˙··•●♥ معجزه قران و ادعیه ♥●•٠·˙

خواص دعاها و آیات قرانی در رفع مشکلات زندگی

درباره من
بسم الله الرحمن الرحیم
دوستانی که میخواهند از مطالب مجربات باقر که در این وبلاگ گذاشتم در وبسایت خود استفاده کنند حتما قید منبع را فراموش نکنند چون اقای باقر نویسنده ی کتاب به این شرط به من اجازه دادند مطالب کتابش را در وبلاگم بگذارم من با کلی زحمت جدولها را با دقت درست کردم و مطالب را تایپ کردم اما امضایی از خودم وسط جدولهایی که درست کردم نزدم تا کلام اضافی به جدول اضافه نشود و روی آن تاثیر منفی نگذارد. پس به حکم انصاف قید کنند که مطلب را از این وبلاگ برداشته اند . متاسفانه این سایت http://persiandoa.com دعاهایی که من از روی کتاب نایاب مجربات باقر تایپ کردم گذاشتم را کپی کرده و بدون ذکر منبع در سایت خود گذاشته و بفروش میرساند قدر مسلم چون ذکر منبع نکرده و نویسنده ی کتاب راضی نیست و نیز رضایت مرا که زحمت درست کردن جدول ها و تایپ مطالب کتاب را کشیدم ٬ نگرفته ٬ دعاهایی که می فروشد ٬ برای خریدارش بی نتیجه خواهد بود و سودی هم نصیب سایت مذکور نخواهد کرد و جز به ضرر هزینه نخواهد شد


˙·٠•●الله●•٠·˙

دعاها را باید طبق جدول ساعات دعا نوشتن ٬ بنویسید که این جدول را در گوگل داخل وبلاگ جستجو کنید پیدا میکنید ٬ یا دعای تبدیل ساعت نحس به سعد را بخوانید بعد دعا را بنویسید
علاوه بر این ٬ برای خواندن و نوشتن دعا باید ابتدا اصراف عُمّار انجام دهید یعنی عوامل مزاحم اعمال روحانی را از اطراف خود دور کنید ٫ دستور اصراف عمار هم در وبلاگ هست ٬ دعاها را با محلول روحانی یعنی زعفران و گلاب بنویسید

˙·٠•●الله●•٠·˙
اگر میخواهید از این دعاها نتیجه بگیرید چند نکته را رعایت کنید :
معصوم می‌فرماید « اِحفِظ آدابَ الدُّعاء فَاِن لَم تأَتِ بِشَرطِ الدُّعاء فَلا تنَنتَظِرُ الاِجابَة »
یعنی آداب دعا را محافظت کن و الا منتظر اجابت‌ دعا نباش.
ابتدا فکر خود را بکار بندازید که چطور میشود از آن مشکل با راه حل درست و منطقی خارج شد
سپس با دعا و استمداد طلبیدن از خدا و توکل به او و توسل به معصومین ع به حل مشکل خود کمک نمایید
همانطور که در امور دنیایی وقتی کار شما دست دیگری هست سعی میکنید یک آشنای مورد قبول را واسطه قرار دهید .
همیشه شاکر خدا باشید چون شکر نعمت ، نعمتت افزون کند . کفر نعمت از کَفَت بیرون کند
بیم و امیدتان به خدا باشد نه غیر خدا ، در غیر اینصورت به نتیجه نمیرسید و خسر الدنیا و الاخرة میشوید
خداوند در حدیث قدسی چنین فرموده است : بِعِزَّتی و جلالی و ارتفاعی علی عرشی لَاُقَطِّعَنَّ اَمَلَ کُلِّ مُؤَمِّلٍ بِغَیری و لَاَکسُوَنَّهُ ثوبَ المَذِلَّة
قسم به عزت و جلالم و بلند مرتبگی ام بر عرش ، به یقین قطع میکنم امید کسی را که به غیر من امید بسته و قطعا بر او لباس ذلت می پوشانم


اِذا قَلَّ الدُّعاءُ نَزَلَ البَلاءُ .(مستدرک الوسائل، ج 1، ص 36)

آنگاه که دعا (در بین مردم) کاهش یابد بلا نازل می‌شود.

حضرت محمد صلی الله علیه و آله
موضوعات
 
 
http://www.sheekh-3arb.info/islam/Library/img/3ater/div1011.files/image034.gif



 این لعن چهار ضرب را صد و یک (101) بار جهت هر مطلبی باید خواند.


٭و مروی است که هر که را مطلب و مدعائی باشد یا از برای ادای دین و رد گم شده، باید گودی بکند و صد و یک ریگ حاضر سازد و هر یک ریگ که دست می گیرد یک بار لعن چهار ضرب را بگوید و در آن حفره اندازد به طوری که در ریگ آخر صد و یک (101) مرتبه لعن چهار ضرب را گفته باشد و روی آن گودی را با خاک بپوشاند به زودی آن مطلب باذن الله حاصل شود انشاءالله و گم شده او باز می آید:



حکایت: یکی از شیعیان جهت ضیق و تنگی معاش گذرش به قلعه ای از قلاع افتاد که در پای کوهی واقع بود و امیر و حاکم آنجا سنی بود و آن والی را به حسب اتفاق بازی در در شکار گم شده بود و چون از بالای آن حصین نظرش به آن شیعه افتاد او را در بالای حصین طلب نمود، چون آثار صلاح و دانش در بشره (چهره) او ظاهر بود از او تفحص نمود که به چه سبب گذر تو به این مکان واقع شد؟ آن مرد مؤمن گفت: از برای ضیق و تنگی معاش، گفت: چیزی خوانده ای؟ (=سواد داری؟) گفت: بلی، گفت: مرا بازی گم شده، دعایی بخوان تا باز برگردد، اگر باز من بیاید تو را انعام و نوازش بسیار نموده و به مسکن و مأوایت رسانم و الا به روح چهار یار سوگند که امر نمایم تو را از این حصار به زیر اندازند، آن بیچاره درکار خود حیران مانده گرسنگی و تنگی معاش را فراموش کرد ناچار سه روز مهلت خواست و دل به هلاکت نهاد و به خاطرش رسید که از برای برگشت گمشده لعن چهار ضرب مجرب است، در گوشه ای آمده خفره ای کند و صد و یک ریگ حاضر نمود و هر یک مرتبه که لعن می کرد یک ریگ در آن حفره می انداخت و چون فارغ شد آن حفره را پر خاک ساخت و در آن روز باز شکاری آن والی برگشت، آن شیعه را اعزاز و اکرام بسیار نمود.


روز دیگر خبر به آن امیر رسید که پادشاه تو را از حکومت این حصار معزول ساخته، باز آن شیعه را طلب نمود گفت چنین خبری به من رسیده، دعائی بخوان که پادشاه بر سر شفقت آمده دوباره حکومت این حصار را به من ارزانی دارد و الا امر می نمایم تو را از حصین به زیر اندازند.


آن بیچاره نیز به طریق روز گذشته لعن چهار ضرب شد، بعد از چند روز خلعت شاهی را برای او آوردند و باز محافظت آن حصار به او رجوع شد، آن شیعه را طلب نموده در احترام او بیش از پیش کوشیده گفت: این دعا را به من تعلیم کن در سختی و شدت مداومت کنم تا حاجتم روا شود، آن شیعه کتابی را از جیب خود بیرون آورد دعائی به او نمود که این دعا را تعلیم گیر که من این دعا جهت حل مشکلات تو خوانده ام و مطلب تو حاصل شد.


آن ناصبی کتاب را از او گرفته گفت بخوان تا من بشنوم، گفت من این دعا را از حفظ ننموده ام و از روی کتاب جهت حصول مطلب تو خوانده ام، گفت: دروغ می گویی، من در وقت خواندن دعا از گوشه ای مشاهده نمودم که ریگ چند در پیش خود جمع کرده بودی و بی نوشته و کتاب چیزی می خواندی، من دست از تو بر ندارم تا این دعا را به من تعلیم کنی و الا تو را از این کوه به زیر اندازم، آن شیعه گرفتار چون این حال را مشاهده نموده یکباره قطع حیات خود نموده و درکار خود درمانده، اگر تعلیم نکند کشته می شود و اگر بیاموزد آن ناصبی سب و لعن خلفاء ثلاثه از او بشنود به طریق اولی امر به قتل او خواهد کرد، عاقبت الامر چون به غیر راستی چاره و درمان ندید گفت: به یک شرط این دعا به تو می آموزم که اول قسم یاد نمایی که آزاری از تو به من نرسد، والی قسم یاد نمود، آن شیعه آن سنی را به گوشه ای برد و شروع در لعن چهار ضرب کرد، آن والی دست به گوش گرفته و شروع به توبه توبه گفتن نمود.


شیعه گفت: دعای من این است که برای برآمدن مطالب می خواندم، دیگر تو می دانی در آن حال آن والی را توفیق رفیق گردیده، آن مؤمن هادی راه او شد و تبرا از خلفای ثلاثه، و تولی به ائمه معصومین علیهم السلام نمود خود را به جرگه غلامان و موالیان مولای مؤمنان و پیشرو اهل جنان (علیه السلام) درآورده شیعه اثنا عشری شد، و آن مرد مؤمن را انعام و اکرام بسیار نمود و مال بسیار به او ارزانی داشت و به وطن و مأوایش روانه نمود.




 
نویسنده :˙··•●♥ فریبا ♥●•٠·˙
تاریخ: سه شنبه 31 خرداد1390 ساعت: 7:28 AM
دوستان
ابزارک های وبلاگ
 RSS 
Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت