رسیدن به مقام کُن
نویسنده:حسین پنجشنبه ۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۴ ساعت: ۱۹:۵۵
سلام
میگما
یه دعا بگین
به مقام کن برسیم😁
در پاسخ به پیام یکی از کاربران ، این پست تهیه شده است .
"وَإِذْ تَخْلُقُ مِنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ بِإِذْنِي فَتَنفُخُ فِيهَا فَتَكُونُ طَيْرًا بِإِذْنِي ۖ وَتُبْرِئُ الْأَكْمَهَ وَالْأَبْرَصَ بِإِذْنِي ۖ وَإِذْ تُخْرِجُ الْمَوْتَىٰ بِإِذْنِي"
" و به هنگامي كه به اذن من از گل پرنده خلق مي كردي پس در آن مي دميدي ، پس به اذن من پرنده مي شد و نابينا و پيس را به اذن من شفا مي بخشيدي و مردگان را به اذن من زنده مي كردي "
در حديث قدسي آمده است : " یابن آدم خلقتک للبقاء وانا حي لا اموت اطعنی فیما امرتک وانته عما نهیتک اجعلک مثلی حیاً لا تموت . وورد عن النبی ص فی صفة اهل الجنة انه یاتی الیهم الملک فاذا دخل علیهم ناولهم کتاباً من عند الله بعد ان یسلم علیهم من الله فاذن فی الکتاب من الحی القیوم الذی لا یموت الی الحی القیوم الذی لا یموت واما بعد فانی اقول للشیء کن فیکون وقد جعلتک الیوم تقول لشیء کن فیکون " يعني خداي عز و جل فرمود اي فرزند آدم تو را براي بقا خلق كردم و من زنده اي هستم كه نمي ميرم ، مرا در آنچه فرمان دادم فرمان بر ، و از آنچه تو را نهي كردم منتهي شو تا تو را همانند خويش زنده اي قرار دهم كه نمي ميرد ، من آنم كه وقتي به چيزي مي گويم بشو پس مي شود ، در آنچه تو را فرمان دادم فرمان ببر تو را همانند خويش مي كنم وقتي به چيزي بگويي بشو پس بشود . "
عارف از اين مقام به " مقام كن " تعبير مي كند ، پس هركس صاحب مقام كن گرديد به امر وي " كن " هرچه را بخواهد باذن الله انجام مي دهد. صاحب مقام كن صاحبان همت ، بلكه صاحب الامر است و آن بالاتر از رتبه ي صاحب همت مي باشد. انساني كه صاحب همت و اراده گرديد و واجد مقام كن شد ولايت تكويني دارد .
یکی از مقامات انسانی، «مُتِاَلِّه» (خدایی شدن) است. انسانها از این ظرفیت وجودی برخوردارند که در یک فرآیندی با عبودیت خود به مقام ربوبیت برسند؛ زیرا عبودیت در انسان همان ربوبیت است؛ چنان که از امام صادق(ع) روایت شده است که آن حضرت فرمود: «العبودیه جوهره کنهها الربوبیه »؛ باطن و گوهر عبودیت همان ربوبیت است.» (مصباح الشریعه) از آن جایی که رسیدن به ربوبیت از طریق عبودیت، گذر از منزل الوهیت است، انسان باید ازطریق عبودیت و فنا در ذات الهی به جایی برسد که مثل خداوند شود که از آن به «متاله شدن» تعبیر میشود. البته برای بسیاری از مردم مثل ومانند خداشدن و متاله گشتن، مفهومی باطل یا محال مینماید، ولی از آیه 72سوره روم به دست میآید که برای خداوند مثل و همانندی است. از این رو میفرماید: «له المثل الاعلی؛ آن ذات یکتا را در آسمان و زمین مثال عالی تر است.» البته این بدان معنا نیست که برای خداوند شریک است، بلکه به معنای آن است که خداوند آفریده ای دارد که برخلاف خودش غنی بالذات نیست و با آن که از فقر ذاتی برخوردار میباشد، ولی در چنان جایگاهی قرارگرفته است که مظهر تام وتمام خداوندی است. از این مظهر تام و تمام خداوندی، گاه به حقیقت محمد(ص) یاد میشود. برای حقیقت محمدی(ص) براساس آیه 11 سوره شوری، همانندی نیست؛ زیرا خداوند در این آیه میفرماید: «لیس کمثله شیء؛ هیچ مثل و مانندی برای خداوند نیست»؛ زیرا حقیقت محمدی(ص) صادر نخست است و هرگز برای صادر نخست، همانند و مثلی نیست. ناگفته نماند که مثل به معنای مظهریت تمام و کمال است. صادر نخست و حقیقت محمدی(ص) مظهریت تمام با خداوند دارد، از این رو وی را «مثل اعلی» برای خداوند نیز میگویند، اما در میان آفریده های هستی، برای صادر نخست نمی توان، مظهر تمام و کمالی یافت و اگر در برخی از روایات، اهل بیت عصمت و طهارت(ع) براساس آیه 16 سوره آل عمران، همانند حقیقت محمدی دانسته شده اند، از این روست که آنان در آن مقام فنا قراردارند و میان آنان امر فراتر از اتحاد به وحدت نوری و وجودی رسیده است، چنان که پیامبر(ص) خود به این مطلب در روایتی اشاره داشته و میفرماید: انا و علی من نور واحد.
حقیقت محمدی
هر چند که کسی را نرسد تا در مقام حقیقت محمدی(ص) مظهریت خداوندی شود و مثل و مانند خداوند گردد؛ ولی برای انسانها این ظرفیت فراهم است تا مراتب عالی را همانند با حقیقت محمدی به دست آورند و حتی خود را به چیزی در محدوده «المثل الاعلی» نسبت به حقیقت محمدی(ص) برسانند. از این رو خداوند از مردم میخواهد تا با سرمشق قرار دادن حضرت محمد(ص)، مسیر متاله شدن خود را به مقصد و پایانی چون آن حضرت (ص) قرار دهند و ربوبیت محمدی(ص) را مقصد و منتهای سیر خود بدانند تا به عنوان مظهر تمام حقیقت محمدی، درمقام «المثل الاعلی محمدی» قرار گیرند. براین اساس فرمان است تا انسان مقصد و فرجام منتهی سیر خویش را «و ان الی ربک المنتهی» (نجم، آیه24) قرار دهد؛ چرا که بازگشت واقعی و سالم و درست بشر تنها از این مقام شدنی است. «ان الی ربک الرجعی» «والیه المصیر» (مائده آیه 81 و علق، آیه8) به سخن دیگر، منتها و غایت سیر انسان های دیگر غیر از حقیقت محمدی(ص)، دستیابی به خدای محمدی(ص) است. کسی که به این مقام دست یافت و مظهر حقیقت محمدی(ص) شد، میتوان او را متاله نامید که از ربوبیت آن مقام بهرهمند خواهدشد ومی تواند تصرفات ربوبیتی خود را در ماسوی انجام دهد. همین مقام مظهریت حقیقت محمد(ص) است که در حدیث قدسی به عنوان مطلوب سیر آدمی معرفی شده است. خداوند در حدیث قدسی خطاب به انسانها میفرماید: عبدی اطعنی حتی اجعلک مثلی انا حی لااموت اجعلک حیا لاتموت و انا اقول للاشیاء کن فیکون و انت تقول للاشیاء کن فیکون؛ ای بنده من؛ مرا فرمان بر تا تو را همانند خود سازم. من حی نامیرایی هستم و تو را نیز زنده نامیرا میسازم. من به هرچیزی فرمان دهم خواهدشد، تو را نیز چنان میکنم که به هرچه فرمان دهی انجام پذیرد.
بنابراین، هر انسانی میتواند به همانندی در مقامی از مقامات به عنوان مظهری از مظاهر حقیقت محمدی(ص) برسد و در کائنات تصرف نماید. برای دستیابی به این مقام نیز تنها راه اطاعت، به عنوان راه مستقیم و راست و درست معرفی شده است. این راه راست از صراط مستقیم محمدی و اطاعت و ولایت او میگذرد؛ زیرا تنها انسانی میتواند محبوب خداوند شود که خود را به حقیقت محمدی برساند و خشنودی و رضایت آن حضرت(ص) را از طریق ولایت وی به دست آورد: (آل عمران، آیه 13) حدیث قدسی «قرب النوافل» همین معنا را به شکلی دیگر بیان کرده است. خداوند در آن جا میفرماید: ان العبد یتقرب الی بالنوافل حتی کنت سمعه الذی یسمع به و بصره الذی یبصر به ویده الذی یبطش به؛ بنده با انجام نوافل به من نزدیک میشود تا من گوش او میشوم که با آن میشنود و دیده اش میشوم که با آن میبیند و دستش میشوم که با آن عمل میکند.
این همان مقام فنایی است که در مراتب عالی تر به شکل فنای مطلق در حقیقت محمدی(ص) تجلی مییابد؛ چنان که حقیقت محمدی(ص) خود فانی در ذات الهی است. (انفال، آیه 71) بندهای که به مظهریت مقام محمدی(ص) و متاله و خدایی شدن در این مرتبه دست یافته باشد، «بسم الله» او به معنای «کن» الهی میشود. از این رو اهل معرفت میگویند: بسم الله الرحمن الرحیم من العبد بمنزله کن من المولی؛ همان طوری که خداوند سبحان با «کن» هر کاری بخواهد انجام میدهد، عبداللهی که متاله شده و خدایی گشته، بسم الله وی همان کار را انجام میدهد. به بسم الله الرحمن الرحیم است که عارف در مقام «کن» مقیم استخداوند در آیه 742 سوره آل عمران میفرماید: هنگامی که امری قطعی شد خداوند به آن میگوید «باش» پس میشود. هم چنین در آیه 38 سوره یس میفرماید: امر الهی این است که هر گاه اراده چیزی کند، به آن میگوید «باش» پس میشود. بنابراین کسی که در مقام «کن» قرار گرفته است، «بسم الله الرحمن الرحیم» وی این گونه موجب ایجاد چیزها میشود و میتواند در جهان و کائنات تصرف کند. خداوند درباره حضرت نوح(ع) میفرماید که وی کشتی را در طوفان عظیم با «بسمله» به حرکت درمی آورد و لنگر میانداخت: بسم الله مجراها و مرسیها (هود، آیه 14) اصولاکسی که خدایی و متاله شده باشد، افزون بر خالقیت و آفریدگاری، در مقام مظهریت میتواند به ربوبیت و پروردگاری نیز بپردازد و مدیریت آن چیز را نیز به دست آورد. این مقام مظهریت و جواز تصرفات در کائنات در آیات قرآنی به عنوان «اذن» از آن یاد شده است. به این معنا که هر که در جهان در مقام خالقیت و یا ربوبیت قرار گیرد میبایست، متاله و مظهر الهی باشد و هرگاه این گونه شد در حقیقت از سوی خداوند ماذون است. از این رو در تمامی معجزات به ویژه خلق موجوداتی چون پرنده یا احیای مردگان و مانند آن سخن از اذن الهی است که یک اذن تکوینی به سبب متاله و خدایی شدن است؛ زیرا کسی که مظهر خداوندگاری خداوند است، مظهر همه اسمای الهی از جمله خالق و محی بودن او نیز میباشد. خداوند در آیه 94 سوره آل عمران اززبان عیسی بن مریم(ع) میفرماید: «من از گل برای شما چیزی به شکل پرنده میسازم، آن گاه در آن میدمم، پس به اذن خدا پرنده ای میشود و به اذن خدا نابینای مادرزاد و پیس را بهبود میبخشم و مردگان را زنده میکنم.»
کرامات اولیای الهی، مظهریت مقام کن
کرامت که به معنای ظهور و بروز امر خارق عادت است، بیانگر مظهریت اولیای الهی در «مقام کن» است. این افراد با عبودیت توانستهاند متاله شده و افزون بر رنگ خدایی و «صبغه الله» (بقره، آیه 831) از گوهر این خدایی شدن بهره مند شوند.
فیض روح القدس
اولیای الهی همان گونه که در هنگام زندگی در دنیا از قدرت ایجاد و تصرف برخوردارند، پس از مرگ نیز دارای این قدرت میباشند بلکه حتی میتوان گفت که در این زمان قدرت ایشان نیز افزون تر میشود؛ زیرا موانع مادی، دیگر وجود ندارد. هر چند که برای متالهین و ربانیین موانع مادی و جسمی معنا و مفهومی ندارد. بنابراین، زیارت قبور ایشان برای ارتباط گیری و درخواست تصرفات جایز است؛ زیرا انکار قدرت تصرف ایشان در عالم برزخ گاه به معنای انکار عالم برزخ و گاه به معنای انکار حکم الهی درباره زنده بودن آنان است. خداوند به صراحت در آیاتی چند از جمله 961 سوره آل عمران از زنده بودن شهیدان و بهره مندی آنان از رزق الهی سخن به میان آورده است. بنابراین، مراجعه به قبور اولیای الهی و درخواست حاجات و تصرف در کائنات به معنای ایجاد ارتباط با عالم برزخ و بهره مندی از انفاس قدسی ایشان است که در عالم برزخ زیست میکنند. حضور در سر قبر برای این است که قبر تعلق به این اولیاء دارد و ایشان نیز به قبور خویش عنایت دارند، از این رو میتوان ارتباط با عالم برزخ و اولیای حاضر در آن جا را این گونه برقرار کرد و از انفاس قدسی ایشان بهره برد.
لسان الغیب حافظ شیرازی عارف بی بدیل میسراید:
فیض روح القدس ارباز مدد فرماید
دیگران هم بکنند آنچه مسیحا میکرد
بنام خدا