احادیث در باره جنیان
وقتی که پیامبر مکرم اسلام (ص) به رسالت برگزیده شد .نه نفر از رؤسای جنیان وقتی کلمات آسمانی قران را از زبان حضرت شنیدند اسلام اوردند و هر یک قوم خود را به قبول دین محمدی (ص) فرا خواندند و سپس قوم خود را به نزد رسول اکرم اوردند و دسته جمعی به شرف اسلام نائل شدند
در کتاب جنات الخلود امده که دونفر از جنیان به حضور پیامبر (ص) امدند و اسلام را برگزیدند و حضرت نیز نام یکی را «عبدالرّحمان» و نام دیگری را «عبدالقادر» گذاشتند . همانطور که گفته شد بعث خاتم نبیّین بر همه ی جن و انس بوده است
وقتی که « بسم الله » گفته میشود اثر بد جن های کافر خنثی میشود و خود را کنار میکشند اما مؤمنان جنیان چون با بشر دشمنی ندارند ، فرار نمیکنند
اهمیت بسم الله هنگام غذا
امام صادق (ع) از رسول گرامي اسلام (ص ) نقل مي كند كه فرمود: «هنگامي كه سفره غذا را
مي گسترانند چهارهزار فرشته بر دور آن جمع مي شوند، اگر بنده بسم الله گفت ، فرشتگان مي گويند: خدا بر شما و غذايتان بركت فرستد و به شيطان خطاب مي كنند كه بيرون رو اي فاسق ! تو را برايشان سلطنتي نيست و اگر بسم الله نگفت ، فرشتگان به شيطان مي گويند: بيا اي فاسق و با اينها غذا بخور». (كافي ، ج ۶، ص ۲۹۲)
حضرت امام علی (ع) فرموده : وقتی که لباس خود را از بدن در میاورید بسم الله بگویید تا جنیان ان را نپوشند و اگر نگویید انرا تا صبح به تن خواهند کرد و حضرت امام زین العابدین (ع) فرموده : گوشت را از استخوانش بطور کامل پاک نکنید که جنیان از ان بهره میبرند و اگر پاک کنید انان چیزی از خانه ی شما خواهند برد و از حضرت امام موسی الکاظم (ع) نقل شده : خوردن سیب برای زهر ، سِحر ، رفع استیلای جنیان و غلبه ی بلغم نافع است و هیچ چیز برای دفع شر جنیان مفید تر از سیب نیست
حضرت امام حسن عسگری(ع) فرموده : روزی حضرت امام موسی بن جعفر (ع) در خدمت پدر بزرگوارشان حضرت امام صادق (ع) بودند که شخصی بنام «اشجع سلمی» وارد شد و قصیده ای را در مدح ان بزرگوار خواند . ان حضرت خواستند انعامی بدهند اما او تقاضا ی دیگری نمود و گفت : مولای من ، گاهی در سفرهایم در بیابانها ی تاریک و وحشتناکی قرار میگیرم که خوف تمام وجودم را میگیرد ، چیزی به من بیاموز تا باعث ارامش قلبم شود . حضرت فرمود : هر گاه از امری ترسیدی ، دست راست خود را بالای سر بگذار و با صدای بلند بگو : اَفَغَیرَ دینِ الله یَبغُونَ وَ لَهُ اَسلَمَ مَن فی السّماواتِ وَ الاَرض طَوعاً وَ کَرهاً وَ اِلیهِ یُرجَعُون ( ایه ی شریفه ی83 سوره ی مبارک آل عمران ) . پس از تعلیم این ایه ، اشجع سلمی میگوید در بیابانی به جنی برخوردم و صدایی شنیدم که میگفت : او را بگیرید !! و منکه خوف کرده بودم فوراْ این ایه ی شریفه را خواندم و شنیدم که صدای دیگری گفت : چگونه او را بگیریم در حالی به قران توسل جسته است ؟!
میگویند جنیان از خادمانِ حضرت سلیمان (ع) بودند و ان حضرت را در کارهایشان یاری میدادند
در حدیثی موثق از حضرت امام صادق (ع) امده که : سگی که تمام مو های بدنش یکدست سیاه رنگ است ، جن است و از حضرت رسول (ص) نقل است که : سگ ها از ضعیفان جن هستند و اگر به شما نزدیک شدند چون نفس های بدی دارند از خودتان دورشان کنید . حضرت امام صادق (ع) فرموده: سگی که یکدست سیاه رنگ است یا سفید رنگ یا سرخ رنگ ، از جنیان است . در حدیثی از ابو حمزه امده است که : در بین راه مکه و مدینه در خدمت امام صادق (ع)بودم که ناگهان دیدم سگ سیاه یکرنگی به ان حضرت نزدیک شد و ایشان رو به سگ کرده و فرمودند : تو را چه میشود که اینچنین دوان دوان میروی ؟ .... و من ناگهان دیدم ان سگ شبیه مرغی شد و پرواز کرد و رفت . از حضرت پرسیدم شما هم دیدید ؟ یعنی این چه بود ؟ حضرت در جواب گفت : ابو حمزه ، نام او «عثم» و پیک جنیان می باشدو میرود که خبر مرگ هشام را به جنیانِ اکناف زمین برساند
جنیان به اشکال مختلف هستند و از جمله شبیه مار ؟! مرد هیزم فروش و امینی بود و ماری را که لابه لای هیزم های خود دیده بود کشته بود . جنیان او را ربودند و به نزد بزرگ قوم خودشون بردندو گفتند ، این مرد ، پسر عمه ی ما را کشته و ما میخواهیم اورا قصاص کنیم . هیزم فروش میگوید کسی را نکشته و نمیداند اینان چه میگویند و من هیزم فروشی بیش نیستم و امروز فقط ماری را که سد راهم شده بود با تبر کشتم ... ناگهان جنیان با خشم فریاد زدند ان مار پسر عمه ی ما بوده و .... در حال جدل بودند که بزرگ جنیان گفت : او را رها کنید و به همان جایی که ربوده بودین باز گردانید چرا که شما نمیتوانید او را قصاص کنید زیرا من از رسول الله (ص) شنیدم که به ما جنیان میفرمود : هر کس از شما در غیر صورت اصلی خود درآید و پس از ان کشته شود هیچ دیه و قصاصی ندارد و چون پسر عمه ی شما خودش را به شکل مار در اورده بود و مار نیز از دشمنان انسان ها محسوب میشود پس او خطایی نکرده و ... مرد هیزم فروش به آن بزرگ جنیان گفت شنیدم از رسول الله (ص) اسم آوردی مگر ایشان را ادراک نموده ای ؟ وی گفت آری من یکی از جنیانی هستم که در پیشگاه مبارک ایشان قرار گرفته و سخنان گوهر بارشان را شنیده ام
تسخیر جن توسط یک نوجوان
عارف کامل شیخ جعفر مجتهدی (ره) حتی در نوجوانی اجنه را تسخیر می کرده و اجنه از ایشان اطاعت می کردند.خود ایشان نقل کرده اند که من در همان آغاز نوجوانی شروع به تهذیب نفس و خود سازی و تقویت اراده نمودم و در قبرستان متروکه ی شهر تبریز که یکی از قبرستانهای بسیار مخوف ایران به شمار می رود و رعب و وحشت عجیبی بعد از استیلای شب به خود می گیرد،قبری حفر نموده و در آن شب را تا به صبح اعمالی که در فکر و ذکر خلاصه می شد سپری می نمودم و چون بسیار دوست داشتم به بینوایان و مستمندان کمک کنم و زندگی آنها را از فقر و تنگدستی نجات بخشم،سعی و تلاش بسیاری می نمودم تا معمای لاینحل کیمیا به دست من حل گردد،لذا قسمتی از سرمایه ی پدری را در این راه صرف نمودم ولی به نتیجه ای نرسیدم اما چون این کوشش من همراه توسلات شدید بود،یک روز هنگامی که مشغول انجام ترکیبات شیمیایی بودم ناگهان سروش آسمانی به من نداء در داد:جعفر!کیمیا،محبت ما اهل بیت است،اگر به دنبال آن هستی قدم بگذار و ثابت باش.با شنیدن آن ندای غیبی هدف و مسیر زندگیم به کلی دگرگون شد و بر آن شدم تا به جای تسخیر جن و انس و ملک و غیره و اکتساب کیمیا و علوم غریبه و کشف نیروهای نامرئی به دنبال حقیقت همیشه جاوید و پاینده یعنی محبت و دوستی ائمه ی اطهار علیه السلام بروم.تا آن روز و قبل از شنیدن آن هاتف غیبی و ندای ملکوتی موفق شده بودم بسیاری از نیروهای طبیعت را تحت فرمان در آورم،به طوری که در هر محفلی حضور داشتم عده ای از جنیان حاضر بودند و دستوراتی که به آنها می دادم اطاعت می کردند.
در آن ایام در یکی از اتاق های طبقه ی فوقانی منزل پدرم در شهر تبریز زندگی می کردم.در آن اتاق ظروف قدیمی زیادی وجود داشت،از جمله دو عدد ظرف مرغی عتیقه ی شبیه به هم و بسیار گران قیمت که در دو طرف آن،آئینه قرار داشت .یک روز که از خانه خارج شده بودم،مادرم برای نظافت و سرو سامان دادن وارد اتاق شده و متوجه می شود که یکی از ظرفهای کنار آینه نیست!او گمان می کند که من آن ظرف را به خاطر تهیه ی مواد شیمیایی جهت بدست آوردن کیمیا فروخته ام.هنگامی که به منزل بازگشتم با لحنی شدید به من گفت:جعفر چرا اسباب منزل را میفروشی؟در جواب گفتم:من چنین کاری نکرده ام.مادرم گفت یکی از ظرفهای کنار آینه نیست!به ایشان گفتم شاید ظرف را در جای دیگری قرار داده باشم،سپس به اتاق رفتم و دیدم که یکی از ظرفها در جای خودش نیست،فهمیدم که ناپدید شدن ظرف توسط اجنه انجام گرفته لذا فورا مامور و موکل مخصوص جنی را احضار کرده و از او پرسیدم کاسه ی مرغی را به کجا برده اید؟او در جواب گفت:اوصاف این یک جفت کاسه ی قدیمی را برای پادشاهمان بیان کرده بودیم و او علاقه ی شدیدی به دیدن آنها پیدا کرد لذا امر کرد یکی از آنها را نزدش ببریم و بعد از مشاهده برگردانیم.به او گفتم یک نماز مستحب دو رکعتی می خوانم اگر تا پایان نماز ظرف در جای خود نباشد شما را به شدت تنبیه کرده و خواهم سوزاند.مشغول نماز شدم در تشهد نظر به طاقچه انداختم و دیدم ظرف در جای خود قرار گرفته است،آنگاه مادرم را صدا کرده و گفتم:که ظرفها که در جای خود می باشد.
فضيلت سوره جن:
در حديثی از امام صادق(ع) آمده است؟هرکس بسيار سوره جن را بخواند هرگز در دنيا چشم زخم جن و جادو و سحر و مکر آنها به او نمی رسد.
در آخرت با حضرت محمد(ص) و اهل بيت او محشور باشد و به عدد هر جن و شيطانی ، بنده آزاد کرده و هر جا اين سوره خوانده شود اجنه از آنجا فرار کنند و اگر صاحب غمی آن را بخواند اندوه او بر طرف گردد.
بنام خدا