بنام خدا

با سلام

یکی از اقوام ما رفته بود جزیزه قشم ، میگفت دیگه زنها با تاپ و دامن و لباس ساحلی رکابی می آیند توی پاساژها و لب ساحل که تازه هنوز فصل بهار هست پس فردا که تابستان بشه یحتمل اقدام به شلوارک کوتاه پوشیدن هم بکنند که با به اشتراک گذاشتن عکسهایشان در فضای مجازی ، ترویج دهنده ی بی حجابی بیشتر در سایر شهرهای ایران میشوند

باید با بی حجابی بصورت جدی و قانونی برخورد بشود در غیر اینصورت کار به جاهای باریک بی حجابی میکشد و دیگر جمع کردن ولنگاران بی حجاب سخت میشود چون قبح کار را در چشم مردم از بین بردند و آن را عادی کردند اما اثرات مخرب آن هیچوقت عادی نمیشود جوانانی که امکان دست یابی به ازدواج و زن را ندارند تحریکاتشان را چگونه پاسخ دهند و متاهلینی که با دیدن زنان بی حجابی نسبت به همسر خود سرد و بی وفا میشوند و کانون خانواده هایی که از هم می پاشد و تاثیر سمی بی حجابی بر سایر زنان جامعه که در قید همون حجاب حداقلی هستند اما وقتی ببینند چشم شوهرشان دنبال بی حجابها می دود احتمال زیاد هست که آنها هم اقدام به بی حجاب شدن کنند تا از زنان بی حجاب کم نیاورند و به این ترتیب انقدری نمیگذرد که کل جامعه زنان و دختران بی حجاب میشوند و باحجابها در اقلیت قرار میگیرند که مثل زمان شاه به آنها به چشم اُمُل عقب مانده نگریسته شود و هر جا میروند مورد بی مهری قرار بگیرند ، من یادم هست اوایل انقلاب ، خواهرم دنبال کار میگشت و در روزنامه چند تا کار پیدا کرده بود و برای مصاحبه به آدرس آنها رفته بود ، میگفت اغلب این آدرس ها در بالای شهر یا مرکز شهر هستند و به ندرت در پایین شهر اگهی استخدام کارمند دفتری و منشی پیدا شود ، و آنهایی که در بالا شهر قرار داشتند انتظارشان از کارمند دفتری و منشی فراتر از شرح وظایف اداری آنها هست و توقع دارند علاوه بر کار خود ، خدمات جانبی مثل چای آوردن و نظافت و حتی فراتر از آن را برای مدیر عامل انجام دهند ، که وقتی به یکی از این آدرسهای بالاشهر مراجعه کرده ، در همان بدو ورود تا دیدند روسری بر سر دارد با کمال وقاحت عذر او را خواسته بودند و گفته بودند که نیر و گرفتیم یا اشتباه شده ما آگهی ندادیم . در حالیکه در اتاق انتظار چندین زن و دختر بی حجاب به انتظار مصاحبه نشسته بودند .

بعد از یکی دو سال که بی حجابی پنجاه ساله را از سطح جامعه جمع میکنند و آن را مهار و قانونمند میکنند ، زنان و دختران با حجاب در جامعه جایگاه خوبی پیدا میکنند و دیگر کسبه و مغازه دارها و ادارات آنها را تحویل میگیرند و به چشم یک قدرت به آنها نگاه میکنند نه مثل زمان شاه به چشم یک قشر عقب مانده ی ضعیف و هر جا میرفتند مورد احترام بودند طوری که حتی زنان و دختران بی حجاب برای اینکه کارشان در ادارات راه بیفتند ، چادر به سر میکردند میرفتند به آن اداره . اما متاسفانه بعد 44 سال ، تهاجم فرهنگی بیگانه با تلاش مستمر چند ساله در جهت زدودن حجاب ، به نتیجه ای که میخواستند رسید و زنان بی حجاب دارند تبدیل به قدرت میشوند که مصیبت هست برای جامعه ی ما چون قدرت آنها مساوی هست با تحقیر و تضعیف زنان با حجاب و اینگونه نیست که مثل کشورهای عربی و ترکیه به هر دو قشر احترام گذاشته شود . در ایران هر وقت وزنه ی این سمت ترازو بالا رفت ، وزنه سمت دیگر پایین میرود و هیچوقت در حالت تعادل قرار نمیگیرد به این دلیل باید حتما با بی حجابی در ایران مقابله شود و زنها را در حالت تعادل و موازنه قرار دهند که یک قشر بی حجاب ایجاد نشود که به قشر با حجاب با نمایش تن و بدن و لباس و آرایش خود ، فخر فروشی کند و به قشری که طبق حکم شریعت حجاب را برگزیده و خود را پوشانده ، به دیده تحقیر نگاه شود به چشم کسی که تن و بدن و لباس زیبا ندارد و به این خاطر خود را پوشانده اند . همون نگاهی که زمان شاه به زنان با حجاب میشد و زنان بی حجاب به آنها تفاخر میکردند و همین تفاخر موجب میشد زنان بعضا زنان با حجاب برای اینکه از آن زنان کم نیاورند و یا شوهرشان را حفظ کنند ، اقدام به بی حجابی کنند و این اشاعه و تعلیم بی حجابی در جامعه هست که ضرورت مقابله با بی حجابی را آشکار میسازد .