دعا برای رفع  بیماری و فقر

مردی از یاران پیامبر صلی الله علیه و آله هر روز به دیدار آن حضرت می رسید. چند روزی نتوانست به نزد رسول خدا (ص) برود٬ وقتی به حضور آن حضرت رسید٬ حضرت از او پرسیدند: چه چیزی باعث شد که چند روزی دیر نزد ما بیایی؟ مرد پاسخ داد: بیماری و فقر. حضرت فرمودند: آیا به تو دعایی یاد نداده ام که هرگاه بخوانی بیماری و فقر را از تو زائل کند؟ ... این دعا را بخوان:

لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللهِ الْعَلِیِّ الْعَظیمِ تَوَکَّلْتُ عَلَی الْحَیِّ الَّذی لایَمُوتُ وَالْحَمْدُلِلّهِ الَّذی لَمْ یَتَّخِذْ صاحِبَةً وَ لا وَلَداً وَ لَمْ یَکُنْ لَهُ شَریکٌ فِی الْمُلْکِ وَ لَمْ یَکُنْ لَهُ وَلِیٌّ مِنَ الذُّلِّ وَ کَبِّرْهُ تَکْبیراً

آن شخص به خواندن این دعا مداومت نمود٬ پس از مدتی نزد حضرت آمد و گفت: خداوند بیماری و فقر را از من برد.  اصول کافی جلد

 

شفای هر بیماری :

مرحوم محدث نوری می گوید : از پیامبر اکرم برای شفای هر بیماری این عمل نقل شده است در ظرفی تمیز با زعفران نوشته شود سپس شسته و آشامیده گردد کلمات این استاعوذ بکلمات الله التامات و اسمائه ( الحسنی ) کلها عامة من شر السامة و الهامةو ( من شر ) العین الامة و من شر حاسد اذا حسدسپس سوره حمد و توحید و فلق و ناس و آیات زیر :بقره ۱۶۳ - بقره ۲۵۵ تا ۲۵۷ - بقره ۲۸۵ده آیه اول سوره آل عمران و ده آیه آخر ان نیز که از ان فی خلق السموات و الارض میباشد و نیز اول آیه سوره نساءدستور دیگری نیز در ذیل آن امده است که به این صورت است :( با دستور بالا فرق می کند )اول ایه از سوره مائده و اول ایه از سوره انعام نوشته و اول ایه از سوره اعراف و آیه ۵۴ سوره اعرافو ایه ۸۱ سوره یونس و آیه ۶۹ سوره طه و ده آیه اول از سوره صافات تمامی نوشته سپس سهمرتبه شسته و وضوی نماز گرفته و سه مرتبه از آن آشامیده شود و صورت و تمامی بدن با آن آبمسح شود سپس دو رکعت نماز خوانده و از خداوند طلب شفا کند این عمل را سه روز انجام دهد
حسان می گوید این عمل مجرب است .
  

 
  
الشافى: یعنى شفا دهنده امراض و جبران و رفع کننده آن ها به عظیم جزاء ، این نام بر هر دوائى ، بعدد مکتوبه اش که 391 است خوانده شود البته باعث صحت مریض گردد. مداومتش موجب شفاى امراض ظاهر و باطن است.
 

 

درمان بیماری ها و همچنین امراض سخت و صعب العلاج

امام رضا (ع) فرمود : هر کس را مرضی سخت و صعب العلاج باشد نام الهی « یا واحد » را هر روز هزار و یک بار گوید و ورد زبانش گرداند از آن مرض شفا پیدا خواهد کرد.

 

در مهج الدعوات ٬ سید بن طاووس از سعید بن ابی فتح قمی نقل کرده است که : مرا مرضی عظیم بود که طبیبان از علاج آن عاجز بودند به این دعا ( دعای ذیل ) عمل کرده شفا یافتم .

از حضرت امام صادق (ع) روایت است که پیامبر فرمود : هر که را مرضی باشد ٬ بعد از نماز صبح چهل بار بگوید و دست بر آن جا که علت باشد بمالد از آن صحت یابد :

بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین حسبنا الله و نعم الوکیل تبارک الله احسن الخالقین و لا حول    و لا قوه الا بالله العلی العظیم

خواص الآیات

 

از خواص سوره محمد (ص) در روایات آمده است : هر کس این سوره را بنویسد و با هر آب پاکی بشوید و به مریض بدهد ٬ آن مریض شفا پیدا خواهد نمود .

در کتاب مصباح کفعمی آمده است که آیه ۱۳۱ و ۱۳۲ سوره طه را بنویسد و بر بیمارببندد ٬بیمار شفا یابد :

رزق ربک عینیک الی ما متعنا به ازواجاْ منهم زهرة الحیوة الدنیا لنفتنهم فیه و رزق ربک خیر و ابقی و امر اهلک بالصلوة و اصطبر علیها لا نسئلک رزقاْ نحن نرزقک و العاقبة للتقوی


  
 

دعا براى برطرف ‏شدن هر درد و مرض :

زکریّا بن آدم - که در خراسان حضرت امام رضا علیه السلام را خدمت مى ‏کرد - گوید:روزى حضرت امام رضا علیه السلام مرا صدا زد و فرمود:اى زکریّا؛ عرض کردم: گوش به فرمان شما هستم اى فرزند رسول خدا.فرمود: براى تمام دردها و بیماریها این دعا را بخوان:یا مُنْزِلَ الشِّفآءِ، وَمُذْهِبَ الدَّآءِ، أَنْزِلْ عَلى وَجَعِیَ الشِّفآءَ.اى نازل‏ کننده شفا؛ و از بین ‏برنده درد؛ بر درد من شفا را نازل فرما.به اذن خداوند تبارک و تعالى عافیت خواهى یافت

منبع : بحارالانوار ج 95 ص 55

 

درمان بیماری های داخلی :از پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه وآله وسلم نقل شده است: اگر سوره لقمان را بنویسند و پس از شستن نوشته، از آب ان بنوشد هر گونه بیماری درونی داشته باشند، از بین خواهد رفت و هر مرد و زنی که خونریزیدر یکی از اندام خود دارد اگر نوشته سوره لقمان را بر آن موضع قرار دهند خونریزی قطع می شود

منبع : تفسیرالبرهان، ج4، ص359

 

از امام صادق علیه السلام نیز روایت شده: اگر سوره لقمان را بنویسند و سپس شسته و از آب آن به مرد وزنی که در درون درد و ناراحتی دارد بنوشانند. عافیت می یابد و از تب ها و هر گونه آزار دهنده و بیماری از اوبرطرف می شودمنبع تفسیرالبرهان، ج4، ص359