علت گرانی مسکن
بنام خدا
با سلام
در سایت دیوار در جستجوی خرید خانه با بودجه محدودی بودم و منطقه ده تهران را انتخاب کردم که چند تا دوست و آشنا در آن منطقه داشتم ،آگهی با آن بودجه وجود نداشت بالاخره یک آگهی پیدا کردم که توضیح مبهمی و گنگی داشت ، زنگ زدم گفت شما توضیح آگهی را خواندید؟ گفتم بله اما سر در نیاوردم ، گفت آژانس مسکن من اینطوری کار میکند که خانه را برای شما از فروشنده میخرد اما شما نمیتوانید در آن ساکن شوید باید دست من بماند تا برایش خریدار دیگری پیدا کنم و گرانتر بفروشم که سود بین من و شما تقسیم میشود . مثلا اگر خانه سه میلیاردی برای شما خریدم آن را سه میلیارد و نیم بفروشم ، از آن 500 میلیون که گرانتر فروختم 200 میلیون برای من و 300 میلیون برای شما و این سوای کمسیون بنگاه هست . بعد همان خانه سه میلیارد و نیم باز دست من میماند و آن را سه میلیارد و هفتصد و پنجاه میفروشم یعنی 250 گرانتر که صد میلیون برای من و 150 برای شما . گفتم خب اگر خودم خانه را لازم داشته باشم و نخواهم زود بفروشم چی ؟ گفت پس من نمیتوانم برای شما خانه ای پیدا کنم بروید از جای دیگر بخرید . آنجا بود که متوجه شدم یکی از علتهای اینکه نمیتوانم خانه با قیمت مناسب پیدا کنم این هست که آژانس های مسکن ، با خانه ها مثل کالای سرمایه ای و وسیله ای برای پول درآوردن رفتار میکنند ، اینها خانه ها را از فروشنده ها میخرند و نزد خود نگه میدارند و مدام با آن خانه ها خرید و فروش میکنند و اگر سرمایه ی کافی نداشته باشند به خریداران خانه چنین پیشنهادهایی میدهند که با پول آنها ، خرید و فروش خانه بکنند .
سال گذشته که میخواستم خانه ام را بفروشم دیدم بنگاهی به دوستان بنگاهی دیگر زنگ میزند و میگوید فلان زمین و خانه را به قیمت کاسبی دارد بیایند روی آن کار کنند تا بفروشند و سودش را بین خود تقسیم کنند . حالا قیمت کاسبی چی هست ؟ یک ملک و خانه را به قیمت عرف و حتی زیر قیمت از فروشنده ای پول لازم میخرد ولی آن را به مصرف کننده نمیدهد بلکه خودش و سایر دوستان بنگاهی او روی فروش آن خانه کار میکنند و گران میفروشند و سود حاصله را بین خود تقسیم میکنند . برای همین من مصرف کننده هر چه میگردم خانه به قیمت مناسب پیدا نمیکنم چون بنگاهی ها نمیگذارند آن خانه به قیمت مناسب به دست خریدار برسد حتی به فروشنده میگویند شما میخواهی خانه ات را به چه قیمت برایت بفروشیم ؟ فروشنده مثلا میگوید 5 میلیارد . بنگاهی میگوید من این را هر قیمت که توانستم بفروشم پول شما را میدهم و باقیش برای من هست . آن فروشنده هم اگر پول لازم باشد قبول میکند چون میخواهد زودتر به پولش برسد و نمیتواند صبر کند و ماه ها خانه اش خالی بماند تا به فروش رود پس قبول میکند و بنگاهی آن خانه را مثلا پنج میلیارد و هفتصد میفروشد و به فروشنده 5 میلیارد میدهد و هفتصد میلیون را خودش برمیدارد . یعنی خریدار یک پول اضافه فقط به بنگاهی میدهد که البته خودش در جریان نیست و به این صورت خانه ها گران میشود و قدرت خرید مردم کم میشود چون دست این واسطه ها و دلالان در میان است و آنها نمیگذارند خانه ای به قیمت مناسب به دست مصرف کننده برسد . بنگاهی حتی در گرفتن کمسیون بنگاه هم زورگویی میکند و از قبل میگوید خانه برایت میخرم یا میفروشم اما کمسیون من سه درصد هست 5 درصد هست نه یک درصد که همه میگیرند و نه نیم درصد که نرخ اتحادیه املاک هست . و خریدار و فروشنده را که الزام دارند زودتر خانه ای بخرند یا بفروشند را مجبور میکنند در ازای کار آنها چند برابر کمسیون بدهد و اگر خریدار را ساده و بی تجربه ببینند که در قرارداد پول کمسیون بنگاه را جلو جلو از طرف میگیرند و اسم آن را میگذارند بیع معامله که برای خریدار یا فروشنده مبهم باشد و نمی نویسند کمسیون بنگاه . بعد در قرارداد می نویسند بیع معامله توسط خریدار یا فروشنده ابتدا به بنگاه داده میشود و بعدا در آخر معامله با او تسویه حساب میشود . که خریدار یا فروشنده فکر میکنند در آخر کار آن پول جزو قیمت خانه محاسبه میشود اما می بینند که نه ، بنگاهی آن پول را بعنوان کمسیون بنگاه حساب کرده و دیگر پس نمیدهد و اگر هم به زور بخواهند از او بگیرند که باید کلی جرو بحث کنند و دعوا و مرافعه که دیگر کسی حس و حال این ماجراها را ندارد و قید پولش را میزند .
در یک سایتی خواندم که در امریکا اجازه نمیدهند با مسکن بعنوان کالای سرمایه ای رفتار شود و باعث گرانی آن شوند . در آن سایت نوشته بود :
قیمت مسکن در ایران ، یکی از دلایل رکود بازار است که ارتباط مستقیمی با قدرت خرید مردم دارد و این در شرایطی است که با قیمت یک خانه در تهران میشود حتی دو الی سه خانه در مناطق مرفه نشین آمریکا خریداری کرد .
کاربری در پاسخ به این مطلب نوشته بود : علتش این است که در آمریکا ملک کالای سرمایه ای حساب نمیشود و برای افزایش سرمایه یا کسب درآمد از آن استفاده نمیشود اما در ایران در یک زمانی که مردم پول نقد داشتند ، دولت وقت آن زمان ، پول مردم را سمت ملک برد و با افزایش قیمت مسکن و اجاره بها ، عده ای فهمیدند از این راه بدون زحمت میشود کسب درآمد کرد مالیاتی هم پرداخت نمیکنند . تا وقتی که آپارتمان و زمین و ملک در ایران بعنوان کالای سرمایه ای استفاده میشود باید چنین انتظاراتی داشت که قیمت آپارتمان صد متری از یک ویلا در ساحل آمریکا قیمت بالاتری داشته باشد .
در یک مقطع دیگر دولت وقت آمد خانه های مسکن مهر را استارت زد تا مردم با بودجه کم صاحب خانه شوند اما متاسفانه در همان زمان که آن دولت بر سر کار بود اغلب پیمانکاران مسکن مهر شروع کردند به سوء استفاده کردن و با پولهایی که از مردم گرفته بودند اقدام کردند به خرید و فروش ملک برای خودشان که در اخیار تلویزیون همان زمان دیدم در پروژه مسکن مهر 16 منطقه ی ده ، یک پیمانکار بنام مهدی جهانگیر ، با پولهای مردم برای خودش خانه و ویلای شخصی در بالا شهر تهران و چند نقطه ی دیگر شهرهای اطراف تهران و ویلاهایی در شهرهای شمالی خریده بود و ماشین آخرین سیستم که در مصاحبه با بیست و سی گفته بود همسرم مرا وادار کرد با پول مردم برای خودمان سرمایه گذاری کنیم و این چیزها را بخریم . با دیدن همسر او شناختم که همان منشی دفترش بود که به هر کلکی میخواست ما را از لیست حذف کند حتی وقت گند کارشان در آمد و مردم رفتند از آنها شکایت کردند این منشی که نمیدانستم همسر پیمانکار هست وقتی ما زنگ میزدیم سراغ کار را بگیریم میخواست بداند آیا ما مدارک واریز پول داریم ؟ یا همه را به دفتر دادیم . می پرسید شما فیش های واریزی را دارید ؟ میگفتیم نه همه را به دفتر دادیم . خیالش راحت میشد و میفرستاد دنبال نخود سیاه که برو بعدا بهت خبر میدیم کی بیایید . البته شکایت مردم سالها در دادگاه های کیفری و تجدید نظر آن رمان خاک خورد و خبری از رسیدگی نبود ، مثلا بعد از دو سال وکلای متهم با ما تماس تلفنی گرفتند و گفتند بیایید دادگاه رضایت بدهید و پولتان را پس بگیرید که رفتیم دیدیم یک برگه ی سفید بما دادند که زیر آن امضا کنیم گفتیم این که سفید هست چی را امضا کنیم گفتند بعدا خودمان متن آن را می نویسیم اگر این را امضا نکنید خبری از پولتان نیست که من کنار امضای خودم نوشتم در صورتیکه پول ما کامل به ما بازگردانده شود رضایت میدهم و این را امضا کردم در غیر اینصورت رضایت نمیدهم که آن هم اشتباه بود نباید امضا میکردم چون ما را فریب دادند و به کارمندی که پشت کامپیوتر نشسته بود رشوه ای داده بودند که وقتی من از او پرسیدم ایا این اقا واقعا پولهای ما را برگردانده او گفت بله . اما بعدها فهمیدم آنچه که نشان من داد صوری بود و واقعیتی نداشت . در مراجعه ی بعدی به دادگاه ، کارمند شعبه گفت یک پولی از متهم گرفتند اما نه همه ی پول را و بعدا بین شما تقسیم میشود اما در حد وعده بود و خبری از تقسیم پول نشد ، حتی خود متهم را در همان روزی که ما را خواسته بودند تا رضایت دهیم ، دیدم و گفتم چرا پولهای ما را پس نمیدهید گفت پس دادم به مسکن شهر سازی و دست آنها هست شما رضایت بدهید ، که رفتم از مسکن شهر سازی کرج پرسیدم آنها گفتند پولتان دست اداره تعاون هست باید بروید آنجا پیگیر شوید که آنجا هم زنگ زدم کسی جواب درستی نداد ، دست آخر هم پرونده را بدون اطلاع ما و به نفع متهم بستند بدون اینکه پول مردم به آنها بازگردانده شود . بعد مدتها رفتم در سامانه ثناء آن پرونده را نگاه کردم دیدم چند جلسه دادگاه را نوشتند شاکی نیامده و پرونده بسته شد در حالیکه هیچ اطلاع رسانی برای حضور در آن جلسات دادگاه به ما داده نشد که میتوانستند با پیامک از طریق سامانه ثنا به ما اطلاع دهند ، فهمیدم کلا میخواستند پرونده را ببندند که چنین عمل کردند . بعدها در دولت شهید رئیسی ، قضیه مسکن مهر با جدیت دنبال شد و مجبور شدند به مردم واگذار کنند اما به قیمت روز حساب کردند نه آن پولی که بیست سال پیش گرفته بودند که همان را هم پیمانگار قبلی به جیب زده بود و فرار کرده بود و یک گوشه کناری پنهان شده بود که وقتی از کارمند دادگاه پرسیدم چرا چندین سال هست که تکلیف این پرونده مهدی جهانگیر روشن نمیشود گفت گویا متهم فرار کرده به خارج از کشور !
بعد از تحویل مسکن مهر یک نفر در محوطه ی آنجا بود بمن گفت همین واحدهایی که بشما ندادند مهدی جهانگیر به دو برابر قیمت به ما بصورت آزاد فروخت تا زودتر به پول برسد و بلافاصله بعد از فروش از کشور خارج شد . گفتم از چه طریقی اطلاع پیدا کردید که پیمانکاری که پرونده دادگاه دارد و تکلیف پولهای مردم را مشخص نکرده ، نه پولشان را داده و نه خانه شان را ، دارد خانه ها را میفروشد و رفتید خریدید ؟ گفت از طریق همان اداره مسکن شهرسازی ، یکی از آشنایان من که در آن اداره کار میکرد بمن گفت دارند مسکن مهر را به قیمت مناسب آزاد میفروشند بیا بخر که من رفتم دو واحد خریدم . گفت بنگاهی های این اطراف همه با خبر شدند و هر کدام رفتند چهار تا پنج تا واحدها را خریدند که الان دارند به چند برابر قیمت میفروشند . گفت فقط یک عده که شکایت خود را رسانه ای کرده بودند توانستند به همان قیمتی که ابتدای کار پول داده بودند خانه ی خود را تحویل بگیرند آن هم بدون انشعابات . گفتم شنیدم متهم به ترکیه فرار کرده . گفت نه در همین ایران هست یک گوشه کناری دارد برای خودش زندگی میکند . خلاصه این هست فرجام یک حرکتی که با نیت کمک به خانه دار مردم قشر متوسط جامعه شروع شده بود اما بخاطر ضعف نظارتها و فساد دستگاه قضایی آن زمان ، به نفع پیمانکاران اختلاسگر و دلالان سودجو بازار مسکن تمام شد و الان همین خانه های مسکن مهر با قیمتهای بالا در حال خرید و فروش هست اما بیش از نصف معاملات آن دست کاسبها و دلالان هست که امروز میخرند ماه دیگر میفروشند و هیچوقت مصرف کننده نمیتواند به قیمت واقعی آنها را بخرد و دلالان خانه ی یک و نیم میلیاردی را به دو برابر قیمت میفروشند و همانها عامل گرانی مسکن مهر هستند .
بنام خدا