FARIBA9999
˙·٠•●معجزه قرآن و ادعیه ●•٠·˙ | شهریور ۱۳۸۶

زن بی حجاب لشکر پیاده نظام دشمن

بنام خدا

با سلام

دشمن با بی حجاب کردن زنان و دختران ،یک لشکر ستون پنجم از زنان ساده لوح می سازد و بوسیله ی آنها جو جامعه را دچار التهاب جنسی میکند با دهن کجی به اکثریت مسلمان جامعه ، ادای جوامع غربی نامسلمان را در بیاورد و مو و بدن به نمایش بگذارد و خود را تافته ی جدا بافته ببیند که تصور کند با نمایش مو و اندام ، از دیگر زنان و دختران جامعه یک سرو گردن بالاتر و بهتر و متمدن تر هست و به زنانی که مثل آنها نیستند ، فخر فروشی کند و قشر زنان و دختران ناآگاه را به دنبال خود بیندازد که از آنها تقلید کنند و یک تعلیم اجتماعی منفی بوجود آورند

بعد از گذشت زمان و جهاد تبیین مستمر ، شایعات دروغ بر مردم روشن شد که نقشه ی دشمن استعمار گر تجزیه طلب چی بوده و با ایجاد لشکر سلیطه های غرب زده میخواهند قوای مسلمانان را تضعیف کنند تا بتوانند نفوذ و رخنه کنند که ابزار نفوذ در هر کشوری ، استحاله ی فرهنگی آن کشور هست و الینه شدن و از خود بیگانه شدن مردم آن ، و استارت این تهی شدن از ارزشها و اصالتهای فرهنگی جامعه ، با زنان و دختران آن زده میشود .

فیلمهای آمریکایی در توجیه اشغال کشورهای دیگر

بنام خدا

با سلام

اخیرا دو تا فیلم و سریال دیدم درباره ی ارتباط یک آمریکایی با یک افغانستانی که هر دوی این فیلم و سریال را آمریکایی ها بر اساس منافع و اهداف خودشان ساخته بودند . در فیلم کاونانت یعنی قرارداد ، پیام آخر فیلم این هست که جاسوسان افغانستانی را مترجم و جزو آدمهای بیگناه و مظلوم جا بزند ، در حالیکه در سراسر فیلم همان مترجم باصطلاح بیگناه و مظلوم به شکل بیرحمانه ای هموطنان خود را میکشت تا مبادا فرمانده ی آمریکایی صدمه ببیند که البته این خوش خدمتی هایش برای افسر آمریکایی دلیل داشت و با هدف اینکه از طریق وی بتواند ویزای اقامت آمریکا را بگیرد که در نهایت افسر آمریکایی هم به پاس خوش خدمتی های او ، برایش ویزای اقامت در آمریکا را گرفت .

این فیلم تنها فیلمی بود که من علیرغم داستان پردازی همه ی فیلمها که بیننده ، ناخودآگاه طرفدار قهرمان فیلم میشود حتی اگر دزد و قاتل باشد ، اصلا طرفدار قهرمان فیلم که آن افسر آدمکش آمریکایی بود ، نبودم و دلم میخواست افغانستانی ها برنده شوند که خب وقتی سازنده ی فیلم ، آمریکایی ها هستند قطعا افغانستانی ها باید شکست بخورند و بمیرند . وقتی نیروهای مردمی افغانستان را مقابل آمریکایی ها می دیدم که میخواستند بیگانه را از کشور خود بیرون کنند بیاد نیروهای مردمی کشور خود می افتادم که چطور جلوی نیروهای متجاوز بعثی می ایستادند تا دشمن متجاوز را از خاک کشور خود بیرون کنند و در این راه جان میدادند .

در تیتراژ پایانی ، راوی فیلم ، آن افغانستانی جنایتکار و خائن به کشور و هموطنانش را صرفا مترجم معرفی کرد که هیچ گناهی نداشته جز ترجمه ! و طی فیلم برای اینکه احساسات جانبدارانه ی تماشاچیان فیلم را به سمت آن جاسوس مترجم ببرند یک زن باردار و بچه نوزاد را هم بعنوان زن و فرزند فرد جاسوس در داستان جای میدهند ، راوی اینگونه القاء میکند که هزاران مترجم مثل این در افغانستان بطور مخفیانه زندگی میکنند که نتوانستند از افغانستان فرار کنند ، در حالیکه چنین نیست و آنها میتوانند به هر کشوری مهاجرت کنند و طالبان جلوی آنها را نگرفته ، اما خود آنها نمیخواهند کشورشان را ترک کنند چون در یک مقطع زمانی آن مترجمهای جاسوس ، از روی ناچاری و فشار آمریکایی ها ، به کشور خود و هموطنانشان خیانت کردند که شانتاژ و تبلیغات رسانه های غربی به افغانستانی ها القاء میکرد که طرفدار آمریکا باشند نه طالبان و از طالبان یک دیو ساخته بودند ، اما بعد از خروج آمریکایی ها و برداشتن فشار از روی آنها ، توانستند خودشان انتخاب کنند که در وطن بمانند و آن را آباد کنند یا بروند در کشورهای غربی بعنوان یک آواره و شهروند دست دوم ، زندگی کنند

در سریال دیگری بنام یونایتد استیت آو اَل که موضوعش مشابه این فیلم بود ، باز هم یک افغانی در برابر یک آمریکایی ، نقش دوست صمیمی و بنوعی خادم وی را بازی میکند ، و از خاطرات خوش خدمتی خود به آمریکایی ها در قالب مترجم که در واقع جاسوسی در افغانستان بوده ، تعریف میکند ، در یک قسمت فیلم بازیگر افغانستانی که نامش در فیلم علی هست که به او اَل میگویند ، خاطره ای از دوستش تعریف میکند که همراه با افغانستانی های دیگر به ایران پناهنده میشوند ، گویا این قسمت از فیلم به مذاق بعضی ها در آمریکا خوش نمی آید که در قسمت بعدی ، بازیگر نقش اَل ، به همان خاطره قسمت قبلی سریال ، یک توضیح اضافه میکند و میگوید دوستان و اقوامش به ایران پناهنده نشدند و جای دیگری رفتند . در کل ، سریال نشان میدهد که پسر افغانستانی که شباهتی هم به افغانستانی ها ندارد ، به مرور جذب فرهنگ فاسد غربی میشود . فرهنگی جنگ طلب و جنگ افروز که برای جذب منافع مادی خود حاضر هست دست به هر جنایتی در گوشه و کنار دنیا بزند و مثل لاتهای محلات برای حمله به دیگران ، قشون کشی میکند و چند کشور دیگر را ولو اسماً با خود همراه میکنند که وانمود کنند نقشه ی خودخواهانه ی آنها با مشورت با چند کشور دیگر و تایید آنها طراحی شده حال آنکه تنها همراهی کننده با آمریکا در جنگ افروزی ها و غارت سرزمینها ، انگلیس هست و بس و بقیه نقش طفیلی دارند و محض خالی نبودن عریضه در بازی شرکت داده شده اند . الحمدلله هیمنه ی پوشالی این دو اَبَر قُد قُد سالهاست که رو به اُفول گذاشته و کشورهای آسیایی و آفریقایی دیگر برایشان تره هم خورد نمیکنند و بزودی مجبور میشوند که منطقه ی خاور میانه را ترک کنند و دست از غارت نفت سوریه و دخالت در امور عراق و حمله به یمن و فلسطین بردارند و مردم این کشورها ، مثل افغانستان ، کاری میکنند که یانکی ها به خانه هایشان برگردند

موتور سواری زنان

بنام خدا

با سلام

اخیرا در فضای مجازی بحثهای زیادی در گرفته درباره ی موتورسواری زنان در ایران و بعضی پیج های اینستاگرامی برای کسب بازدید بیشتر اقدام به گذاشتن ویدئو کلیپ از موتورسواری زنان میکنند که زیر آن پستها اغلب قشر بیسوادان رسانه ای و زنان و مردانی که تصورشان این است که هر چه زن ، بیشتر ادای مردها را در بیاورد حتما زن قوی ای هست ، در حالیکه راندن موتور مثل دوچرخه هست و چندان مهارت چشمگیری نیاز ندارد که بتواند برای راننده ی موتور ، یک امتیاز تولید کند ، تنها فرقش این است که در موتور بجای رکاب زدن ، با نیروی موتور به جلو رانده میشود . وقتی فرد بتواند روی دوچرخه تعادل خود را حفظ کند روی موتور هم میتواند . اما یک عده راندن موتور برای زنان را آنقدر گنده می بینند که تصور میکنند آن زن هواپیمای جنگنده اف 16 فایتینگ فالکون سوار شده و می راند ! و کامنتهایی که میگذارند بیشتر خنده دار هست تا واقعیت ! که خطاب به آن زن میگویند : زن قهرمان ، زن نترس و شجاع ، زن جسور وووو بابا بیا پایین چه قهرمانی روی موتور کسب کرده ؟ حتی تک چرخ هم بزند و در پیست موتور سواری هم برنده شود باز هم قهرمان به آن معنی که شما تصور میکنید و میگویید ، نشده ! چه نترسی و شجاعتی و چه جسارتی ؟ بله راندن یک وسیله نقلیه موتوری اعم از سواری و کامیون و تریلی و موتور و دوچرخه نترسی و جسارت میخواد اما توام با احتیاط ، نه ادا و نمایش روی موتور ، این که اسمش شجاعت و جسارت نیست بلکه حماقت هست که بدون کلاه ایمنی و لباس موتور سواری که حالا لباس مخصوص موتورسواری پیشکش ، حداقل کلاه کاسکت موتور سواری باید به سر بگذارند نه اینکه موها را پریشان کنند و روی موتور در خیابانها ویراژ دهند ، آنهم در خیابانهای ایران که راننده های بی ملاحظه ، برای ماشین سوارها خطرآفرینی میکنند چه رسد به موتورسوارها که خوراک تصادفات و مرگ و میرها هستند به دلیل بی احتیاطی موتورسوار یا رانندگانی که با آن موتور سوار تصادم و تصادف میکنند. و باز آنهم در جامعه ی مرد سالار ایران که مثل کشورهای اروپایی فکر نمیکنند که از هر نظر انتظار تساوی زن با مرد دارند حتی در سخت ترین کارهای مردانه اما از آنطرف همان فرهنگ قائل به تساوی زن و مرد وقتی به دستمزد دادن میرسد به مردان بیشتر از زنان دستمزد میدهند . اما در فرهنگ اصیل ایرانی و اسلامی زن ریحانه هست و نباید کارهای سخت بیرون از خانه انجام دهد و در معرض خطراتی قرار بگیرد که از سوی جامعه ی مردان آنها را تهدید میکند . نمونه اش در همین موتور سواری در خیابانها آنهم بی حجاب ، قطعا مزاحمینی اعم از موتوری و سواری و غیره برای آنها ایجاد میکند که نوع مزاحمتشان هر موضوعی میتواند باشد چه مزاحمت ناموسی چه مزاحمت در حین راندن موتور که به موتور سوار زن بزنند و فرار کنند یا در جای مناسبی او را خفت کنند و موتورش را بدزدند یا عصبانی و شاکی شوند که چرا موتور سوار زن جلوی رانندگی آنها اختلال ایجاد کرد و از روی حرص و غضب طوری ماشین را برانند که زن موتور سوار هول کند و به اینجا و آنجا بزند و به زمین بیفتند . همینطوری که سوار ماشین چهار چرخ هستیم داریم می بینیم که اگر پشت چراغ قرمز کمی دیرتر حرکت کنی و یا در تقاطع و پیچ و گذری کمی کندتر برانی ، با بوقهای وحشتناک با چاشنی فحشهای رکیک ادبت میکنند که دیگر دیر حرکت نکنی و کندتر از آنان نرانی ،و در حین حرکت چنان ماشین خود را نزدیک به ماشینت میکنند که هول کنی مبادا به آنها بخوری و فرمان را به سمت مخالف حرکت دهی و حادثه برای خود و دیگران ایجاد کنی ، حالا حساب کن روی موتور دو چرخ این اتفاقات بیفتد و زنی که نه کلاه ایمنی و کاسکت به سر دارد و نه گواهینامه ی راندن موتور دارد و نه تعلیمات لازم دیده و نه مهارت کافی دارد ، چگونه میخواهد خود را در جاده ها و خیابانها به سلامت به خانه برساند . میخواهند ادای اروپایی ها را در بیاورند اما غافلند از اینکه اولا خیابانهای اروپا با خیابانهای ایران از نظر سلامت آسفالت و حضور پلیس و نقشه بندی شهری کلی فرق دارد و الزام رانندگان وسائط نقلیه به پیروی از قوانین رانندگی زیاد هست و با ایران فرق دارد که هر که هر طور بخواهد رانندگی میکند و بین ماشینها زیگزاگ میزند تا زودتر از ترافیک بیرون بیاید که اغلب از توریستهای خارجی که به ایران می آیند و از خیابانهای آن عبور میکنند میشنویم که وحشت و تعجب میکنند از نوع رانندگی راننده ها در ایران که در حوادث خواندم بعضی از راننده های خلافکار اگر احساس خطر کنند ، حتی در جاده ها پلیس را هم زیر میگیرند و فرار میکنند . آیا در خیابانها و جاده های خارج از کشور هم چنین وضعیتی وجود دارد ؟ و این حجم از تخلفات رانندگی اتفاق میافتد؟ بعد در این اوضاع نامناسب رانندگی حتی برای ماشینها ، یک عده زنان با تفکر منجمد خود تصور میکنند با موتور سواری دارند ابراز وجود و ابراز قدرت میکنند یا نه اصلا وجه مثبت قضیه را نگاه کنیم که فکر میکنند آنها هم مثل مردان حق موتور سواری دارند اما دیگر به چطور و تحت چه شرایطی ، دیگر کاری ندارند و تا همینجا آمار تصادفات و مرگ و میر در موتور سواران مرد بالا هست منبعد آمار تصادفات و مرگ میر زنان هم به آنها اضافه میشود که فاجعه بارتر هست چون فرزندان آن زن بی مادر میشوند حالا فقدان پدر موتور سوار را مادر بچه ها شاید میتوانست جبران کند اما فقدان خود او را چه کسی میتواند پر کند؟ پس زنانی که خیلی دنبال ابراز قدرت و نمایش قدرت به مردان و به جامعه هستند بهتر هست در زمینه های دیگری این قدرت خود را نشان دهند نه با موتور سواری که خطرات زیادی آنها و کل رانندگان وسائط نقلیه را تهدید میکند و نخواهند ادای غربی ها را در بیاورند که اینجا نه غرب هست و نه فرهنگ غربی حاکم هست و نه مردمانش غربی فکر میکنند و نه قوانین غربی در اینجا حاکم هست و نه راهها و خیابانها و رانندگانش غربی هستند .