FARIBA9999
˙·٠•●معجزه قرآن و ادعیه ●•٠·˙ | فروردین ۱۳۸۶

علت تاخیر ازدواج جوانان در ایران

بنام خدا

با سلام

اغلب فکر میکنند تنها علت تاخیر ازدواج جوانان در ایران ، فقط مشکلات اقتصادی هست اما چنین نیست چون در عصرها و نسلهای گذشته هم شرایط اقتصادی بد وجود داشت اما آمار ازدواجها بالا بود و فرزند آوری آنهم در حد اینکه هر زوج ، شش هفت تا بچه داشته باشد ، زیاد بود . که این قضیه نه تنها در ایران که در سایر کشورها هم رواج داشت که در عین فقر و نداری باز هم ازدواجها زیاد بود . اما علت آن بالا بودن آمار ازدواجها ، فقط یک کلمه بود : « قناعت » و مثل زمان حاضر نبود که دختران و پسران توقعات زیادی از خودشان و از طرف مقابل و از خانواده هایشان داشته باشند . الان از یک پسر می پرسی چرا ازدواج نمیکنی ، میگوید من هنوز درآمد بالا ندارم ، هنوز خانه و ماشین ندارم ، هنوز درسم تمام نشده ، هنوز پولهایم زیاد نشده وووو و به امید رسیدن به این توقعات ، ده ، پانزده سال از جوانی اش را به مجردی میگذراند که معلوم هم نیست به خواسته هایش رسیده باشد یا نه ؟ و بعد در سنین 35 تا 40 سال ، اقدام به ازدواج میکند و دختران هم همینطور ، جوانی خود را میگذارند تا به مدرک فوق لیسانس و ارشد و دکترا برسند و شغل خوبی دست و پا کنند بعد ازدواج کنند که در آن زمان سن آنها به 30 تا 38 سال رسیده است که معلوم نیست تا چه حد طراوت جوانی خود را حفظ کرده باشند و تا چقدر خواستگار برایشان باقی مانده باشد و تا چقدر آن خواستگاری ها به ازدواج منجر شود و بخاطر سطح بالای توقعات دختر و پسر بی نتیجه تمام نشود و اگر آن سطح از توقعات برآورده شد و بعد از طی هفت خوان رستم رسم و رسومات و تشریفات پر خرج ، ازدواج انجام شد ، بعد از ازدواج تا چقدر وقت و انرژی و حال و حوصله ی عشق و عاطفه و سکس و بچه داری و مهمانداری و برو بیا و رفت و آمد خانواده ی شوهر و خانواده ی خودش را داشته باشد . و خدای ناکرده بعد مدت کوتاهی به طلاق منجر نشود .

در زمان قدیم که مردم در عین فقر ،آمار ازدواجهایشان هم بالا بود به این دلیل بود که دختر و پسر از هم توقعات زیادی نداشتند ، فقط قشر ثروتمند بودند که توقعاتشان بالا بود که آنها هم فقط با کسانی ازدواج میکردند که هم سطح خودشان از نظر مالی و موقعیت اجتماعی بود . اما الان حتی اقشار فقیر ، سطح توقعشان در سطح ثروتمندان جامعه است و دختران قشر فقیر یا متوسط ، به دنبال شاهزاده ی رویاها هستند که همه ی آرزوهای برآورده نشده در خانه ی پدری را برای آنها برآورده کند ، آنهم پسری که مثل خودش از قشر فقیر یا متوسط هست . که آن پسر فقیر و متوسط ، توان برآورده ساختن آن انتظارات را ندارد و چاره ای در برابر خود نمی بیند جز اینکه وارد کار خلاف و دزدی و کلاهبرداری شود تا بتواند دختر و خانواده ی او را راضی کند ، یا که از ازدواج صرف نظر کند و به زندگی مجردی و ارتباطات جنسی مقطعی ،روزگار بگذراند یا به ازدواجهای سفید رو آورد که دختر و پسر بدون مراسمات ازدواج با هم زیر یک سقف زندگی کنند حالا یا حلال و صیغه خوانده یا زنا و غیر شرعی .

اگر دختران اقشار فقیر و متوسط ، دچار سندرم سیندرالا نبودند که توقع داشته باشند یک پسر کارمند با درامد محدود برای آنها نقش شاهزاده رویاها را ایفاء کند و مراسم ازدواج پر تشریفات و زندگی پر تجملات برای آنها ردیف کند ، و پسران اقشار فقیر و متوسط به دنبال کیم کارداشیان و جنیفر لوپز نبودند که اصرار داشته باشند همسر آینده ، صورت و هیکلی در اوج زیبایی داشته باشد و تحصیلات بالا و شغل پردرامد و پدر پولدار داشته باشد ، ازدواجها خیلی راحت تر و آسان تر انجام میشد و اینقدر آمار دختران و پسران مجرد بالا نمیرفت که در این حیص و بیص ، یک عده آقایان متأهل هم بیفتند به دنبال تعدد زوجات آنهم با عدم تمکن مالی و بدون توانایی اجرای عدالت بین زوجات که در نود در صد موارد ، همسر اول آنها از آنان جدا شده و یا فرزندان را بر سر آقا می اندازند یا با خود می برند و زندگی مستقل و بدون هوو برای خود برپا می کنند که احتمال اینکه خودشان هم پس فردا به زندگی مرد متأهلی وارد شوند و هووی همسر او شوند بسیار است . و علت جدا شدن همسر اول هم سوای حسادت که صفت ذاتی همه ی زنها و همه ی آدمها هست ، دلیل مهمتری هست بنام اجرای عدالت بین زوجات ، که در قران در آیه 129 سوره ی نساء ، خداوند خطاب به مردان فرموده است :

وَلَنْ تَسْتَطِيعُوا أَنْ تَعْدِلُوا بَيْنَ النِّسَاءِ وَلَوْ حَرَصْتُمْ ۖ فَلَا تَمِيلُوا كُلَّ الْمَيْلِ فَتَذَرُوهَا كَالْمُعَلَّقَةِ ۚ وَإِنْ تُصْلِحُوا وَتَتَّقُوا فَإِنَّ اللَّهَ كَانَ غَفُورًا رَحِيمًا

شما (مردان) هرگز نتوانید میان زنان به عدالت رفتار کنید هر چند راغب و حریص (بر عدل و درستی) باشید، پس به تمام میل خود یکی ( از زنان ) را بهره‌مند و آن دیگری را محروم نکنید که او را معلّق و بلا تکلیف گذارید. و اگر سازش کنید و پرهیزکار باشید همانا خدا بخشنده و مهربان است.

و خدا با تشخیص اینکه ، مردان کمی میتوانند مانند انبیاء و اولیاء رفتار کنند و بین زوجات خود به عدالت رفتار کنند ، در آیه ی سه سوره نساء خطاب به مردان فرموده : فَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تَعْدِلُوا فَوَاحِدَةً

اگر مي‌ترسيد كه نتوانيد عدالت را ميان آن‌ها (زنان) مراعات كنيد به يك نفر (یک همسر) اكتفا نمائيد.

در شرایطی که سن دختران به هر دلیلی بالا می رود ، سطح توقعات آنها پایین آمده ، تا جایی که بعضی ها راضی میشوند با مرد زن دار ازدواج کنند یا متعه ی او شوند ، در حالیکه اگر ده سال پیش ، از سطح خواسته های خود کم میکردند ، میتوانستند با پسر مجردی که سابقه ی ازدواج ندارد مزدوج شوند و مشکلات هووداری و زندگی مشترک با یک یا چند زن را هم متحمل نشوند . و اگر هم حاضر نیستند زن چندم شوند ، و خواستگاری هم ندارند ، ناگزیرند تا اخر عمرشان مجرد باقی بمانند . پس باید همین الان که جوان هستند از فرصتهایی که برایشان پیش میاید ، استفاده کنند و به امید موقعیت عالی تر ، فرصت سوزی نکنند که معلوم نیست آن موقعیت عالی تر کی و چه زمانی بر سر راه آنها قرار بگیرد یا اصلا چنین شانسی برایشان وجود داشته باشد

بعضی واسطین ازدواج هم که چند سالی هست در فضای مجازی با زدن کانال ازدواج فعالیت میکنند خودشان یکی از موانع ازدواج جوانان هستند با معیارهای من درآوردی که قرار میدهند و متقاضی را مجبور و ملزم میکنند که طبق معیار آنها ، انتخاب خود را انجام دهد نه معیاری که در شرع مقدس ارائه شده که فقط ایمان و اخلاق فرد هست اما این واسطین ازدواج در فرمهای خود از همه چی سوال پرسیدند جز ایمان و اخلاق . قد و وزن و رنگ پوست و حتی شغل و سواد والدین و محل سکونت و اصلیت و سطح تحصیلات و سطح مالی و مقدار مهریه ! و نوع دیدگاه سیاسی . غافل از اینکه در شرع مقدس و در سیره ی نبوی و امامان ، تنها عامل کفویت فقط ایمان و اخلاق هست و چه بسیار زنان و دختران فقیر یا برده و کنیز با رنگ پوست حتی سیاه پوست که به همسری امامان درآمدند که نه قد و وزن آنها برای معصومین مهم بود و نه سن و سال و نه اصلیت و نه محل سکونت و سطح تحصیلات و سطح مالی خانواده و نه اختلاف سن که تا حتی مواردی تا 15 سال اختلاف سن کمتر یا بیشتر هم بود که حضرات معصومین با آنها پیوند ازدواج داشتند .

متاسفانه در صفحات مجازی بخصوص اینستاگرام هم مدام کلیپ عروسی های مجلل و پر خرج و پر تشریفات را به نمایش میگذارند و جهیزیه های گران در خانه های لاکچری فیلم و کلیپ میسازند و از آرایشگاه ها و آرایش گران عروس و لباس پرنسسی عروس و ساقدوشهای او و گروه موزیک و خوانندگی عروس و داماد و شاباش اسکناسهای درشت و عکاسی در باغ و هدایای گرانقیمت پاتختی ووو تا به مردم پز دهند که چه عروسی مجللی داشتند و چه جهیزیه ی توپ و خانه شیکی دارند و دل جوانانی که چنان تمکن مالی را ندارند را در حسرت و افسوس بسوزانند . که همه ی اینها برای آن پز دهندگان ، کارما دارد و نتیجه ی سوزاندن دل جوانان کم بضاعت را دیر یا زود خواهند دید . که همه ی اینها باید فرهنگ سازی شود و رسومات دست و پاگیر که مختص قشر مرفه جامعه بوده ولی به کل اقشار جامعه سرایت کرده ، دگرگون شود و بجای آن ، سیره ی انبیاء و اولیاء الهی در ازدواج ، جایگزین شود . و در این مهم نقش تبلیغات رسانه ای یک نقش کلیدی هست که همه ی رسانه ها اعم از نوشتاری و شنیداری و دیداری باید سهم خود را در تغییر روشها و سنتهای بیهوده و دست و پاگیر ، به خوبی ایفاء کنند .

و همه ی دستگاه های اجرایی و دولتی و خصوصی باید نقش خود را در تسهیل ازدواج جوانان به نحو احسن به نمایش بگذارند و کار را به عهده ی یکدیگر نیندازند و دختران و پسران و خانواده هایشان هم ملاک انتخاب داماد و عروس را ایمان و تقوا و اخلاق او قرار دهند نه پول و مقام و عنوان اجتماعی و سایر ویژگیهایی که فقط وسیله ی تفاخر و مباحات هست و بود و نبود آن ویژگیها تاثیری در ازدواج دختر و پسر ندارد . مثلا خانواده ی دختر می پرسد آقا در کدام دانشگاه درس خوانده ! و دیگر به این فکر نمیکند که پسر با هر زحمت و هزینه ای بوده ، مدرک لیسانس و فوق لیسانس و غیره گرفته و دارد با آن مدرک پول در می آورد و به شغلی مشغول است که میتواند یک خانواده را تامین کند ، دیگر چه اهمیتی دارد که آن مدرک را از دانشگاه صنعتی امیر کبیر گرفته یا دانشگاه آزاد در یک شهرستان دور . یا پسر و دختر تاکید دارند که خواستگار از محلات بالای شهر باشد و خانواده ی پولدار داشته باشد یا حتما قد بلند باشد یا دختر و پسر از قومیت ترک و لر و کرد و عرب نباشد ، این سخت گیری ها باضافه اوضاع نامناسب اقتصادی ، موجب میشود که ازدواجها صورت نگیرد یا به کندی پیش رود و کشور با بحران جمعیت جوان و فرزندآوری مواجه شود .

کانالهای بی خاصیت ازدواج

بنام خدا

با سلام

الی ماشاالله در فضای مجازی کانالهای ازدواج راه افتاده که اغلبشان فقط دکان باز کردند و از نیاز جوانان سوء استفاده میکنند برای پر کردن جیبشان . نیاز جوانان به ازدواج به دست عده ای سودجو افتاده که از این موضوع ، برای کاسبی و کسب درآمد سوء استفاده میکنند و عده ای دیگر هم که ادعای کار فی سبیل الله دارند عملکردشان فی سبیل الله نیست و فی سبیل النفس هست و چنان سختگیری ها و قوانین سختی گذاشتند که بازدهی آنها را به صفر رسانده و چند سال هست کانال و گروه ازدواج زدند اما شاید به زور سالی یکی دو تا مورد ازدواج در بیلان کار خود داشته باشند ، آنهم یا دو مورد بسیار سطح بالا هست که طبعا هر دو طرف قضیه آنقدر امتیاز داشتند که مورد قبول یکدیگر واقع شدند ، هر دو وضع مالی خوب دارند هر دو سطح تحصیلی بالا دارند هر دو در بالای شهر ساکن هستند . یا دو مورد که هر دو مشکل دار هستند و توانستند با هم کنار بیایند مثلا هر دو سایقه ی عقد و ازدواج داشتند هر دو از شهرستانهای کوچک هستند یا هر دو یا یکی از آن دو ، نورچشمی و فک و فامیل گردانندگان کانال هستند که اساسا نود درضدشان با هدف شوهر دادن دختر خود و زن دادن پسرشان یا اقوام و دوستان ، اقدام به ایجاد کانال کردند که چند نفر به عنوان معرف ازدواج دور هم جمع شدند که اینها تحت عنوان همسان گزینی اما بر حسب سلیقه ی شخصی خودشان تعیین میکنند که کی با کی ازدواج کند و کی برای کی مناسب هست و همین واسطه ها با سخت گیری های خودشان ، مانعی برای ازدواج جوانان هستند اینها کفویت را در وضع مالی و سن و محل زندگی می دانند در حالیکه در دین اسلام کفویت فقط در اخلاق و تقوی تعریف شده و حدیث هست اگر جوانی که دارای اخلاق و تقوا هست به خواستگاری دختر شما آمد به او دختر بدهید و در حدیث نگفته اگر آن جوان لیسانس و فوق لیسانس داشت اگر خانه و ماشین داشت اگر همسن دختر بود به او دختر بدهید ولی این معرفین خودشان بجای خانواده ی دختر تصمیم میگیرند که خواستگار را رد کنند یا اجازه آشنایی دهند و کاری ندارند که شاید خانواده ی دختر برایشان مهم نباشد اختلاف سن چقدر هست یا محل سکونتش کجا هست یا مدرک تحصیلی پسر پایین تر از دختر هست وقتی که مورد را از هر نظر مناسب ببینند و این فرصت را برای پسر در نظر میگیرند که میتواند بعدا ادامه ی تحصیل دهد و خود را به دختر برساند و حتی از او بالاتر برود یا محل سکونت بعدا میتواند تغییر پیدا کند .

جوانان مومن و نجیب که نمیتوانند در کوچه و خیابان و پاساژ و سینما همسر خود را پیدا کنند ، در هیئات و نماز جمعه و جماعات هم که زنانه و مردانه جدا هست و کسی نمیتواند با کسی آشنا شود ،نهادهای ازدواج هم که در دانشگاه ها گذاشته اند اغلب فرمالیته هستند و عملا فعال نیستند و ندرتا کاری برای ازدواج جوانان انجام دهند . برای همین جوانان و خانواده هایشان روی می آورند به کانالهای ازدواج در فضای مجازی که اغلب عملکرد درستی ندارند و با اهداف شخصی و منفعت جویی شخصی ایجاد شده اند . مشکل جوانان در ازدواج ، صرفا مشکلات مالی نیست ، بلکه پیدا کردن شخص مورد نظر هست که باید به نحوی فرصت آشنایی جوانان با یکدیگر را فراهم کرد مثلا در خارج از کشور کلوبهای جوانان این کار را انجام میدهند که دختران و پسران برای تفریح و دور همی به این کلوبها میروند و آنجا با پارتنر خود آشنا میشوند و وارد رابطه میشوند که البته آنها به نیت ازدواج جوانان آن کلوبها را برپا نکردند اما محلی هست برای آشنا شدن جوانان با هم ، در ایران هم باید یه چیزی شبیه به آن کلوبها ایجاد شود مثل کانون فرهنگی مساجد یا دانشگاه ها در قالب فعالیتهای فرهنگی و علمی و تورهای گردشگری کوتاه مدت به اماکن مذهبی یا کوهنوردی ترتیب دهند تا جوانان یکدیگر را ببینند و با هم آشنا شوند ، یا بمناسبت ولادت معصومین ع ، برنامه ی مولودی بگیرند و مادران دختران و پسران با هم آشنا شوند و دختران دیده شوند و توسط مادر و خواهر پسر انتخاب شوند ، و در کنار این جریان ، مشاورین ذی صلاح هم بکار گرفته شوند تا اگر موانعی در ازدواج جوانانی که مورد انتخاب قرار گرفتند ، وجود داشت با صحبت کردن با هر دو طرف قضیه ،برطرف شود ، در بنگاه های املاک ، دلال مسکن سعی میکند با تمام توان یک معامله را جوش دهد با مالک و مستاجر صحبت میکند تا راضی شوند و پای معامله بیایند اما در این کانالها ، واسطه ها نه تنها عرضه ی جوش دادن معامله را ندارند که خود خواسته یا ناخواسته مانع سرگرفتن معامله هم میشوند چون دلسوزی وجود ندارد چون نظارت بر کارشان نیست و چون این واسطه ها اغلب خانم هستند چه بسا حسادت و یا سلیقه های شخصی مانع از آن شود که دختری را به پسری معرفی کنند و پسری را به دختری معرفی کنند . مثلا اگر پسر دارای خانه و شغل خوب باشد و سایر محسنات را داشته باشد از حسادت به کسی معرفی نمیکنند یا از نظر سلیقه ی شخصی آنها ، شرایط دختر و پسر مورد قبول آنها نیست یا برعکس مورد قبول هست اما میخواهند برای دوست و آشناهای خودشان جوش دهند و یا اگر دختری با امتیازات باشد آن را فقط به سفارشی های دوست و آشنا و فامیل خود معرفی میکنند و آن دختر را از شانسهای دیگری که به سراغش می آید محروم میکنند . معرف و واسطه اگر آقا باشد احتمال زیاد هست که آن زنان و دختران را برای خود کاندید کند مانند آقایی که میگفت مدتی کار معرفی زنان و دختران مجرد را به او سپرده بودند و او از بین آنها چهار زن را به عقد خود درآورده بود به این صورت که دختران سن بالا که مشغول آموزش دروس در آن مرکز تعلیمات مذهبی بودند و در پس زمینه ی ذهنشان ، تعدد زوجات ، امری پذیرفته شده بود و از طرفی به دلیل بالا رفتن سنشان ، امیدشان برای ازدواج کم شده بود را راضی میکرد که با او ازدواج کنند . اگر هم واسطه و معرف ، خانم باشد که حسادتهای زنانه و سلیقه های شخصی او مانع از این میشود که کار را درست انجام دهد و سرانجام کار به اینجا ختم میشود که بعد از ده سال که از براه افتادن این کانالهای ازدواج میگذرد ما هنوز با مشکل بالارفتن سن ازدواج جوانان مواجهیم که همه اش را هم به مشکلات اقتصادی نسبت میدهیم در حالیکه اگر جوان ،فرد مورد نظرش را پیدا کند حاضر میشود با مشکلات اقتصادی هم کنار بیاید . اما وقتی کسی و جایی متولی آشناسازی جوانان با هم نباشد ، جوان مجبور است سالها منتظر بماند تا بلکه کسی به یاد او بیفتد و کسی را به او معرفی کند ، یا با آزمون و خطا دنبال همسر خود بگردد و آنقدر با این و آن دوست شود تا بلکه یکی از این دوستی ها به ازدواج منجر شود ، تازه اگر بتواند به راحتی دوست پیدا کند چون حتی در دوست یابی هم معیارهای سختی دارند که حتما خوش تیپ و خوش هیکل و پولدار باشد ، این ماجرا هم اغلب خارج از نظارت خانواده ها اتفاق میفتد که جوان با کسی وارد دوستی میشود که معلوم نیست با او چه رفتاری داشته باشد که موجب بروز مشکلات رفتاری و اخلاقی در جوان نشود و یا به دام ازدواج با کسی بیافتد که ممکن است نه به صلاح او باشد نه صلاح خانواده ی او و نه به صلاح فرد مقابل ، اما وقتی در جمع ها و اجتماعاتی با هم آشنا شوند مثل کلاسهای هنری نقاشی موسیقی کلاسهای علمی زیان انگلیسی ، گروه های کوهنوردی یا تورهای زیارتی یا محلهای ورزشی یا برنامه های دور همی که به مناسبتهای مذهبی برپا میشود و فرصتی ایجاد میکند که دختران و مادران دختر و پسر در آن با هم آشنا شوند و انتخابها صورت بگیرد . که امر انتخاب در این مراکز هنری و فرهنگی و علمی میتواند انتخاب صحیح تری باشد چون مدت زمان بیشتری با هم تعامل دارند و میتوانند به خصوصیات رفتاری و شخصیتی هم آشنا شوند . اینکه بعضی ها میگویند بگذارید جوان خودش همسر آینده اش را پیدا کند کاری ندارند به اینکه مگر جوان چقدر تجربه ی زندگی دارد ؟ و چقدر مهارت آدم شناسی و مردم شناسی دارد ؟ و چقدر مهارت جذب مخاطب که کار به این سنگینی را به دوش او بیندازند و بگویند خودش برود پیدا کند ، اینکار مهم باید حتما با مشورت و همفکری و مشاوره با چند آدم دنیا دیده و با تجربه صورت بگیرد تا از آمار طلاقهایی که بخاطر انتخاب نادرست جوان بوده ، کاسته شود .

نگاهی به عملکرد کانالهای ازدواج و همسریابی

بنام خدا

با سلام

به دلیل عدم امکانات جهت آشنا شدن دختر و پسرهای مومن و مذهبی با یکدیگر که مثل دختر و پسرهای غیر مذهبی نه پارتی میگیرند نه در کوچه و خیابان و پاساژ و پارک کسی را دنبال میکنند که به او شماره تلفن بدهند و نه با ماشین ، راننده زن و دختری را که خودش با نگاهش اظهار تمایل کرده ، را تعقیب میکنند تا در جایی که متوقف شد به او شماره تماس بدهند و باب آشنایی را باز کنند و نه دوست دختر و دوست پسر دوستشان به آنها دوست دختر و دوست پسری معرفی میکند و یا در دانشگاه ها و کلاسهای زبان و موسیقی و امثالهم یکی را نشان کنند و دور او مانور دهند و باب دوستی با او باز کنند که این روش آخری را شاید بشود انجام دهند اما کار هر کسی نیست و فقط مذهبی های صورتی و آنهایی که غلظت مذهبی بودنشان کمتر هست و تَقَیُّد کمتری در رعایت موازین شرعی دارند بتوانند از این طریق یاری برای خود پیدا کنند ، چون مستلزم نگاه کردن به همه ی دختران و پیدا کردن گزینه ی مطلوب هست و بعد باب آشنایی با آنها باز کردن که مذهبی های پر رنگ از این روش استفاده نمیکنند چون جایز نمیدانند به دختران نامحرم نگاه کنند و با آنها صحبت کنند ، مگر اینکه به شکل سنتی ، از طریق یک واسطه به آن دختر پیام دهند که تمایل به ازدواج با آنها دارند . محل دیگری که مذهبی ها میتوانند در آنجا با فرد مورد نظر برای ازدواج آشنا شوند یکی در مساجد هست البته اگر مثل قدیم مساجد نقش فعالی داشت و دختر پسرها در کانونهای فکری فرهنگی و کتابخانه و فعالیتهای جهاد سازندگی شرکت داشتند و میتوانستند یک مدت در کنار هم کار و فعالیت کنند و با هم آشنا شوند اما الان که فقط در حد نماز جماعت به مساجد میروند امکان آشنایی با کسی را ندارند مگر اینکه باز هم به شکل سنتی خانمی در صف نماز جماعت زنانه با دختری آشنا شود و او را برای پسری از خانواده و فامیل در نظر بگیرد و به او پیشنهاد دهد که متاسفانه چون دختران مجرد و جوان ، کم به نماز جماعت مسجد می آیند و چند نفر زن جوان هم که در صف جماعت دیده میشوند اغلب متاهل هستند ، این روش هم چندان کارایی ندارد . گزینه ی دیگر هیئتها هستند که جوانان مذهبی در هیئت ها با همفکران خود آشنا شوند که آنجا هم بعد اتمام جلسات مذهبی همه میروند و کسی نمی ماند که دیده شود و اگر هم بماند زنانه و مردانه جداست و اگر هم جدا نباشد به لحاظ شرعی جایز نمیدانند که زن و مرد نامحرم به هم نگاه کنند . چه رسد به اینکه باب آشنایی با هم باز کنند . پس طفلک دختران و پسران مذهبی که دستشان کوتاه هست برای پیدا کردن همسر مناسب جز از طریق سنتی که یکی دختری را معرفی کند که آنهم دیگر مثل گذشته کسی وارد این عمل خیر نمیشود به دلیل ترس از احتمالات منفی و با خود میگوید اگر بد در بیاید یقه مرا میگیرند که معرفی کردم ، چون خودش هم میداند که طرف را خوب نمیشناسد و فقط ظاهری از او را میبیند و می داند . در این شرایط وانفسا که برای آشنا شدن دختران و پسران مذهبی با یکدیگر ایجاد شده ، عده ای به کانالهای همسریابی مراجعه میکنند و مشخصات میگذارند تا بلکه خودشان مستقیم با پسر و دختری آشنا شوند و بعد با تحقیق و بررسی اقدام به ازدواج با او کنند که متاسفانه این کانالها هم دست عده ای اداره میشود که نه نسبت به این حوزه کارشناس هستند و نه مطالعه ی کافی دارند و با روشهای شخصی و تفکرات خاص خودشان در کانالشان فعالیت میکنند که اولا دخترهای سن پایین را به پسرانی که فاصله ی سنی بالاتر از سه تا پنج سال داشته باشند معرفی نمیکنند و میگویند اینهمه دختر سن بالا هست باید بسراغ آنها بروید و خودشان برای خواستگار تکلیف تعیین میکنند که از چه گروه سنی همسر اختیار کند و کاری هم ندارند شاید آن دختر و خانواده اش با سن بالا مشکلی نداشته باشند . و از آن طرف هم آن دختران سن بالا را کمتر کسی متقاضی میشود در نتیجه یک پیوندی که پسری با دختری با فاصله سنی پنج تا هفت سال میتوانست بوجود آید را مانع میشوند و برای آن دختر سن پایین هم ، پسری که فاصله ی سنی سه تا پنج سال داشته باشد و آمادگی ازدواج داشته باشد نیست چون یا بیکار هست و شغلی ندارد یا مشغول تحصیل هست یا سرباز هست یا تمکن مالی لازم و کافی ندارد . به این ترتیب این کانالهای ازدواج با معیارهای شخصی خودشان ، شانس آن دختر که میتوانست با پسری که سن بالاتر و آمادگی کافی برای ازدواج دارد ، را از بین میبرود به این امید که آن پسر سن بالا برود دختری از همسن خود بگیرد که او هم اینکار را نمیکند و در نتیجه هم آن پسر مجرد می ماند هم آن دختر کم سن و هم آن دختر سن بالا و آمار ازدواج جامعه پایین می آید . این کانالهای ازدواج که بصورت سلیقه ای اداره میشود و بعضا برای کسب درآمد و گرفتن پول از دو طرف برپا شده که بابت هر معرفی یا چند معرفی پول از پسر میگیرند . راندمان و بازدهی در طول سال ندارند الا دو سه ازدواج که مطابق میل و نظر آنها انجام شده اتفاق بیفتد . البته بعضی از آنها هم کانال را فقط برای ازدواج دادن دختر و پسر خانواده و یا فامیلشان برپا میکنند بعد از اینکه مجردین خانواده و فامیل را مزدوج کردند دیگر کانال را رسیدگی نمیکنند و در حد فرمالیته تعدادی فرم در آن قرار میدهند که هرازگاهی برای اینکه معلوم نشود که کانال راکد هست و فعالیتی ندارد فرمهای ابتدای کانال را میاورند در انتهای آن میگذارند . و یا کانال را با مطالب متفرقه پر میکنند و دیگر شباهتی با کانال ازدواج ندارد و تبدیل میشود به کانالی فرهنگی و عقیدتی و غیره . و هر ازگاهی یک فرم ازدواج در آن گذاشته میشود که آنهم متعلق به افراد سن بالا هست که دیگر امیدی به پیدا کردن همسر ندارند و میگویند حالا تیری در تاریکی یک فرمی هم در این کانالها بگذاریم بلکه فرجی شود . مخاطبین جوان و کم سن هم که در این کانالها فرم گذاشته اند بعد از مدتی که می بینند خبری از خواستگار نیست و گرداننده ی کانال با سلیقه ی شخصی خودش ، خواستگارها را پرانده ، ناامید از پیدا کردن همسر شده و فرم خود را برمیدارند و کانال می ماند با چندین فرم افراد سن بالا که اکثرشان هم خانم هستند چون اقای سن بالا زمین نمیماند و اطرافیانش برای او خانمی را معرفی میکنند و سروسامانش میدهند مگر اینکه عیب و ایرادی داشته باشد از نظر جسمی و روحی یا مالی که مجبور بشود به کانالهای ازدواج مراجعه کند . پس کانال می ماند با تعداد زیادی فرم خانمهای سن بالا که خواستگار ندارند چون آقایان در سن های پایین تر از آنها حتی همسن هایشان تمایلی به ازدواج با آنان ندارند و دنبال زنان و دختران کم سن تر از خودشان هستند ! چند تا فرمی هم که سن جوانتر دارند اغلب یا مطلقه هستند یا یک مشکل جسمی و یا نوع دیگر دارند . حالا این کانالها اصرار دارند با معرفی نکردن فرمهای دختران کم سن تر ، این اقایان را اجبار کنند که بروند از فرمهای دختران سن بالا انتخاب کنند که انها هم سراغ سن بالاها نمیروند . پس در نتیجه هیچ فعالیت سازنده و اثر بخشی در این کانالها اتفاق نمیفتد و میان صد تا فرم شاید بتوانند یکی دو فرم را وصلت دهند . بهتر است برای کانالهای ازدواج بک نظارتی بوجود بیاید و یک آیین نامه و اساسنامه و دستورالعملی به آنها داده شود که طبق آن عمل کنند نه سلیقه ای و بی خاصیت و کم خاصیت که همانطور که در دنیای واقعی هیچ معیار خاصی برای خواستگاری ها وجود ندارد و مجردین برای ازدواج با هر گروه سنی و هر توانایی مالی اقدام میکنند و شانس خود را می آزمایند ، در این کانالها هم این سختگیری ها و این اعمال سلیقه های شخصی برداشته شود تا بتوانند راندمان و بازده بیشتری داشته باشند .