بنام خدا

با سلام

در شبکه خبر از یک واقعه دردناک پرده برداشت که در یکی از روستاهای سنندج ، یک نامادری دیوسیرت ، فرزندان شوهرش که از همسر قبلی بودند را به شکل فجیعی شکنجه کرده بود که اگر خدا به دادشون نمیرسید مرگشون حتمی بود ، همسایه ها صدای ناله هایی رو از توالت گوشه حیاط میشنیدند و به پلیس زنگ میزدند اما نمیدانم چرا پلیس اون شهر و روستا ، اقدامی نمیکرده ، یاد مگر کودکی بنام بنیتا افتادم که سارق اتومبیل ، وقتی می بیند درب ماشین قفل نیست و راننده از ماشین خارج شده ، فرصت رو غنیمت می بینند که اتومبیل را سرقت کنند اما می بینند کودکی در آن هست که بی اعتنا به کودک و والدین کودک ، ماشین را می دزدند اما بعدا از گریه های کودک به عذاب می افتند و ماشین را با کودک درون آن در گوشه ای رها میکنند و به پلیس زنگ میزنند که فلان ماشین با کودکی درون آن در فلان خیابان رها شده که انگاری پلیس قضیه را جدی نمیگیرد و فکر میکند خب حتما والدینش همان نزدیکی هستند و سر میرسند و نیازی نیست که به آن ماشین سر بزنند که متاسفانه آن کودک دو ساله در اثر گرسنگی و تشنگی داخل ماشین داغ زیر آفتاب ، رو به مگر میرود و بعدا رهگذران از وضعیت مشکوک آن پلیس را در جریان میگذارند و پلیس وقتی میرسد که کودک مرده است . در قضیه دو دختر سنندجی که در توالت گوشه حیاط بمدت یکماه یا چهل روز زندانی بودند بدون غذا که تبدیل به پوست استخوان شده بودند ، اینجا هم پلیس به اطلاع رسانی همسایگان توجه نمیکند و با خود فکر میکند هیچ پدری حاضر نیست چنین کاری با فرزندانش بکند پس لزومی ندارد که پیگیر قضیه شوند که منجر به نابودی روحی روانی جسمی آن دو دختر بیچاره میشود ، باید در آموزشهای پلیسی این موضوع گنجانده شود که وقتی از طرف مردم ، موضوعی گزارش میشود که در باور انها نمیگنجد ، یک درصد احتمال بدهند که شاید حقیقت داشته باشد حداقل بروند یک بررسی بکنند تا قضیه به فاجعه کشیده نشود . احتمال بدهند که ممکن هست پدر و مادری دیو سیرت باشند خواهر و برادری تبهکار باشند و دایی و عمو و عمه و خاله هم اشتباه بکنند و پدر بزرگ و مادر بزرگ و نوه هم خطاکار باشند ، بخصوص که گزارش دهنده از وجود یک زن دوم و نامادری حرف میزند احتمال زیاد بدهند که گزارش صحت داشته باشد چون خدا نکند انسان به حسادت بیفتد تبدیل به شیطان میشود لحظه ای که حسادت میکند که خود خدا در قران آیه آورده که از شر حسود وقتی که حسادت میکند ، به خدا پناه ببرید و زنی که وارد زندگی زن دیگری میشود و شوهر او را تصاحب میکند قطعا از روی حسادت کارهایی میکند و حرفهایی میزند که نظر شوهرش را نسبت به زن اول منفی و زده کند تا مبادا نصف وقت و محبت و پولش را به آن زن اول بدهد ، و باید تمام وقت و محبت و پول مرد به زن دوم داده شود و با خود این توجیه را می آورد که اگر زن اول را میخواست و دوست داشت سراغ زن دوم نمیامد که این غلط هست و انسانها بخصوص مردان به دلیل طبع تنوع طلب و زیاده خواه و تملک طلب خود میخواهند زنان زیادی را تصاحب کنند که بسته به امکانات خود اگر اوضاع را مناسب ببینند حتما اینکار را میکنند و اونی که سمت تعدد نمیرود توان و امکانش را ندارد والا آب ببیند شناگر ماهری هست که البته اغلب زن دوم با توسل به دعا و جادو و سحر و طلسمات ، اقدام به تصاحب شوهر زن دیگر را میکنند چون مردان هر قدر هم که از زن اول ناراضی باشند اگر از او فرزندی داشته باشند بالاخره یک جای کوچکی در قلب خود به او میدهند که زن دوم می آید با طلسم و جادو آن جای کوچک را هم از بین می برد و کاری میکند که زن اول در چشم شوهرش بسیار زشت و کریه و سیاه به نظر بیاید و همینطور فرزندان زن اول که در مورد آن مرد سنندجی هم این اتفاق افتاده که با طلسم و جادوهای زن دوم ، از زن اول و فرزندان زن اول متنفر شده و آنها را به چشم دشمن خود دیده که تونسته پا به روی مهر پدری بگذارد و با فرزندانش از دشمن بدتر رفتار کند . والا اگر عقل سالم باشد روح و وجدان در سلامت باشد هرگز چنان رفتار شیطانی با بچه های خودش نمیکرد . اما عقل و روح و وجدان او را زن دوم کاملا از بین برده بود یا با بدگویی های شبانه روزی از زن اول و فرزندانش یا به ضرب طلسم و جادو . زن دوم حتی نمیگذاشته دختران مرد به نزد مادرشان بروند چون نمیخواسته شریکی برای ارث آینده ای که از مرد به او و فرزندان خودش میرسید باقی یماند . البته شاید در قشر زن دوم و نامادری ها ، افرادی درستکار و با وجدان هم پیدا شود اما اغلبشان بخاطر حسادت و بخل و کم بینی و طمع ورزی چنان با زن اول و فرزندان او رفتار میکنند که گویی مرگی در انتظار خودشان نیست و قبر و قیامتی وجود ندارد و آخرتی نیست و در برابر سوال و کتاب خداوند قرار نمیگیرند ، اینها از خدا نمیترسند و ایمان سستی دارند یا اصلا ایمان بخدا ندارند و فقط همین خور و خواب و شهوت این دنیا را می بینند که آنها را تبدیل به حیوان میکند ، بقول سعدی : خور و خواب و خشم و شهوت ، شقب است و جهل و ظلمت ، حَیَوان خبر ندارد ز جهان آدمیت .

این نامادری که خودش داری سه فرزند هست اگر ذره ای وجدان داشت شعور داشت ، آن فرزندان شوهرش را هم مثل بچه های خودش می دید و حاضر نمیشد به آنها ظلم کند و صدمه بزند که دختر زیبای 15 ساله بعلت یکماه و بیشتر که در توالت زندانی بوده تبدیل به پوست و استخوان شده بود و فک او در اثر ضربه شکسته و کج شده بود و لگن او شکسته بود این زن حیوان صفت حتی صلاحیت ندارد که فرزندان خودش را به دست شیطانی او بسپارند آنها را هم باید از او بگیرند و تحویل بهزیستی دهند تا با خوی انسانیت بزرگ شوند والا آنها زیر دست آن مادر نابکار ، تبدیل به دیوصفتانی میشوند که به جامعه و افراد جامعه آسیب میرسانند ، این زن و شوهر پلید و ظالم ، شکمهایشان با لقمه های حرام پر شده والا اگر لقمه حلال میخوردند حاضر نمیشدند چنان اعمال شیطانی انجام دهند اینها با همان لقمه های حرام ، فرزندان خود را بزرگ میکنند که تبدیل میشوند به تبهکاران آینده .

مردانی که دنبال زن دوم و تجدید فراش میروند ذره ای از دین اسلام مطالعه ندارند که خداوند در آیات قران به همه ی مردان چنین اجازه ای نداده که فکر کنند حق مسلم شان هست و حتما باید از حق خود استفاده کنند ، خدا این حق را به شرط و شروط به مرد داده که باید حتما توانایی اجرای عدالت بین زنان را داشته باشند در غیر اینصورت در همان قران خدا فرموده : فواحده ، یعنی فقط یکی . فان خفتم ان لا تعدلوا بین النساء ، فواحده . اگر می ترسید بین زنان به عدالت رفتار نکنید پس فقط به همان یک همسر اکتفا کنید . بقول شهید مطهری خدا گفته اگر می ترسید و نگفته اگر یقین دارید ، یعنی حتی مرد در حد شک و تردید به خودش هست که آیا میتواند به عدالت رفتار کند یا خیر ، نباید اقدام به چند همسری کند چه برسد به اینکه یقین دارد نمیتواند به عدالت رفتار کند . در آیه 129 سوره نساء خدا خطاب به مرد میفرماید : تو هرگز نمیتوانی بین زنان به عدالت رفتار کنی پس با تمام میل خود سمت یک زن نرو و زن دیگر را معلق رها نکن . وَ لَنْ تَسْتَطیعُوا أَنْ تَعْدِلُوا بَیْنَ النِّساءِ وَ لَوْ حَرَصْتُمْ فَلا تَمیلُوا كُلَّ الْمَيْلِ فَتَذَرُوهَا كَالْمُعَلَّقَةِ ۚ.

حالا اگر به هر دلیلی رفت تعدد زوجات کرد یا یقین داشت که نمیتونه به عدالت رفتار کنه یا مطمئن بود که میتونه به عدالت رفتار کنه ، اونجا باید کارو مدیریت کنه و اجازه نده زنها علیه یکدیگر زیر آب بزنند و زیرپای هم رو خالی کنند و اونو از چشم مرد بندازند . تا دید که دارند از هم دیگه بدگویی و غیبت میکنند نباید اجازه بده چون اساسا غیبت کردن گناه هست که ممکنه طرف بگه جلو رویش هم میگم ، خب حالا که جلوی رویش نیست پس نباید حرف بزنی ، یا میگه مگه دروغ میگم ؟ خب غیبت کردن یعنی حرف راست پشت سر یکی دیگه زدن که اگر دروغ بگی که میشه تهمت و از غیبت بدتر هست و گناهش سنگین تر هست .

مرد نباید اجازه بده زن ها از او حق بیشتری برای خود بخواهند ، که بعضی مردان برای اینکه در این قضیه مثل خر در گل می مانند و نمیتوانند فرق نگذارند و به یکی بیشتر خدمات ندهند ، این توجیه را میاورند که هر زنی بنا به شان و شئوناتی که دارد باید بیشتر دریافت کند و این اجرای عدالت هست . که اگر این نوع اجرای عدالت باعث شود که زن دیگر حتی از حق مسلم خودش محروم شود دیگر عدالت نیست و بی عدالتی هست . اگر به این مردان بگویی خدا در آیه قران فرموده لن تستطیعوا ان تعدلوا بین النساء یعنی هرگز نمیتوانید بین زنان به عدالت رفتار کنید اون امامان معصوم ع بود که میتونستند بین زنان عدالت اجرا کنند ، این مردان جواب میدهند امامان کاری نمیکردند که مردم عادی نتوانند انجام دهند ، کز قیاسش خنده آمد خلق را !! برو تاریخ اسلام رو بخون ببین امامان چطور زندگی میکردند ایا تو میتوانی مثل آنها زندگی کنی یا فقط در قسمت تعدد زوجات میتوانی مثل آنها زندگی کنی آنهم منهای اجرای عدالت بین زنان که امامان هرگز چنان نمیکردند ، روایت هست که حضرت پیامبر ص در بستری بیماری بودند امر میکنند که بستر بیماری مرا ببرید منزل زنی که امشب نوبت اوست ، اطرافیان به ایشان میگویند شما سخت بیمار و در بستر افتادید چه فرقی میکند که منزل کدام همسر باشید ، اما پیامبر اصرار میکنند که بستر بیماری شان را ببرند نزد زنی که نوبت به او رسیده که شوهرش پیش او باشد . حالا کدامیک از این آقایان مدعی تقلید از امامان ، چنین عمل میکنند ؟ حتی پیامبر ص در دعاهایشان به خدا میگفتند که خدایا من در آنچه که در دست و توان من هست عدالت را اجرا میکنم اما در آنچه که دست من نیست یعنی دل من ، تو به من کمک کن که به عدالت رفتار کنم . بعضی آقایون برای توجیه چند همسری میگویند ، همونطور که مردان به زنان مهریه میدهند ، پس حق دارند زن دوم و چندم بگیرند ، قیاس مع الفارق که میگن همینه ، مهریه چه ربطی به چند همسری دارد ؟ شاید مهریه ی یک زن یک شاخه گل هست یک جلد قران هست ایا کاری که شما میخواهید انجام دهید به همین اندازه سبک و اسان و بی هزینه هست ؟ یک کار پر زحمت برای زن اول پر عذاب را میخواهی به او تحمیل کنی به این بهانه که من به تو مهریه دادم ؟ اینها حتی معنای مهریه را هم نمیدانند که مهریه ، هدیه مرد به زن هست و مقدارش را هم خود مرد قبول کرده چه کم چه زیاد و میتونست اگر زیاد بود قبول نکند . حالا در ازای هدیه ای که به زن اول دادی ، توقع داری اجازه دهد شما زن دوم هم اختیار کنی و بیچاره اش کنی و عذابش دهی ؟ انگاری این اقایون توقع دارند زن اول بگوید من مهریه م را بتو میدهم یا می بخشم پس زن دوم نگیر . اونوقت اقا با خیال راحت برود زن اول را طلاق دهد دیگر مهریه هم ندارد و مانعی بر سر راه نیست . یا بگوید باشه من مهریه گرفتم که البته کی داده کی گرفته ؟ پس شما برو بر سر من هوو بیاور و چند زن بگیر . حتی اگر مهریه را عندالمطالبه میگرفتی باز هم حق نداشتی در قبال مهریه ای که دادی بگویی پس من حق گرفتن زن دوم دارم . خدا این حق را به شرط اجرای عدالت بین زنان داده و فرموده اگر نمیتونی به عدالت رفتار کنی فواحده ، پس یک زن بیشتر حق نداری داشته باشی . خدا دیگر حرفی از مهریه زن و ما به ازاء گرفتن مرد نزده و نگفته هر مردی که مهریه داده حق داره زن دوم بگیره . پس اونی که مهریه نگرفته یا مهریه ش بسیار کم بوده ، چطور مرد میخواهد ما به ازای آن مهریه را در قالب گرفتن زن دوم بگیرد ؟ این قضیه در زمانی که بی حجابی رایج نشده بود یک معضل بود وای به الان که بی حجابی هم رواج پیدا کرده و دیگر حتی مردان اقدام به عقد زن دوم نمیکنند و پنهانی معشوقه میگیرند یا با صیغه کردن یا بدون صیغه و بشکل زنا و کانون خانواده بسیار شدیدتر در معرض فروپاشی قرار گرفته با دزدیدن شوهر زنهای متاهل توسط زنهای بی بندو بار و بی حجاب که متاسفانه در محلات بالای شهر دیگر پستانها را هم به نمایش میگذارند و آستین ها کم کم دارد بالا میرود و چاک سینه ها بیشتر میشود و قد بلوزها کم و کمتر میشود و نافها بیشتر بیرون می افتد و فعلا به دامن تا زانو و بیرون انداختن پاچه ها و ساق پاها رسیده تا بعدا قد دامن ها را کوتاهتر کنند و به مینی ژوپ زمان شاه برسانند که باعث شده بود آمار فحشاء بشدت بالا برود و آمار دزدیدن زنان و دختران و از هم پاشیده شدن کانون خانواده ها . که انشاالله زُعَمای قوم فکری بر این معضل در جامعه ی اسلامی بکنند و نگذارند که از اسم جمهوری اسلامی فقط پوسته ای باقی بماند و جامعه ی اسلامی تبدیل به جامعه ی غربی شود با همان لجام گسیختگی ها که 50 سال پیش جامعه را رو به نابودی برد و مردم بخاطر حفظ جامعه از فساد منتشره ، اقدام به انقلاب و قیام کردند .