فواید خواندن سوره توحید
فواید خواندن سوره توحید از رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل شده است که فرمودند: «هر کس که قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ را هنگام خواب سه مرتبه بخواند، خداوند پنجاه هزار ملک را بر او موکّل مینماید تا در آن شب حراستش کنند».(الکافی، ج 2، ص 620)امام کاظم علیه السّلام از پدرش امام صادق علیه السّلام روایت نموده که امام علی علیه السّلام فرمود: «هر که نماز صبح را به جا آورد و پس آنگاه سوره توحید را یازده بار تلاوت کند، در آن روز گناهی مرتکب نشود هر چند شیطان بخواهد.»(مجلسی، بحارالأنوار، ج 83 ص 135)
امام صادق علیه السّلام از پدرش روایت نموده که پیامبر خدا صلّی اللَّه علیه و آله بر جنازه سعد بن معاذ نماز گزارد و فرمود: «به راستی، نود هزار فرشته بر او نماز گزاردند که جبرئیل نیز در میان آنان بود. از جبرئیل علیه السّلام پرسیدم که او از چه رو استحقاق نماز شما را یافت؟ جبرئیل علیه السّلام گفت: از آن رو که در حال ایستاده و نشسته و سواره و پیاده و در حال رفت و آمد، سوره توحید را تلاوت میکرد.»(ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، ترجمه حسن زاده، صفحه 295)
مرحوم میرزا اسماعیل اربابی(ره) نقل می فرمودند: در ایام محرم صبح ها برنامه داشتیم. یک روز صبح دو جوان وارد تکیه شدند خیلی شاد! و حالشان مناسب مجلس نبود. من خودم را خوردم و به احترام اباعبد الله (ع) هیچ نگفتم. گذشت... فردا صبح دیدم آن دو جوان با سر و وضع محزون وارد تکیه شدند! و تا آخر اشک ریختند. مجلس که تمام شد سراغشان رفتم و پرسیدم: دیروزتان را دیدم و امروزتان را هم دیدم!! داستان چه بود؟ دو جوان گفتند: دیروز ما پس از مجلس رفتیم مدرسه و سپس خانه. شب که خوابیدیم هر دو این خواب را دیدیم که حضرت حسین (ع) دارند اسامی نوکران دستگاهشان را می فرمایند و آقا ابالفضل (ع) یادداشت می نمایند. به ما که رسیدند فرمودند این دو را هم بنویس. آقا ابالفضل (ع) گفتند اینان که کاری نکردند. حضرت فرمودند: چرا! وقتی داشتند بیرون می رفتند هر کدامشان یک استکان از جلوی پای مردم برداشتند. پس اسم این دو را هم بنویس.
احترام به والدین آیت الله محمدرضا بروجردی نقل کردند که :پدر آقای مشکور در عالم خواب می بیند به حرم امام حسین علیه السلام مشرف شده است و همه مردمی که آنجا به زیارت مشغول هستند – به جز چند نفر – به صورت حیوانات دیده می شوند.در همان حال نیز مشاهده می کند که جوانی به حرم وارد شده و گفت: السلام علیک یا ابا عبدالله(ع)و از آن حضرت جواب شنید :و علیک السلام احسنت.آقای مشکور می گوید:که از خواب بیدار شده و به حرم مشرف شدم، منظره حرم را همان طور که درخواب دیده بودم، مشاهده کردم، البته همه به صورت انسان بودند اما افراد همان افرادی بودند که در خواب آنها را مشاهده نموده بودم.چیزی نگذشت که ناگهان دیدم همان جوان نیز آمده و سلام داد ولی من جواب سلام حضرت را نشنیدم.سراغ جوان رفته و جریان خوابم را به او گفتم.جواب داد: برای او مهم نیست.گفتم: چطور این خواب برای شما مهم نیست؟گفت: من جواب آن حضرت را شنیدم.گفتم: شما چه کردی؟جواب داد:من هر شب جمعه به زیارت حضرت می آیم و هر بار پدر یا مادرم را به حرم می آورم.یکبار پدر و مادرم هر دو با هم گفتند ما را ببر.در بین راه پدرم به زمین خورد و از راه رفتن عاجز شد.ولی باز ازمن خواست که او را به حرم ببرم. من او را روی دوش خودم قرار داده و به حرم بردم؛ لذا حضرت حواب من را دادند و مرا تحسین کردن
بنام خدا