازگشتم جبرئیل بسوی من آمد و فرمود: ای محمد آیا آن ظرف را دیدی؟ گفتم: آری . فرمود: آیا آن دعای نوشته شده بر آن را نیز دیدی؟ گفتم: آری برادرم جبرئیل! دیدم .

فرمود: ای محمد ! ثواب آن دعا را کسی جز خداوند، نتواند شمارد و ، زبانها از گفتن و ذکر فضایلش، عاجزند . سپس فرمود: ای محمد تو را به دعای نگاشته شده بر این ظرف بشارت می دهم که هر کس حتی اگر یک مرتبه آن را بر قبر مسلمانی ازقبرستان ها تلاوت کند، خداود عذاب را تا روز قیامت از اهل آن قبرستان زایل می گرداند. ای محمد هر کس مُنکر ثواب و اجر این دعا شود، همانا مشرک است چراکه آسمانها تاب تحمل ثواب این دعا را ندارند. و اگر شخص زندانی با اخلاص نیّت، وبا قول صادق این دعا را بخواند، خداوند فرج و گشایش را قسمت او می گرداند. و اگر سفر کرده ای، این دعا را بخواند، هرگز خستگی و دردی را احساس نمی کند ولو هزار فرسنگ را طی کند. و هر کس بر خواندن این دعا مداومت ند و یا آن را به همراه خود داشته باشد، پس برای او مقام و منزلتی عظیم نزد پروردگارش است هرچند که صاحب گناهان بسیاری باشد. و هرکس آن را بخواند، خداوند او را مورد مغفرت خویش قرار داده و حسابرسی و سکرات هنگام مرگ و نیز منکر و نکیر را بر وی آسان می گرداند. و هر کس این دعا را در مقابل دشمنش بخواند، خداوند او را بر دشمن خود غالب کرده و ظفر می دهد و فضایل این دعا هرگز قابل شمارش می باشد .

و این دعا چنین است :

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ‏ بِسْمِ اللَّهِ وَ بِاللَّهِ وَ بِاسْمِهِ الْمُبْتَدَإِ رَبِّ الْآخِرَةِ وَ الْأُولَى لَا غَايَةَ

لَهُ وَ لَا مُنْتَهَى رَبِّ الْأَرْضِ وَ السَّمَاوَاتِ الْعُلَى‏ الرَّحْمنُ‏ عَلَى‏ الْعَرْشِ‏ اسْتَوى‏. لَهُ ما فِي

السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ وَ ما بَيْنَهُما وَ ما تَحْتَ الثَّرى‏. وَ إِنْ تَجْهَرْ بِالْقَوْلِ فَإِنَّهُ يَعْلَمُ السِّرَّ

وَ أَخْفى‏ اللَّهُ عَظِيمُ الْآلَاءِ دَائِمُ النَّعْمَاءِ قَاهِرُ الْأَعْدَاءِ [رَحِيمٌ بِخَلْقِهِ‏] عَاطِفٌ بِرِزْقِهِ مَعْرُوفٌ بِلُطْفِهِ

عَادِلٌ فِي حُكْمِهِ عَالِمٌ فِي مُلْكِهِ الرَّحْمَنُ الرَّحِيمُ رَحِيمُ الرُّحَمَاءِ- عَالِمُ الْعُلَمَاءِ صَاحِبُ الْأَنْبِيَاءِ

غَفُورُ الْغُفَرَاءِ قَادِرٌ عَلَى مَا يَشَاءُ سُبْحَانَ اللَّهِ الْمَلِكِ الْوَاحِدِ الْحَمِيدِ ذِي الْعَرْشِ الْمَجِيدِ الْفَعَّالِ

لِمَا يُرِيدُ رَبِّ الْأَرْبَابِ وَ مُسَبِّبِ الْأَسْبَابِ وَ سَابِقِ الْأَسْبَاقِ وَ رَازِقِ الْأَرْزَاقِ وَ خَالِقِ الْأَخْلَاقِ

قَادِرٍ عَلَى مَا يَشَاءُ مُقَدِّرِ الْمَقْدُورِ وَ قَاهِرِ الْقَاهِرِينَ وَ عَادِلٍ فِي يَوْمِ النُّشُورِ إِلَهِ الْآلِهَةِ يَوْمَ

الْوَاقِعَةِ رَحِيمٍ غَفُورٍ حَلِيمٍ شَكُورٍ الْحَمْدُ لِلَّهِ الرَّبِّ الْعَظِيمِ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الْمَلِكِ الرَّحِيمِ الْأَوَّلِ

الْقَدِيمِ خَالِقِ الْعَرْشِ وَ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرَضِينَ- وَ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ‏ قَابِلُ التَّوْبَةِ شَكُورٌ حَلِيمٌ

الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ الْأَوَّلُ الْآخِرُ الظَّاهِرُ الْبَاطِنُ الدَّائِمُ الْقَائِمُ رَازِقُ الْوُحُوشِ وَ الْبَهَائِمِ صَاحِبُ الْعَطَايَا

وَ مَانِعُ الْبَلَايَا يَشْفِي السَّقِيمَ وَ يَغْفِرُ لِلْخَاطِئِينَ وَ يَعْفُو عَنِ النَّادِمِينَ وَ يُحِبُّ الصَّالِحِينَ وَ يُؤْوِي

الْهَارِبِينَ وَ يَسْتُرُ عَلَى الْمُذْنِبِينَ وَ يُؤْمِنُ الْخَائِفِينَ سُبْحَانَكَ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ الْكَرِيمُ الْمَعْبُودُ فِي

كُلِّ مَكَانٍ تَغْفِرُ الْخَطَايَا وَ تَسْتُرُ الْعُيُوبَ شَكُورٌ حَلِيمٌ عَالِمٌ بِالْحُدُودِ مُنْبِتُ الزُّرُوعِ وَ الْأَشْجَارِ

فَالِقُ الْحُبُوبِ صَاحِبُ الْجَبَرُوتِ غَنِيٌّ عَنِ الْخَلْقِ قَاسِمُ‏ الْأَرْزَاقِ عَلَّامُ الْغُيُوبِ أَنْتَ الَّذِي

لَيْسَ كَمِثْلِكَ شَيْ‏ءٌ وَ أَنْتَ عَلَى كُلِّ شَيْ‏ءٍ شَهِيدٌ أَنْتَ الَّذِي تَعْفُو عَنِ الْمَعَاصِي بَعْدَ أَنْ

يَغْرَقَ فِي الذُّنُوبِ أَنْتَ الَّذِي كُلَّ شَيْ‏ءٍ خَلَقْتَهُ يَنْصَرِفُ إِلَيْكَ بِالْمَنْسُوبِ اغْفِرْ لِي خَطِيئَتِي

كَمَا قُلْتَ‏ ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ‏ وَ أَنْتَ بِوَعْدِكَ صَدُوقٌ نَجِّنِي مِنَ الْهُمُومِ وَ الْغُمُومِ وَ الْكُرُوبِ

أَنْتَ غِيَاثُ كُلِّ مَكْرُوبٍ وَ أَنْتَ الَّذِي قُلْتَ لَا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَتِي وَ أَنْتَ بِقَوْلِكَ لَيْسَ بِكَذُوبٍ

احْفَظْنِي مِنْ آفَاتِ الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ وَ هَوْلِ يَوْمِ اللُّحُودِ- وَ لَا تَفْضَحْنِي سَيِّدِي عَلَى رُءُوسِ

الْخَلَائِقِ فِي الْيَوْمِ الْمَوْعُودِ اللَّهُ أَكْبَرُ اللَّهُ أَكْبَرُ اللَّهُ أَكْبَرُ لَا ضِدَّ لَهُ وَ لَا نِدَّ لَهُ وَ لَا صَاحِبَةَ لَهُ وَ

لَا وَالِدَ لَهُ وَ لَا وَلَدَ لَهُ وَ لَا حَدَّ لَهُ وَ لَا حُدُودَ لَهُ وَ لَا مِثَالَ لَهُ وَ لَا كُفْوَ لَهُ وَ لَا وَزِيرَ لَهُ وَ لَا شَرِيكَ

لَهُ فِي مُلْكِهِ أَسْأَلُكَ يَا اللَّهُ يَا اللَّهُ يَا اللَّهُ يَا عَزِيزُ يَا عَزِيزُ يَا عَزِيزُ أَنْ تُرِيَنِي فِي مَنَامِي مَا رَجَوْتُ

مِنْكَ وَ أَنْ تُكْرِمَنِي بِمَغْفِرَةِ خَطِيئَتِي إِنَّكَ عَلَى مَا تَشَاءُ قَدِيرٌ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ وَ لَا حَوْلَ وَ

لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِيِّ الْعَظِيمِ يَا حَنَّانُ يَا مَنَّانُ يَا سُبْحَانُ يَا غُفْرَانُ يَا بُرْهَانُ يَا سُلْطَانُ يَا

ذَا الْجَلَالِ وَ الْإِكْرَامِ أَشْهَدُ أَنَّ كُلَّ مَعْبُودٍ مِنْ دُونِ عَرْشِكَ إِلَى قَرَارِ أَرْضِكَ بَاطِلٌ غَيْرَ وَجْهِكَ

[الْقَدِيمِ‏] الْكَرِيمِ الْمَعْبُودِ [الدَّائِمِ‏] آمَنْتُ بِكَ وَ اسْتَعَنْتُ بِكَ بِحَقِّ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ أَغِثْنِي يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِين‏

منبع : مهج الدعوات ص 89 – بحارالانوار ج 92 ص 374

حرز امام جواد

 

حرز امام جواد (ع)

جهت ايمني از طلسم و سحر و جادو و جميع بليات

حرز عظيم الشان و بسيار مجرب ذيل را پيوسته به همراه داشته باشيد. خواص اعجاب انگيز جلوگيري از جميع بليات و ابطال سحر و طلسم و جادو و چشم زخم دارد:

حرز حضرت امام جواد (ع):

يَا نُورُ ُ يَا بُرْهَانُ مُبِينُ يَا مُنِيرُ يا رَبِّ اكْفِنِي الشُّرُورَ وَآفاتِ الدُّهورِ وَأَسأَلُكَ النَّجاةَ يَومَ يُنْفَخُ في الصُّورِ

با گلاب و زعفران و بر كاغذ بي خط نوشته شود.

از قلم غير مستعمل استفاده شود.

در هنگام نوشتن مكالمه نكند و رو به قبله باشد و طهارت و توجه قلبي داشته باشد.

بسيار مجرب و موكد است.

 

دعای امیر المومنین علی علیه السلام در برابر خوارج

 

ابليس فريادى كشيد كه برخى سپاهيان شنيدند. او معاويه و يارانش را به بر پا كردن نيرنگ آلود نسخه هاى شريف قرآن راهنمايى كرد. خوارج سپاه معاويه اين شبهه افكنى را پاسخ مثبت دادند و قرآن ها را بالا گرفتند. ياران امير المؤ منين عليه السلام دو دسته شدند؛  آن گاه مولا عليه السلام چنين دعا فرمود:


اَللّهُمَّ اِنَّى اَسْاَلُكَ الْعافِيهُ مِنْ جَهْدِ الْبَلاءِ وَ مِنْ شَمَاتِهِ الاعداءُ اَللَّهُمَّ اِغْفِرْ لِى ذَنْبِى وَ زَكِّ عَمَلى وَ اغْسِلْ خَطاياىَ فَاِنَى ضَعِيفٌ اِلاّ مَا قَوَّيْتَ وَ اِقْسِمْ لَى حِلْماً تَسُدُّ بِهِ بَابَ الْجَهْلِ وَ عِلْماً تُفَرِّجُ بِهِ الْجَهَلاتِ وَ يَقِيناً تُذْهِبُ بِهِ الشَّكَّ عَنى وَ فَهْماً تُخْرِجُنِى بِهِ مِنَ الْفِتَنِ الْمُعْضِلاَتِ وَ نُوراً امْشَى بِهِ فِى النَّاسِ وَ اهْتَدَى بِهِ فِى اَلظُّلُمَاتِ
اَللَّهُمَّ اصْلِحْ لِى سَمْعَى وَ بَصَرِى وَ شِعْرَى وَ بُشْرِى وَ قُلْبَى صَلاَحاً بَاقِياً تَصْلُحُ بِهَا مَا بَقى مِنْ جَسَدى اسالك الرَّاحَهُ عِنْدَ الْمَوْتِ وَ الْعَفْوَ عِنْدَ اَلسَّحَابِ اَللّهُمَّ اِنَّى اَسْاَلَكَ اَى عَمَلٍ كانَ اَحِبَّ اِلَيْكَ وَ اَقْرَبْ لَدَيْكَ اَنْ تَسْتَعْمِلَنى فيهِ اَبَداً ثُمَّ لقنى اَشْرَفَ اَلاَعْمالُ عِنْدَكَ وَ آتِنِى فِيهِ قُوهُ وَ صِدْقاً وَ جِدّاً وَ عَزْماً مِنْكَ وَ نَشَاطاً ثُمَّ اجعلنى اعْمَل اِبْتِغَاءَ وَ جْهِكَ وَ مَعَاشِهِ فِيمَا آتَيْتَ صَالِحَى عِبَادِكَ ثُمَّ اِجْعَلْنِى لاَ اِشْتَرَى بِهِ ثَمَناً قَلِيلاً وَ لاَ اِبْتَغَى بِهِ بَدَلاً وَ لاَ تُغَيِّرْهُ فى سَرَّاءَ وَ لاَ ضَرَّاءَ وَ لاَ كَسَلاً وَ لاَ نِسْيَاناً وَ لاَ رِيَاءً وَ لاَ سَمْعَهُ حَتَّى تَتَوَفَّانِى عَلَيْهِ وَ ارْزُقْنى اَشْرَفَ اَلْقَتْلِ فى سَبِيلِكَ اُنْصُرْكَ وَ انْصُرْ رَسُولَكَ اِشْتَرَى الحياهُ الْباقِيهِ بِالدُّنْيَا وَ اِغْنِنَى بِمَرْضَاهُ مِنْ عِنْدِكَ

اَللّهُمَّ وَ اَسْاَلِكَ ُ قَلْباً ثابِتاً حَفِيظاً مُنِيباً يَعْرِفُ اَلْمَعْرُوفَ فَيَتْبِعُهُ وَ يُنكِرُ الْمُنْكَرَ فَيَجْتَنِبَهُ لاَ فَاجِراً شَقِيّاً وَ لاَ مُرْتَاباً يا باسِطَ الْيَدَيْنِ بِالرَّحْمِهِ يا مَنْ سَبَقَتْ رَحْمَتُهُ غَضَبَهُ اَساَلِكَ اَنْ تَجْعَلَ حَياتى زِيادَهُ لى فِى كُلِّ خَيْرٍ وَ اجْعَلِ اَلْوَفاهَ نَجَاهُ لى مِنْ كُلِّ شَرٍ وَ اِخْتِمْ لِى عَمْلَى بِالشَّهَادَهْ يَا عُدَّتَى فى كُرْبَتِى وَ يَا صَاحِبَى فى حَاجَتِى وَ وَلَّيَى فِى نِعْمَتِى وَ اَساَلُكَ اَن تَرزُقَنى شُكرَ نِعمَتِكَ وَ صَبْراً عَلَى بَلِيَّتِكَ وَ رِضى بِقَدَرِكَ وَ تَصْدِيقاً بِوَعْدِكَ وَ حِفظاً لِوَصِيَّتِكَ وَ وَرَعاً عَنْ مَحارِمِكَ وَ تَوَكُّلاً عَلَيْكَ وَ اعْتِصاماً بِحَبلِكَ وَ تَمَسُّكاً بِكِتابِكَ وَ مَعْرِفَتَهُ بِحَقِّكَ وَ قُوِّهِ فِى عِبَادَتِكَ وَ نَشَاطاً لِذِكْرِكَ مَا اِسْتَعْمَرْتِينِ فِى اِرْضِكِ فَاِذا كَانَ مَا لاَ بُدَّ مِنْهُ اَلْمَوْتُ فَاجعَل مَيتَتى قَتْلاً فِى سَبِيلِكَ بِيَدِ شَرِّ خَلْقِكَ وَ اجْعَلْ مُصَيرِى فِى الاِحْياءِ الْمَرْزُوقِينَ عِنْدَكَ فِى دارِ الْحَيَوان

اَللّهُمَّ وَ اَسْاَلِكَ ُ قَلْباً ثابِتاً حَفِيظاً مُنِيباً يَعْرِفُ اَلْمَعْرُوفَ فَيَتْبِعُهُ وَ يُنكِرُ الْمُنْكَرَ فَيَجْتَنِبَهُ لاَ فَاجِراً شَقِيّاً وَ لاَ مُرْتَاباً يا باسِطَ الْيَدَيْنِ بِالرَّحْمِهِ يا مَنْ سَبَقَتْ رَحْمَتُهُ غَضَبَهُ اَساَلِكَ اَنْ تَجْعَلَ حَياتى زِيادَهُ لى فِى كُلِّ خَيْرٍ وَ اجْعَلِ اَلْوَفاهَ نَجَاهُ لى مِنْ كُلِّ شَرٍ وَ اِخْتِمْ لِى عَمْلَى بِالشَّهَادَهْ يَا عُدَّتَى فى كُرْبَتِى وَ يَا صَاحِبَى فى حَاجَتِى وَ وَلَّيَى فِى نِعْمَتِى اَللَّهُمَّ اِجْعَلِ اَلنُّورَ فِى بُصْرَى وَ اَلْيَقِينَ فِى قَلْبَى وَ خَوْفِكَ فى نفسى وَ ذِكْرَكَ عَلَى لِسانَى اَللّهُمَّ اجعَل رَغْبَتِى فِى مَسالَتى اِيَّاكَ رَغَّبُهُ اَوْلِيائِكَ فِى مَسائِلِهِم وَ اجْعَلْ رهبتى ايّاك فِى اسْتِجارَتى مِنْ عَذابِكَ رَهْبَهُ اَوْلِيائِكَ اَللّهُمَّ وَ اسْتَعْمِلْنِى فِى مَرْضاتِكَ وَ طَاعَتِكَ عَمَلاً لا اتْرُكُ شَيئاً مِن مَرضاتِكَ وَ طاعَتِكَ مَخافَهُ اَحَدٌ مِن خَلْقِكَ دُونَك اَللَّهُمَّ مَا آتَيْتَنِيمُنْ خَيْرٌ فَاتَّنِى مَعَهُ شُكْراً يُحْدِثُ لِى بِهِ ذِكْراً وَ اِحْسِنْ لِى بِهِ ذُخْراً وَ مَا زَوَيْتَ عَنًى مِنْ عَطَاءٍ وَ آتَيْتَنِى عَنْهُ غِناً فَاجْعَلْ لِى فِيهِ اجِراً وَ آتِنِى عَلَيْهِ صَبْراً اَللَّهُمَّ سُدَّ فقْرى فِى اَلدُّنْيا وَلاَ تُلْهِنِى عَنْ عِبَادَتِكَ وَ لاَتَنْسِنى ذِكرَكَ وَ لا تُقَصُرْ رَغْبَتِى فِى مَا عِنْدَكَ

اَللّهُمَّ اِنّى اَعُوذُ بِكَ مِنَ الْغَمِّ وَ الْحَزَنِ وَ الْعَجْزِ وَ الْكَسَلِ وَ الْجُبْنِ وَ الْبُخْلِ وَ سُوءِ الْخُلُقِ وَ ضَلَعِ اَلدِّينِ وَ غَلَبَهُ الرِّجالُ وَ غَلَبَهُ الْعَدُوُّ وَ تَوَالَى الاِيامُ وَ مِنْ شَرِّ ما يَعْمَلُ اَلظَّالِمُونَ فِى اَلاَرْضِ وَ بَلِيهِ لاَ اِسْتَيْطَعْ عَلَيْهَا صَبْراً وَ اعُوذُ بِكَ مِنْ كُلِّ شى ءٍ زَحْزَحَ بَيْنى وَ بَيْنَكَ اَوْ باعَدَ مِنْكَ اَوْ صَرفَ عَنى وَ جَهِكَ اَوْ نَقْصَ مِنْ حَظَّى عِنْدَكَ وَ اَعُوذُ بِكَ اَنْ تَحُولَ خَطاياىَ اَوْ ظُلْمَى اَوْ اِسْرافَى عَلَى نَفْسِى وَ اِتِّبَاعُ هَواى وَ اسْتِعمالُ شَهْوَتى دُونَ رَحْمَتِكَ وَ بِرِّكَ وَ فَضْلِكَ وَ بَرَكاتِكَ وَ مَوْعُودِكَ عَلَى نَفْسِكَ اَللّهُمَّ اِنّى اعُوذُ بِكَ مِن صَاحِبِ سَوْءٍ فِى اَلْمَغِيبِ وَ اَلْمَحْضَرِ فَاِنٍ قَلْبَهُ يرعَانِى وَ عَيْنَاهُ تَبْصُرَانِى وَ اِذْنَاهُ تسْمَعَانى اَنْ رَآى حُسْنُهُ اخْفاها وَ اَنْ رآى سَيِّئَهُ ابْداها وَ اَعُوذُ بِكَ مِنْ طَمَعٍ يُدْنَى الى طَبْعٍ وَ اَعُوذُ بِكَ مِن ضَلاَلِهِ تُرْدِينِى وَ مِنْ فِتَنِهِ تَعْرِضُ لِى وَ مِنْ خَطِيئِهِ لاَ تُوبَهُ مَعَها وَ مِنْ مَنْظَرِ سَوْءٍ فِى الاَهْلِ وَ الْمالِ وَ الْوَلَدِ وَ عِنْدَ غَضاضِهِ الْمَوْت

وَ اَعُوذُ بِكَ مِنَ الْكُفْرِ وَ الشَّكِّ وَ الْبَغَى وَ الْحَمْيَهِ وَ اَلْغَضَبِ وَ اَعُوذُ بِكَ مِنْ غِنًى يطغينِى وَ مِنْ فَقْرٍ يُنْسِينِى وَ مِنْ هَوًى يُرْدِينِى وَ مِنْ عَمَلٍ يَخْزِينِى وَ مِنْ صَاحِبٍ يَغْوِينَى اَللّهُمَّ اِنى اَعُوذُ بِكَ مِن شَرِّ يَوْمٍ اَوْلُهُ فَزَعٌ وَ آخِرُهُ جَزَعٌ تَسْوَدُّ فِيهِ الْوُجُوهُ وَ تَجِفُّ فِيهِ الاِكْبادُ وَ اَعُوذُ بِكَ اَنْ اَعْمَلَ ذَنْباً مُحْبِطاً لا تَغْفِرُهُ اَبَداً وَ مِنْ ذَنْبٍ يَمْنَعُ خَيْرَ الاِخِرِهِ وَ مِن اَمَلٍ يَمْنَعُ خَيْرَ الْعَمَلِ وَ مَنْ حَياهُ تَمْنَعُ خَيْرَ الْمَماتِ وَ اَعُوذُ بِكَ مِنَ الْجَهْلِ وَ الْهَزْلِ وَ مِنْ شَرِّ الْقَوْلِ وَ الْفِعْلِ وَ مِنْ سَقَمٍ يَشْغَلُنِى وَ مِنْ صَحِّهِ تُلْهِينِى

وَ اَعُوذُ بِكَ مِنَ اَلتَّعَبِ وَ اَلنَّصَبِ وَ الْوَصَبَ وَ اَلضِّيقِفِ وَ اَلضَّلالِهِ وَ الْغائِلِهِ وَ الذُّلِّهِ وَ الْمَسْكَنَتِهِ وَ الرِّيَاءِ وَ السَّمْعِهِ وَ النِّدامِهِ وَ الْحُزْنِ وَ الْخُشُوعِ وَ اَلْبُغَى وَ اَلْفِتَنِ وَ مِنْ جَمِيعِ الافَاتِ وَ السَّيِّئَاتِ وَ بَلاَءِ الدُّنْيا وَ الاخْرِهِ وَ اَعُوذُ بِكَ مِنَ اَلْفَوَاحِشِ مَا ظَهَرَ مِنْها وَ مَا بَطَنَ وَ اَعُوذُ بِكَ مِن وُسُوسِهِ الاَنْفُسَ مِمَّا لا تُحِبُّ مِنَ الْقَوْلِ وَ الْفِعْلِ وَ الْعَمَلِ اَللّهُمَّ اِنّى اَعُوَذُ بِكَ مِنَ الْجِنِّ وَ الاِنْسِ وَ الْحِسِّ وَ اَللَّبْسِ وَ مِنْ طَوارِقِ اللَّيْلِ وَ النَّهارِ وَ اَنْفَسِ الْجِنِّ وَ اَعْينِ الاِنْس اَللّهُمَّ اِنّى اَعُوذُ بِكَ مِنْ نَفْسٍ لاَ تَشْبَعُ وَ مِنْ قَلْبٍ لاَ يَخْشَعُ وَ مِنْ دُعَاءٍ لاَ يُسْمَعُ وَ صَلاَّهُ لاَ تُرْفَعُ اَللَّهُمَّ لاَ تَجْعَلْنِى فى شَى ء مِنْ عَذابِكَ وَ لا تردنى فِى ضَلالِهِ اَللّهُمَّ اِنّى اَعُوَذُ بِكَ بِشَدِّهِ مُلكِكَ وَ عِزهِ قُدْرَتُكَ وَ عِظَمِهِ سُلْطانُكَ مِنْ شَرِّ خَلْقِكَ اجْمَعِينَ


امام صادق عليه السلام افزودند: اين دعا - كه در هر مشكل و سختى مى شود خواند - دعايى است كه خواننده اش پاسخ نه نمى شنود؛ ان شاء الله تعالى .

ادعیه حضرت زهرا سلام الله علیها

 

گزيده ى دعاهاى بزرگ بانو و مادر گرامى ما، حضرت فاطمه ى زهرا سرور زنان جهانو دخت مهتر پيامبران كه درود خدا بر ايشان و خاندان پاكشان باد مادر آن حضرت ، دخت رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم ، نقل مى كند كه آن حضرت فرمود:
دخترم ! مى خواهى دعايى بياموزم ت كه هر كه بخواند، خواسته اش ‍ برآورده مى شود و هيچ جادو و ستمى در تو اثر نكند و هيچ دشمنى سرزنش نتواند (و شيطان برای او عارض نشود به بدی ) و خدا مهربان از تو روى نگرداند و دلت نلغزد و در خواستت رد نشود و همه ى خواسته هايت زود بر آورده گردد؟ پاسخ داد: پدر! اين از دنيا و هر چه در اوست براى من بهتر است . فرمود: بگو:


قال رسولُ الله صلّى الله عليه وآله للصّدِّيقة الكبرى عليها السلام: يا بُنيّة ألا أعلّمُك دعاءً لا يدعو به أحدٌ إلّا استُجيب له، ولا يحيكُ [يؤثّر] في صاحبه سمٌّ ولا سحرٌ، ولا يشمتُ به عَدُوّ، ولا يَعرض له شيطانٌ بسوء، ولا يُعرِضُ عنه الرّحمن ولا يزيغُ قلبُه، ولا تُرَدُّ له دعوة، وتُقضى حوائجُه كلُّها التي يرغب إلى الله فيها؛ عاجلها وآجلها؟
قالت صلوات الله عليها: يا أبتِ لَهذا أحبُّ إليَّ من الدّنيا وما فيها.
قال صلّى الله عليه وآله: تقولين:

يا أللهُ يا أَعَزَّ مَذْكُورٍ وأَقْدَمَهُ قِدَماً في العِزَّةِ والجَبَروتِ. يا أللهُ يا رَحِيمَ كُلِّ مُسْتَرْحِمٍ ومَفْزَعَ كُلِّ مَلْهُوفٍ. يا أللهُ يا راحِمَ كُلِّ حَزِينٍ يَشْكُو بَثََّهُ وَحُزْنَهُ إِلَيْهِ. يا أللهُ يا خَيْرَ مَنْ طُلِبَ المَعْرُوفُ مِنْهُ وأَسْرَعََهُ إعْطَاءً. يا أللهُ يا مَنْ تَخَافُ المَلائِكَةُ المُتَوَقِّدَةُ بِالنُّورِ مِنْهُ.
أَسْأَلُكَ بِالأَسْمَاءِ الَّتي يَدْعوكَ بِها حَمَلَةُ عَرْشِكَ ومن حَوْلَ عرشِكَ يُسَبِّحُونَ بِها شَفَقَةً مِنْ خَوْفِ عَذابِكَ، وبِالأَسْماءِ الَّتِي يَدْعُوكَ بِها جَبْرَئِيلُ ومِيكائِيلُ وإِسْرافِيلُ إلَّا أَجَبْتَني وكَشَفْتَ يا إلَهي كُرْبَتِي وسَتَرْتَ ذُنُوبِي.
يَا مَنْ يَأْمُرُ بِالصَّيْحَةِ فِي خَلْقِهِ فَإذا هُمْ بِالسَّاهِرَةِ، أَسْأَلُكَ بِذَلِكَ الإِسْمِ الَّذي تُحْيِي بِهِ العِظَامَ وَهِيَ رَميمٌ، أنْ تُحيِي قَلْبِي وَتَشْرَحَ صَدْري وَتُصْلِحَ شَأْنِي.
يا مَنْ خَصَّ نَفْسَهُ بِالبَقَاءِ وَخَلَقَ لِبَرِيَّتِهِ المَوْتَ والحَياةَ، يَا مَنْ فِعْلُهُ قَوْلٌ وَقَوْلُهُ أَمْرٌ وَأَمْرُهُ مَاضٍ علَى ما يَشَاءُ.
وأَسْأَلُكَ باسْمِكَ الَّذي دَعاكَ بِهِ خَلِيلُكَ حينَ أُلْقِيَ في النَّارِ فاسْتَجَبْتَ لَهُ وقُلْتَ يا نارُ كُونِي بَرْداً وَسَلاماً عَلَى إِبْرَاهِيمَ، وبِالإسْمِ الَّذي دَعَاكَ بِهِ مُوسَى مِنْ جَانِبِ الطُّورِ الأَيْمَنِ فاسْتَجَبْتََ لَهُ دُعَاءَهُ، وبالإسْمِ الَّذِي كَشَفْتَ بِهِ عَنْ أَيُّوبَ الضُرَّ، وَتُبْتَ عَلى دَاوُدَ، وسَخَّرْتَ لِسُلَيْمانَ الرِّيحَ تَجْرِي بِأَمْرِهِ والشَّيَاطِينَ، وعَلّمْتَهُ مَنْطِقَ الطَّيْرِ، وبِالإسِمِ الَّذِي وَهَبْتَ لِزَكَرِيَّا يَحْيَى، وخَلَقْتَ بِهِ عِيسَى مِنْ رُوحِ القُدسِ مِنْ َغْيِر أَبٍ، وبِالإسْمِ الَّذِي خَلَقْتَ بِهِ العَرْشَ والكُرْسِيّ، وبِالإِسْمِ الَّذِي خَلَقْتََ بِهِ الرَّوْحانِيّينَ، وبِالإِسْمِ الَّذي خَلَقْتَ بِهِ الجِنَّ والإِنْسَ، وبِالإِسْمِ الَّذِي خَلَقْتَ بِهِ جَمِيعَ الخَلْقِ وَجَمِيعَ مَا أَرَدْتَ مِنْ شَيْءٍ، وبِالإسْمِ الَّذِي قَدرْتَ بِهِ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ، أَسْأَلُكَ بِهَذِهِ الأَسْماءِ لَمَّا أَعْطَيْتَني سُؤْلي وَقَضَيْتََ بِهَا حَوَائِجِي.

قولُ الرّسول الأكرم صلّى الله عليه وآله: «فإنّه يُقال لك: يا فاطمة نَعم، نَعم». أي أنَّ هذا الدّعاء مُستجَاب. 

رسول اکرم ص فرمود : 
به تو خواهند گفت : آرى ، آرى ، يا فاطمه ! بله بدرستی که این دعا مستجاب است 


2 - دعاى ديگر از بانوى ما حضرت زهرا سلام الله عليها

"بِسْمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحيمِ، يَا حَيُّ يَا قَيُّوم، بِرَحمَتِكَ أستَغيثُ فأَغِثْنِي، وَلا تَكِلْنِي إِلى نَفسي طَرفَةَ عَينٍ أَبَداً، وأَصلِحْ لِي شَأنِي كُلِّه".

 

"اللَّهُمَّ قَنِّعْنِي بِمَا رَزَقْتَنِي واستُرنِي وَعَافِنِي أبداً ما أبقيتَنِي، واغفِرْ لي وارحَمنِي، اللَّهُمَّ لا تُعيِنَنِي في طَلَبِ مَا لا تقدِّر لي، وَمَا قَدَّرتَهُ علَيَّ فاجعلهُ مُيَسَّرا سَهلاً.
اللَّهُمَّ كافِئ عَنِّي وَالِدَيَّ وَكُلَّ مَن لهُ نِعمَة علَيَّ خيرُ مُكَافَأةٍ، اللَّهُمَّ فَرِّغنِي لما خَلقتَنِي لَهُ، وَلا تُشغِلنِي لما تَكَفَّلتَ لي به، ولا تعذِّبنِي وَأنا استغفرُك، وَلا تَحرِمني وَأنَا أَسأَلُك.
اللَّهُمَّ ذَلِّل نَفسِي فِي نَفسِي، وَعَظِّم شَأنَكَ في نَفسي، وأَلهِمْنِي طاعَتَك، وَالعَمَلَ بِما يُرضِيكَ، والتجنُّبَ لما يُسخِطُك يا أرحَمَ الرَّاحِمِين".

 

"اللَّهُمَّ بِحقِّ العَرشِ وَمَن عَلاَّه، وَبِحقِّ الوَحي وَمن أَوحَاه، وَبِحقِّ النَّبِي وَمَن نَبَّاه، وَبِحقِّ البَيت وَمَن بَنَاه، يا سَامِعَ كلَّ صَوتٍ، يا جَامِعَ كُلَّ فَوتٍ، يَا بَارئَ النُّفُوسِ بَعدَ المَوتِ، صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَأهلِ بَيتِهِ.
وآتِنَا وَجميعَ المُؤمِنينَ وَالمؤمِنَاتِ فِي مَشَارقِ الأرضِ وَمَغارِبِهَا فَرَجاً مِن عِندِك عاجلاً، بِشَهَادَةِ أَنْ لاَ إِلَهَ إِلاَّ الله، وَأنَّ مُحَمَّداً عَبدُكَ وَرَسُولُك صَلَّى اللهُ عَليهِ وَعَلى ذُرِّيتِهِ الطَّيِّبِينَ الطَّاهِرِينَ، وَسَلَّمَ تَسْلِيماً".

 


3 - دعاى ديگر از بانوى ما حضرت زهرا سلام الله عليها


پيامبر خدا صلى الله عليه و آله و سلم به خانه ى حضرت زهرا سلام الله عليها در آمدند. امام مجتبى عليه السلام را تب دار يافتند. اندوهناك شدند. جبرئيل فرود آمد و گفت : يا محمد! مى خواهيد دعايى بياموزمتان تا ناراحتى او بر طرف گردد؟ فرمود:
آرى . گفت : بخوانيد:
اللهم لا الهَ الّا انتَ العَلیُ العَظیمُ ذُو السُلطانِ القَدیمِ وَ المَنِ العظیمِ وَ الوَجهِ الکَریمِ لا الهَ الّا اَنتَ العَلیُ العَظیمِ وَلِیُ الکَلِماتِ التّاماتِ وَ الدَعَواتِ المُستَجاباتِ خَلِ ما اَصبَحَ ( بفلان)
پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم خواندند و بر پيشانى امام حسن عليه السلام دست نهادند به عنايت حق ، چشم گشود.


4 - دعايى ديگر از حضرت صديقه سلام الله عليها


روايت است كه آن حضرت رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم را ديدار كرد. فرمودند:
مى خواهى چيزى بدهمت ؟ پاسخ داد: آرى . فرمود: بگو:

  اللَّهُمَّ رَبَّ السَّمَوَاتِ السَّبْعِ وَرَبَّ الْأَرْضِ، وَرَبَّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ، رَبَّنَا وَرَبَّ كُلِّ شَيْءٍ، فَالِقَ الْحَبِّ وَالنَّوَى، وَمُنْزِلَ التَّوْرَاةِ وَالْإِنْجِيلِ وَالْفُرْقَانِ، أَعُوذُ بِكَ مِنْ شَرِّ كُلِّ شَيْءٍ أَنْتَ آخِذٌ بِنَاصِيَتِهِ، اللَّهُمَّ أَنْتَ الْأَوَّلُ فَلَيْسَ قَبْلَكَ شَيْءٌ، وَأَنْتَ الْآخِرُ فَلَيْسَ بَعْدَكَ شَيْءٌ، وَأَنْتَ الظَّاهِرُ فَلَيْسَ فَوْقَكَ شَيْءٌ، وَأَنْتَ الْبَاطِنُ فَلَيْسَ دُونَكَ شَيْءٌ، صلى على محمد و على اهل بيته عليه و عليهم السلام واقْضِ عَنَّا الدَّيْنَ وَأَغْنِنَا مِنَ الْفَقْرِ و یَسِّرلی کُلُّ الاَمر یا اَرحَمَ الرّاحِمین


5 - دعاى ديگرى از حضرت زهرا سلام الله عليها براى رهايى از زندان و تنگنا


گويند: مردى را در شام ، روزگارى دراز، به زندان سختى افكنده بودند.
در خواب ، آن حضرت را ديد كه گويى به ديدارش آمده اند. بدو فرمودند: اين دعا را بخوان . آن را آموخت و خواند و آزاد شد و به خانه اش ‍ رفت . دعا اين بود:

"اللّـهُمَّ بِحَقِّ الْعَرْشِ وَمنْ عَلاهُ، وَبِحَقِّ الْوَحْیِ وَمَنْ اَوْحاهُ،"
"وَبِحَقِّ النَّبِیِّ وَمَنْ نَبَّاَهُ، وَبِحَقِّ الْبَیْتِ وَمَنْ بَناهُ،"
"یا سامِعَ کُلِّ صَوْت، یا جامِعَ کُلِّ فَوْت،"
"یا بارِئَ النُّفُوسِ بَعْدَ الْمَوْتِ، صَلِّ عَلی مُحَمَّد واَهْلِ بَیْتِهِ،"
"وآتِنا وَجَمیعَ الْمُؤْمِنینَ وَالْمُؤْمِناتِ فی مَشارِقِ الاَْرْضِ وَمَغارِبِها،"
"فَرَجاً مِنْ عِنْدِکَ عاجِلاً، بِشَهادَةِ اَنْ لا اِلـهَ اِلاَّ اللهُ،"
"واَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُکَ وَرَسُولُکَ، صَلَّی اللهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ،"
وَعَلی ذُرِّیَّتِهِ الطَّیِّبینَ الطّاهِرِینَ وَسَلَّمَ تَسْلیماً کَثیراً.

 

 دعاى دیگر از بانوى ما حضرت زهرا سلام الله علیها  

اللهم قنعنى بما رزقتنى و استرنى و عافنى ابدا ما ابقیتنى و اغفرلى و ارحمنى اذ توفیتنى . اللهم لا تعینى فى طلب ما لم تقدر لى و ما قدرته على فاجعله میسرا سهلا. اللهم کاف عنى والدى و کل من له نعمه على خیره مکافاه .

اللهم فرغنى لما خلقتنى له و لا تشغلنى بما تکفلت لى به ، و لا تعذبنى و انا استغفرک و لا تحرمنى و انا اسالک . اللهم ذلل نفسى (فى نفسى )  و عظم شانک فى نفسى و الهمنى طاعتک و العمل بما یرضیک و التجنب لما یسخطک یا ارحم الراحمین . 

 

 دعاى دیگر از بانوى ما حضرت زهرا سلام الله علیها  

پیامبر خدا صلى الله علیه و آله و سلم به خانه ى حضرت زهرا سلام الله علیها در آمدند. امام مجتبى علیه السلام را تب دار یافتند. اندوهناک شدند. جبرئیل فرود آمد و گفت : یا محمد! مى خواهید دعایى بیاموزمتان تا ناراحتى او بر طرف گردد؟ فرمود:

آرى . گفت : بخوانید:

اللهم لا اله الا انت العلى العظیم ، ذو السلطان القدیم و المن العظیم و الوجه الکریم . لا اله الا انت العلى العظیم ، ولى الکلمات التامات و الدعوات المستجابات ، حل ما اصبح بفلان . 

پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم خواندند و بر پیشانى امام حسن علیه السلام دست نهادند به عنایت حق ، چشم گشود.

 

دعایى دیگر از حضرت صدیقه سلام الله علیها  

روایت است که آن حضرت رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم را دیدار کرد. فرمودند:

مى خواهى چیزى بدهمت ؟ پاسخ داد: آرى . فرمود: بگو:

اللهم ربنا و رب کل شى ء، منزل التوراه و الانجیل و الفرقان ، فالق الحب و النوى ، اعوذ بک من شر کل دابه انت آخذ بناصیتها.

انت الاول فلیس قبلک شى ء، و انت الاخر فلیس بعدک شى ء، و انت الظاهر فلیس فوقک شى ء، و انت الباطن فلیس دونک شى ء، صلى على محمد و على اهل بیته علیه و علیهم السلام و اقض عنى الدین و اغننى من الفقر و یسرلى کل الامر، یا ارحم الراحمین . 

 

دعاى دیگرى از حضرت زهرا سلام الله علیها براى رهایى از زندان و تنگنا 

گویند: مردى را در شام ، روزگارى دراز، به زندان سختى افکنده بودند.

در خواب ، آن حضرت را دید که گویى به دیدارش آمده اند. بدو فرمودند: این دعا را بخوان . آن را آموخت و خواند و آزاد شد و به خانه اش ‍ رفت . دعا این بود:

اللهم بحق العرش و من علاه ، و بحق الوحى و من اوحاه ، و بحق النبى و من نباه (و بحق البیت و من بناه ) ، یا سامع کل صوت یا جامع کل فوت یا بارى النفوس بعد الموت .

صلى على محمد و اهل بیته و آتنا و جمیع المومنین و المومنات فى مشارق الارض و مغاربها فرجا من عندک عاجلا، بشهاده ان لا اله الله و ان محمدا عبدک و رسولک صلى الله علیه و على ذریته الطیبین الطاهرین و سلم تسلیما.

 

طلسم های محبت

 

در باب حب و دوستی

1
نقش زیر در باب حب و دوستی بسیار ازموده ومجرب است .اگر مطلوب از او ناراضی گردیده است یا به او التفات نمی کند ،پس باید به ساعت زهره یا مشتری و غیر ان ،این نقش معظم را بر پارچه کاغذ با احتیاط بنویسد و تعویذ را در بخورات داده (در حین نوشتن باید با بخورات مکان را و تعویذ را خوشبو کرد) و سپس طالب بر بازوی خویش ببندد .ان شاالله مطلوب مطیع فرمان گردد

                  786

432439434
437435433
436431438

 

2
 

هرکس این تعویذ را نوشته و کنار خود نگه دارد پیش هر کسی که رود عزت به او نماید و در دل همه قدر و منزلت او زیاد گردد و با حرمت باشد و نقش معظم و مکرم اینست

                      786

16292623
27221728
21243118
30192025

 

3

این نقش را نوشته و در خانه مطلوب دفن کند و خواهش و رغبت در دل مطلوب پیدا شود و نقش اینست

                       ۷۸۶

1741114
1015165
129619
718128

 

برای ناسازگاری بین زن و شوهر

اگر شکل زیر را بر روی یک کاغذ بکشید و در آب بجوشانید و به زن و شوهری که ناسازگاری دارند بدهید تا از آن آب بخورند محبت و دوستی بین آنها برقرار شود


                   786

211516
128103
121156
71449

 

اگر می خواهی مهر و محبت تو با کسی زیاد شود

و با تو الفت پیدا کند و همیشه مطیع تو گردد و یا اینكه شما دختر هستید و یه نفر به خواستگاری شما آمده و دوباره برنگشته و شما رو فراموش كرده و شما هنوز خاطر اون شخص رو می خواهید برای اینكه اون شخص رو احضار كنید كه دوباره قدم جلو بذاره و بیاد به خواستگاری تون ( در كل این اوفاق برای احضار شخص و سرگردان كردن اون به عشق و محبت شما بی نظیر است و خیلی هم تجربه شده)
شما باید این چهار وفق كه طلسم می باشند رو بر چهار تكه كاغذ بكشید یكی را در آتش بیندازید تا بسوزد یكی دیگر را به باد آویزان كنید دیگری را در آب بیندازید و آخری را هم در خاك دفن كنید مطلوب هر كجا كه باشد طی مدت یك هفته بی قرار می شود و می آید این طلسمات همراه خودشون موكل دارند و اون موكل ها شخص رو وادار به آمدن می كنند زیر هر 4 تا كاغذ هم بنویسید

عزمت علیكم با اصحاب السحر و الوسواس یا موكلین بهذه الحروف بحق هذه الحروف احضرو فلان (اسم مطلوب) بن فلان(اسم مادرش) به محبت فلانه (اسم خودت) بنت فلانه (اسم مادرت)

طلسم آتش رو به طرف شرق بنویسید
طلسم باد رو به طرف شمال بنویسید
طلسم خاك رو به طرف قبله بنویسید
طلسم آب رو به طرف مغرب بنویسید


در آتش بیندازید

276290286283
287282277289
281284292278
291279280285

 

به باد بیاویزید

332345342339
343338333344
337340347334
346335336341

 

در آب بیاندازید

470484481477
482476471483
475479486472
485473474480

 

در خاك دفن كنید

390403400397
401396391402
395398405392
404393394399


 

ارزش صله رحم

 

 

رسول خدا صلي الله عليه وسلم مي فرمايد:« يا أيها الناس أفشوا السلام وأطعموا الطعام وصلوا الأرحام وصلوا بالليل والناس نيام تدخلوا الجنة بسلام » ( اي مردم! سلام را پخش کنيد ، غذا بدهيد ، صله ي رحم را بجا آوريد وشبانگاهان که مردم خوابيده اند به نماز ايستيد ، به سلامت وارد بهشت مي شويد )

ودر حديثي ديگر صلي الله عليه وسلم مي فرمايد:« الرحم معلقة بالعرش تقول : من وصلني وصله الله ومن قطعني قطعه الله » ( رحم (خويشاوند نزديک) به عرش خداوندي معلق بوده ومي گويد: هرکس به من وصل شد خداوند به او وصل شود وهر کس ازمن بُريد خداوند نيز از وي جدا شود) 

صبح پنجشنبه در طلب حاجت برو

 

صبح پنجشنبه در طلب حاجت برو

از امیر مؤ منان على (ع ) روایت شده است که فرمودند: 

هر گاه یکى از شما حاجتى داشت ، پس صبح پنجشنبه در طلب آن برود،

زیرا رسول اکرم (ص ) در دعا گفت : خدایا، در بیرون رفتن امتم در بامداد پنجشنبه 

برکت قرار ده و چون از منزل برون رفت ،

آیات آخر سوره آل عمران و آیة الکرسى و سوره حمد و قدر را بخواند.

 

 آیة الله سید محمد علی لواسانی گوید:

از جمله مجرباتی که هیچ شکی در استجابت آن نیست این است که در سه شب متوالی در گوشه خلوتی نشسته و در هر شب 1000 مرتبه بگوید:

" الهی الهی قَد اِنقَطَعَ رَجائی عَن الخلق و اَنتَ رَجائی" سپس حاجت خویش را طلب کند